Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bield
U
شجاع شدن دفاع کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
samisch variation
U
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence
U
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence
U
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
starkest
U
شجاع
braver
U
شجاع
braved
U
شجاع
starkly
U
شجاع
starker
U
شجاع
hydrae
U
شجاع
stark
U
شجاع
braves
U
شجاع
hydra
U
شجاع
braving
U
شجاع
brave
U
شجاع
manful
U
شجاع
intrepid
U
شجاع
gallant
U
شجاع
braw
U
شجاع
boldest
U
شجاع
bolder
U
شجاع
bold
U
شجاع
valorous
U
شجاع
bravest
U
شجاع
galliard
U
دلیر شجاع
cool as a cucumber
<idiom>
خونسرد و شجاع
epsilon hydrae
U
اپسیلون- شجاع
alphard
U
الفا-شجاع
soldierlike
U
شجاع درخورسرباز
alpha hydri
U
الفا- شجاع
valiantly
U
شجاع نیرومند
buck up
U
شجاع شدن
valiant
U
شجاع نیرومند
buckler
U
دفاع کردن
to make a d.
U
دفاع کردن
answered
U
دفاع کردن
implead
U
دفاع کردن
advocates
U
دفاع کردن
to defend
[from]
U
دفاع کردن
[از]
answering
U
دفاع کردن
asserting
U
دفاع کردن از
to stick up for
U
دفاع کردن از
advocating
U
دفاع کردن
assert
U
دفاع کردن از
defending
U
دفاع کردن از
asserted
U
دفاع کردن از
fend
U
دفاع کردن
answer
U
دفاع کردن
pleaded
U
دفاع کردن
defends
U
دفاع کردن
asserts
U
دفاع کردن از
advocated
U
دفاع کردن
defend
U
دفاع کردن از
advocate
U
دفاع کردن
defends
U
دفاع کردن از
defending
U
دفاع کردن
pleads
U
دفاع کردن
say a good word for
U
دفاع کردن
ward off
U
دفاع کردن
propugn
U
دفاع کردن از
plead
U
دفاع کردن
makki
U
دفاع کردن
defended
U
دفاع کردن
defended
U
دفاع کردن از
defend
U
دفاع کردن
deraign
U
دفاع کردن
answers
U
دفاع کردن
he looks brave
U
او شجاع بنظر میرسد
as brave as a lion
<idiom>
U
مثل شیر
[شجاع]
defenses
U
دفاع کردن استحکامات
championed
U
مبارزه دفاع کردن از
breasts
U
باسینه دفاع کردن
champions
U
مبارزه دفاع کردن از
breast
U
باسینه دفاع کردن
bay
U
دفاع کردن درمقابل
bays
U
دفاع کردن درمقابل
parrying
U
سد کردن دفاع مستقیم
baying
U
دفاع کردن درمقابل
bayed
U
دفاع کردن درمقابل
speak out
<idiom>
U
دفاع کردن از چیزی
to keep at bay
U
دفاع کردن درمقابل
parries
U
سد کردن دفاع مستقیم
parry
U
سد کردن دفاع مستقیم
champion
U
مبارزه دفاع کردن از
defense
U
دفاع کردن استحکامات
assert oneself
U
از حق خود دفاع کردن
defence
U
دفاع کردن استحکامات
championing
U
مبارزه دفاع کردن از
parried
U
سد کردن دفاع مستقیم
mayhen
U
ازوسیله دفاع محروم کردن
detachment parry
U
دفاع با دور کردن شمشیرحریف
eot geo reo
U
باز کردن دفاع ضربدری
to defend oneself
[against]
U
از خود دفاع کردن
[درمقابل]
to act in self-defence
U
دفاع از خود اقدام
[حرکت]
کردن
redundancies
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to vindicate a religion
U
دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
redundancy
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
one on one
U
دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense
U
دفاع وزارت دفاع
vindicated
U
دفاع کردن از محقق کردن
vindicate
U
دفاع کردن از محقق کردن
vindicating
U
دفاع کردن از محقق کردن
vindicates
U
دفاع کردن از محقق کردن
blocking
U
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
self defense
U
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
briefest
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
answering
U
دفاع
apologias
U
دفاع
pleading
U
دفاع
parries
U
دفاع
answers
U
دفاع
parried
U
دفاع
vindication
U
دفاع
defense
U
دفاع
parry
U
دفاع
answered
U
دفاع
parrying
U
دفاع
one man block
U
تک دفاع
answer
U
دفاع
munition
U
دفاع
advocation
U
دفاع
uncovered
U
بی دفاع
apologia
U
دفاع
blocks
U
دفاع
defended
U
دفاع
block
U
دفاع
defence
U
دفاع
defends
U
دفاع
defending
U
دفاع
defend
U
دفاع
fencing
U
دفاع
tae
U
دفاع با پا
advocacy
U
دفاع
defenses
U
دفاع
czech defence
U
دفاع چک
blocked
U
دفاع
closed variation
U
دفاع تاراش
polish defence
U
دفاع لهستانی
department of defense
U
وزارت دفاع
dutch attack
U
دفاع برد
yogoslav defence
U
دفاع پیرک
untenable
U
غیرقابل دفاع
plea of accused
U
دفاع متهم
pirc defence
U
دفاع پیرک
yogoslav defence
U
دفاع یوگوسلاو
pierce the block
U
شکافتن دفاع
pillsbury defence
U
دفاع پیلزبری
catenaccio
U
دفاع بتونی
ego defence
U
دفاع خود
double guard
U
دفاع با دو دست
dory defence
U
دفاع دوری
parry of debate
U
دفاع درمنافره
perceptual defense
U
دفاع ادراکی
opening
U
شکافتن دفاع
openings
U
شکافتن دفاع
indefensibility
U
دفاع ناپذیری
right of self preservation
U
حق دفاع از خود
defendants
U
دفاع کننده
classical variation
U
دفاع ارتدوکس
in self defence
U
برای دفاع
defendant
U
دفاع کننده
philidor's defence
U
دفاع فیلیدور
self-defence
U
دفاع از خود
replication
U
رونوشت دفاع
right of self defence
U
حق دفاع مشروع
position defense
U
دفاع موضعی
damiano's defence
U
دفاع دامیانو
dogging
U
دفاع بسته
dog
U
دفاع بسته
zone
U
دفاع منطقهای
composite defense
U
دفاع مرکب
d. armour
U
اسلحه دفاع
open
U
خط بازبی دفاع
open
U
بی دفاع واریز نش
opened
U
خط بازبی دفاع
opened
U
بی دفاع واریز نش
opens
U
خط بازبی دفاع
opens
U
بی دفاع واریز نش
fencible
U
قابل دفاع
fullback
U
دفاع پوششی
war department
U
وزارت دفاع
daylight
U
نفوذ در دفاع
dogs
U
دفاع بسته
vindicative
U
دفاع کننده
position defense
U
دفاع یا پدافندثابت
zone defence
U
دفاع منطقهای
defensive board
U
دفاع سبد
defense in place
U
دفاع در محل
defense in depth
U
دفاع در عمق
penetrate
U
نفوذ در دفاع
penetrated
U
نفوذ در دفاع
extended defense
U
دفاع گسترده
zones
U
دفاع منطقهای
hasty defense
U
دفاع تعجیلی
offensive block
U
دفاع تهاجمی
penetrates
U
نفوذ در دفاع
national defence
U
دفاع ملی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com