English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
solar plexus U شبکه عصبی ناحیه زیر معده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
breadbasket U معده ناحیه حاصلخیز
nervation U ساختمان عصبی شبکه عصبی
mesogaster U معده بند ناحیه ناف
plexus U شبکه عصبی
neural network U شبکه عصبی
neuroplexus U شبکه عصبی
nerve plexus U شبکه عصبی
domains U ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
domain U ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
local area network U شبکه ناحیه محلی
gastroscope U اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
inverting U معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
invert U معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
inverts U معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
neuritis U التهاب یا اماس وزخم عصبی که دردناک است وسبب ناراحتی عصبی وگاهی فلج میگردد
neuralgia U درد عصبی مرض عصبی
local area network U کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
lan U کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
blitter U عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
internetwork U تعدادی شبکه متصل بهم با استفاده از bridge و roater که به کاربر یک شبکه امکان دستیابی به هر منبع در شبکه دیگر بدهد
botany U گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
bridges U وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged U وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge U وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
sequential U پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
localtalk U استاندارد شبکه سافت Apple که لایه فیزیکی مثل سیستم کابل یا اتصالات را که در شبکه Apple Talk استفاده میشود را ساخته است . شبکه داده را روی کابل unshield pair-tuisted منتقل میکند
v , series U سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
captures U حذف یک Token از شبکه برای اینکه داده در شبکه ارسال شود
capturing U حذف یک Token از شبکه برای اینکه داده در شبکه ارسال شود
capture U حذف یک Token از شبکه برای اینکه داده در شبکه ارسال شود
networking U 1-سازمان شبکه . 2-اتصال دو یا چند شبکه در یک اتاق یا ساختمانهای مختلف
NDIS U بین نرم افزار درایور شبکه و کارتهای آداپتور شبکه
synchronous U . شبکه ارتباطی که در آن تمام عملیات شبکه با یک سیگنال زمان بندی کنترل میشود
dispersed intelligence U یک سیستم شبکه که در ان قدرت محاسباتی در کل شبکه کامپیوتری توزیع یا پخش شده است
orifice of the stomack U معده
kyte U معده
tummies U معده
stomached U معده
maw U معده
tummy U معده
stomach U معده
foul stomach U معده پر
stomachs U معده
stomaching U معده
the inner man U معده
wiring U جعبهای که سیم بندی شبکه یا بخشهای شبکه خاتمه می یابند و بهم وصل هستند
Xerox Network System U پروتکل شبکه ساخت aerox که پایهای برای پروتکلهای شبکه novell IPX است
ODI U واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
speech scrambling U نفوذ در شبکه مکالماتی دخالت در شبکه صوتی و به هم زدن ان
grid convergence U تقارب نصف النهارات یا کجی شبکه انحراف شبکه
faxing U کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxed U کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
fax U کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxes U کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
XNS U پروتکل شبکه ساخت xerox که پایهای برای پروتکلهای شبکه Novell ipx ایجاد کرده است
common U پروتکلی که به صورت رسمی توسط ISO تنظیم شده برای انتقال اطلاعات مدیریتی شبکه در شبکه
commoners U پروتکلی که به صورت رسمی توسط ISO تنظیم شده برای انتقال اطلاعات مدیریتی شبکه در شبکه
commonest U پروتکلی که به صورت رسمی توسط ISO تنظیم شده برای انتقال اطلاعات مدیریتی شبکه در شبکه
spanning tree U روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
Internetwork Packet Exchange U پروتکل شبکه توسعه یافته توسط Novell که برای ارسال بستههای اطلاعاتی روی شبکه است
faulted U یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults U یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
fault U یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
epigastrium U روی معده
pneumogastric nerve U پی با عصب شش و معده
antacid U ضداسید معده
craw U معده جانور
