English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (24 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pelt U شتاب کردن ضربه
pelted U شتاب کردن ضربه
pelts U شتاب کردن ضربه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
impact acceleration شتاب ضربه ای
cyclotron U دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
skelp U شتاب کردن
make a push U شتاب کردن
hying U شتاب کردن
hurry U شتاب کردن
to come along U شتاب کردن
skeet U شتاب کردن
to make a hurry U شتاب کردن
skelpit U شتاب کردن
whirry U شتاب کردن
to make haste U شتاب کردن
hie U شتاب کردن
hurries U شتاب کردن
hurrying U شتاب کردن
to look sharp U شتاب کردن
to polish off U با شتاب پرداخت کردن
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
get a wiggle on <idiom> U عجله کردن با شتاب رفتن
to touch off U با شتاب درست کردن زودرسم کردن
punted U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response U پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to huddle up a piece of work U کاریرا سرهم بندی کردن کاریرا با شتاب انجام دادن
scrawl U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
cross U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest U ضربه هوک پس از ضربه حریف
strike blind U با ضربه کور کردن
to strike something open U با ضربه چیزی را باز کردن
knockouts U ضربه فنی کردن از پا در اوردن
sway away U رد کردن ضربه با حرکت بدن
shoulder block U سد کردن حریف با ضربه شانه
knockout U ضربه فنی کردن از پا در اوردن
to knock something open U با ضربه چیزی را باز کردن
to give somebody a blow U به کسی ضربه وارد کردن
sclaff U ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
drop goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
kwon U ضربه زدن بادست و خرد کردن با پا
dropped goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field goal U رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
kayo U ناک اوت کردن ضربه فنی
spike U ضربه زدن یا مجروح کردن کسی با میخ ته کفش
to rifle the ball into the goal U با ضربه خیلی محکم توپ را به دروازه شوت کردن
shank U ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
chop U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
hustles U شتاب
at full lick U با شتاب
speeds U شتاب
pelt U شتاب
acceleration lane U خط شتاب
accelerator U شتاب
unhurried U بی شتاب
speeding U شتاب
unhurriedly U بی شتاب
in a hurry U در شتاب
accelerators U شتاب
hie thee U شتاب کن
hustled U شتاب
hustle U شتاب
hustling U شتاب
precipitation U شتاب
hastiness U شتاب
pelts U شتاب
speed U شتاب
at leisure U بی شتاب
pelted U شتاب
expediency U شتاب
acceleration U شتاب
expedience U شتاب
cursoriness U شتاب
over hasty U پر شتاب
haste U شتاب
clinched U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
to chip [to chop off] U لپ پریده شدن [کردن] [با ضربه جدا کردن] [تکه تکه یا ریز ریز کردن]
deceleration U شتاب کاهنده
angular acceleration U شتاب زاویهای
accelerometer U شتاب سنج
speed U شتاب حرکت
acceleration of gravity U شتاب گرانی
deceleration U شتاب منفی
speed U شتاب کامیابی
angular acceleratin U شتاب زاویهای
electron acceleration U شتاب الکترون
in a hurried state U در حال شتاب
accelerators U الکترد شتاب ده
precipitateness U شتاب زدگی
accelerators U شتاب دهنده
previousness U شتاب زدگی
retardation U شتاب منفی
negative acceleration U شتاب منفی
speed U میزان شتاب
speeding U شتاب کامیابی
accelerate U شتاب دادن
speeding U میزان شتاب
accelerator U الکترد شتاب ده
hurriedly U از روی شتاب
hastener U شتاب کننده
despatches U کشتن شتاب
accelerated particle U ذره با شتاب
accelerating electrode U الکترود شتاب ده
no hurry U شتاب نداریم
accelerating power U قدرت شتاب
acceleration coefficient U ضریب شتاب
despatched U کشتن شتاب
acceleration due to gravity U شتاب ثقل
hurries U راندن شتاب
normal acceleration U شتاب عمودی
normal acceleration U شتاب قائم
hurrying U راندن شتاب
jot U با شتاب نوشتن
jots U با شتاب نوشتن
jotted U با شتاب نوشتن
dispatches U کشتن شتاب
dispatched U کشتن شتاب
dispatch U کشتن شتاب
despatching U کشتن شتاب
acceleration of free fall U شتاب گرانی
acceleration of free fall U شتاب ثقل
tilts U شتاب پرتاب
tilted U شتاب پرتاب
tilt U شتاب پرتاب
acceleration space U فضای شتاب
acceleration time U زمان شتاب
resultant acceleration U شتاب برایند
net acceleration U شتاب خالص
net acceleration U شتاب برایند
transverse acceleration U شتاب عرضی
post haste U با شتاب فراوان
resultant acceleration U شتاب خالص
apparent gravity U شتاب گرانی
apparent gravity U شتاب ثقل
acceleration of gravity U شتاب ثقل
acceleration of gravity U شتاب گرانش
peremptory U شتاب امیز
positive acceleration U شتاب مثبت
acceleration principle U اصل شتاب
hurriedness U شتاب زدگی
post deflection acceleration U شتاب ثانوی
accelerator U شتاب دهنده
coefficient of acceleration U ضریب شتاب
hurry U راندن شتاب
longitudinal acceleration U شتاب طولی
instantaneous acceleration شتاب لحظه ای
accelerating U شتاب دادن
accelerated U شتاب دادن
linear acceleration U شتاب خطی
speeds U میزان شتاب
speeding U شتاب حرکت
speeds U شتاب کامیابی
speeds U شتاب حرکت
accelerates U شتاب دادن
initial acceleration U شتاب اولیه
centripetal acceleration U شتاب مرکزگرا
d. haste U شتاب زیاد
spatchcock U با شتاب جادادن
hasty U شتاب زده
to hit U اصابت کردن [برخورد کردن] [ضربه زدن ] [زدن]
placekick U ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
forwardness U اشتیاق شتاب زدگی
linear accelerator شتاب دهنده خطی
post haste U بسرعت شتاب فراوان
hurry scurry U دستپاچگی شتاب زدگی
velocity U سرعت سیر شتاب
jerks U میزان تغییر شتاب
coefficient of acceleration U ضریب شتاب اقتصادی
electron accelerator U شتاب دهنده الکترون
decelerating electrode U الکترد شتاب گیر
precipitately U از روی شتاب زدگی
ionic centrifuge U شتاب دهنده یونی
accelerated particle U ذره شتاب دار
centrifugal acceleration U شتاب گریز از مرکز
jerking U میزان تغییر شتاب
velocities U سرعت سیر شتاب
accelerator board U تخته شتاب دهنده
jerked U میزان تغییر شتاب
ion accelerator U شتاب دهنده یون
jerk U میزان تغییر شتاب
hurry skurry U دستپاچگی شتاب زدگی
grab off U با شتاب گرفتن قاپیدن
at full pelt U با شتاب هر چه بیشتر سراسیمه
accelerator catalyst U کاتالیزور شتاب دهنده
loft U ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
lofts U ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
decelerete U بصورت منفی شتاب دادن
hastiness U دست پاچگی شتاب زدگی
slow and sure U شتاب کار را خراب میکند
full pelt U با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com