English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
escalate U شدید کردن یا شدن
escalated U شدید کردن یا شدن
escalates U شدید کردن یا شدن
escalating U شدید کردن یا شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
heighten U شدید کردن بسط دادن
heightened U شدید کردن بسط دادن
heightening U شدید کردن بسط دادن
heightens U شدید کردن بسط دادن
nosedive U نزول شدید کردن
nosedived U نزول شدید کردن
nosedives U نزول شدید کردن
nosediving U نزول شدید کردن
Other Matches
fervor U حرارت شدید اشتیاق شدید
fervour U حرارت شدید اشتیاق شدید
towering U شدید
vigorous U شدید
toughest U شدید
tough U شدید
stalwarts U شدید
strenuous U شدید
tougher U شدید
boisterous U شدید
intensive U شدید
rigorous U شدید
high wrought U شدید
climacteric <adj.> U شدید
hyperpyrexia U تب شدید
keenest U شدید
keen U شدید
acute U شدید
drastically U شدید
two fisted U شدید
drastic U شدید
vehement U شدید
diametric U شدید
intense U شدید
inclement U شدید
stalwart U شدید
severest U شدید
severer U شدید
diametrical U شدید
severe U شدید
rugged U شدید
forcible U شدید
slashing U شدید
sweltering U شدید
grievous U شدید
draconic U شدید
extensive U شدید
violent U شدید
incontrollable U شدید
vehemently U شدید
sopping U شدید
raging U شدید
revulsion U تنفر شدید
high explosive U سوختار شدید
workouts U ورزش شدید
gird U ضربه شدید
workout U تمرین شدید
rain shower باران شدید
workout U ورزش شدید
workout U کار شدید
workouts U تمرین شدید
workouts U کار شدید
clavus U سردرد شدید
high order detonation U انفجار شدید
salvoes U افهاراحساسات شدید
rain cats and dogs <idiom> U باران شدید
hard U مشکل شدید
harder U مشکل شدید
hardest U مشکل شدید
rush U حرکت شدید
rushed U حرکت شدید
rushing U حرکت شدید
pash U باران شدید
actude conditions U شرایط شدید
advertising blitz U تبلیغات شدید
aggravator U شدید کننده
slat U ضربه شدید
slats U ضربه شدید
salvo U افهاراحساسات شدید
heavy U شدید پرزور
heaviest U شدید پرزور
chronic U شدید گرانرو
high rate discharge U تخلیه شدید
hyperinflation U تورم شدید
hypersensitivity U حساسیت شدید
bedlam U اشتباه شدید
impetuous U تند و شدید
booms U رونق شدید
schwarmerei U احساسات شدید
boomed U رونق شدید
boom U رونق شدید
rumbustious U سخت شدید
vehemence U غضب شدید
heavier U شدید پرزور
heavies U شدید پرزور
an intensive particle U ادات شدید
booming U رونق شدید
violent wind U باد شدید
sthenic U شدید نیرومند
exquisite U شدید سخت
galloping inflation U تورم شدید
passion U تعصب شدید
penchant U میل شدید
fanatical U دارای احساسات شدید
hyperirritable U دارای حساسیت شدید
die U پارو زدن شدید
did you hurt your self a U ایاهیچ اذیت شدید
strong jump U جهش ابی شدید
burst advertising U شروع تبلیغات شدید
nosedived U نزول شدید یا ناگهانی
hunger for data U میل شدید به داده ها
hunger for power [craving for power] U میل شدید به قدرت
yerk U حرکت سریع و شدید
high explosive shell U گلوله محترقه شدید
hyperdeflation U انقباض پولی شدید
severely retarded U عقب مانده شدید
mass casualties U تلفات و ضایعات شدید
nosedive U نزول شدید یا ناگهانی
high explosive U ماده منفجره شدید
zing U جیغ شدید وتند
nosedives U نزول شدید یا ناگهانی
fanatic U دارای احساسات شدید
sterner U سخت و محکم شدید
maelstrom U طوفان یا گرداب شدید
stern U سخت و محکم شدید
paroxysmal U طغیانی سخت شدید
nosediving U نزول شدید یا ناگهانی
going-over U عیب جویی شدید
goings-over U عیب جویی شدید
nymphomania U میل شدید زن بجماع
groundswell U طغیان شدید دریا
hardball U رقابت شدید و بیرحمانه
sternest U سخت و محکم شدید
yen U تمایل رغبت شدید
pathetic U دارای احساسات شدید
impact U اصابت اثر شدید
sterns U سخت و محکم شدید
violent pain U درد سخت یا شدید
fanatics U دارای احساسات شدید
impacts U اصابت اثر شدید
jars U اعمال شوک شدید به یک وسیله
jarred U اعمال شوک شدید به یک وسیله
hyperaesthesia U حخساسیت شدید در یک ناحیه بدن
candescent U دارای تشعشع یاگرمای شدید
hysteric U دارای هیجان شدید یاهیستری
hyperesthesia U حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
heady U عجول شدید مست کننده
jar U اعمال شوک شدید به یک وسیله
earnest U سنگین علاقه شدید به چیزی
anasarca U ورم تقریبا شدید پشام
upthrow U بطرف بالاانداختن تحول شدید
give someone a good run for her money <idiom> U رقابت شدید به وجود آوردن
snifter U طوفان شدید وزش سخت
ground swell U طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
hobby-horses U کار مورد علاقهی شدید
torrents U جریان شدید سیل وار
hobby-horse U کار مورد علاقهی شدید
basophil U میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
torrent U جریان شدید سیل وار
high explosive plastic U گلوله پلاستیکی سوختار شدید
high explosive antitank U گلوله سوختار شدید ضد تانک
big push theory of development U نظریه فشار شدید توسعه
fury U هیجان شدید وتند خشم
ammonal U نوعی ماده منفجره شدید
surge U تموج سریع برق نوسان شدید
surged U تموج سریع برق نوسان شدید
surges U تموج سریع برق نوسان شدید
electric U حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
jet U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jets U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
A sharp note(reply). U نامه (جواب ) تند ( شدید اللحن )
(the) creeps <idiom> U احساس تنفر ویا ترس شدید
backlash U عکس العمل سیاسی واکنش شدید
jetted U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetting U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
fortis U دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
passion U اشتیاق وعلاقه شدید احساسات تند وشدید
I had a very bad headache, a fever, and my whole body was shaking. U من سردرد شدید و تب داشتم و تمام بدنم می لرزید.
thermal shock U تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
blown out U رانده شدن تخته موج سواری با باد شدید
tantalus U تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
fiend U دارای احساسات شدید [دیوانه وار مشتاق یا علاقه مند]
sailing U گردش ناخواسته رتورهای هلیکوپتر یا ملخ هواپیما درباد شدید
embattle U حاضر بجنگ شدن تحت فشار شدید قرار دادن
alley shot U ضربه شدید کم ارتفاع به دیوار مقابل که بعد به دیوارکناری می خورد
nympholepsy U جنون و علاقه شدید برای دسترسی به چیزهای غیرقابل حصول
Hypergraphia U [حالتی رفتاری مشخص شده با اشتیاق شدید برای نوشتن]
paranoia U جنون ایجاد سوء ذن شدید و هذیان گویی و فقدان بصیرت
small craft warning U پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
stenotherm U موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
dualism U مانند فقر شدید ووفور نعمت بخشهای مدرن و سنتی اقتصادی
vortex trail U دنباله مرئی باقیمانده از نوک بال یا ملخ و غیره ناشی ازجریانهای حلقوی شدید
eprom U PRO مخصوص که در زیرنور شدید ماوراء بنفش میتواند پاک شده و سپس دوباره برنامه ریزی شودmemory only programmableread erasableیک
shivering U فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
storm warning U پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
shiver U فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
shivered U فشار شدید رو به بالا با عقب دست یا ساق دست از مدافع به حریف
glared U صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glares U صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glare U صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
area of military significant fallout U منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
resonance U وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances U وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
rainstorms U باد و باران باران شدید
rainstorm U باد و باران باران شدید
rainsquall U باد و باران باران شدید
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com