collywobbles U درد معده
gastric juice U شیره معده
heartburn U سوزش معده
pyrosis U سوزش معده
gastrolith U سنگ معده
stomachache U درد معده
stomach pumps U تنقیهی معده
saburra U اخلاط معده
cramp of stomach U درد معده
gastric ulcer U زخم معده
rot gut U معده خراب کن
gastritis U ورم معده
gastritis U التهاب معده
gastritis U اماس معده
gastroptosis U سقوط معده
stomach pump U تنقیهی معده
maw U حفره معده
gastroscopy U معاینه معده
cardialgia U دردفم معده
f.of the stomach U ته یاقعر معده
CMIP U پروتکلی که به طور رسمی توسط IOS پذیرفته شده است برای انتقال افلاعات مدیریت شبکه در شبکه
IPX U پروتکل شبکه توسعه یافته توسط Novell که برای ارسال بستههای اطلاعاتی روی شبکه به کار می رود
psalterium U معده سوم نشخوارکنندگان
gastrointestinal U مربوط به معده و روده
antacid U دوای ضد ترشی معده
dyspepsy U ناراحتی معده [پزشکی]
gastroptosis U پایین افتادن معده
gastroenteritis U ورم معده و رودهها
upset stomach U ناراحتی معده [پزشکی]
tummy upset [coll.] U ناراحتی معده [پزشکی]
stomach upset U ناراحتی معده [پزشکی]
polygastric U دارای چندین معده
ascarid U کرم معده اسکاریس
abdominal pain U معده درد [پزشکی]
stomach pain U معده درد [پزشکی]
gastro enteritis U اماس معده وروده
indigestion U ناراحتی معده [پزشکی]
alerted U پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند
alert U پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند
alerts U پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند
grid current detection U یکسوسازی شبکه اشکارسازی جریان شبکه
nett U شبکه رادیویی تور استتار شبکه
nets U شبکه رادیویی تور استتار شبکه
net U شبکه رادیویی تور استتار شبکه
gastroenterologist U متخصص بیماریهای معده وروده
gastroenterology U مطالعه معده و روزده وبیماریهای ان
gastroenteritis U التهاب معده و رودهی باریک
gastric fever U تب معدهای یارودهای حمای معده
gateway U 1-وسیلهای که دو شبکه غیرمشابه را به هم وصل میکند. 2-وسیله ترجمه پروتکل نرم افزار که به کاربران امکان کار با یک شبکه و دستیابی به دیگری را میدهد
naming services U روش انتساب نام یکتا به هر کاربر یا گره یا کامپیوتر در شبکه که به سایر کاربران امکان دستیابی به منبع اشتراکی بدهد در یک شبکه گسترده 9
gateways U 1-وسیلهای که دو شبکه غیرمشابه را به هم وصل میکند. 2-وسیله ترجمه پروتکل نرم افزار که به کاربران امکان کار با یک شبکه و دستیابی به دیگری را میدهد
cloud lattice design U طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
server U کامپیوتر متصل به شبکه که نرم افزار سیستم عامل شبکه را اجرا میکند تا کاربر دیگر واشتراک فایل و چاپگر را کنترل کند
NetBEUI U گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
achlorhydria U فقدان اسید کلریدریک درشیرهء معده
ingestion U قورت دادن داخل معده کردن
mesogaster U پردهای که معده رابدیوارعقبی شکم می پیوند د
gastrectomy U عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
peptic gland U دژ پبهی که شیره معده از ان تراوش میکند
gastro enteric U وابسته به معده وروده معدی امعائی
pepsin U پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
gastrin U هورمونی که موجب ترشح شیره معده میگردد
pepsine U پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
bus network U سیستمی که در ان تمام ایستگاهها یا دستگاههای کامپیوتری توسط بکارگیری یک کانال مشترک توزیعی یایک گذارگاه با هم دیگر ارتباط برقرار می کنند شبکه گذری شبکه خطی
dedicated U کامپیوتری در شبکه که به چاپگر متصل است و وفیفه مدیریت کارهای چاپ و صنعت چاپ کاربران در شبکه را بر عهده دارد
lavage U انجدان رومی شستشوی معده یازخم شستشو دادن
CMOT U استفاده از پروتکلهای مدیریت شبکه CMIS , CMIP برای مدیریت دروازه ها در یک شبکه TCP / IP
lattice U شبکه بندی شبکه کاری
grid bias U پتانسیل شبکه ولتاژ شبکه
grid bias U ولتاژپلاریزاسیون شبکه بایاس شبکه
lattices U شبکه بندی شبکه کاری
tunnelling U روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
rightsizing U فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
uptight U عصبی
engram U رد عصبی
nervous U عصبی
keyed up <idiom> U عصبی
twitchy U عصبی
neurotic U عصبی
nervelessness U بی عصبی
on pins and needles <idiom> U عصبی
neurogram U رد عصبی
abnerval U عصبی
neural U عصبی
overwrought U عصبی
radar netting U تشکیل شبکه اتصالی رادارها تشکیل حلقه زنجیر ازرادارها در یک شبکه
nerve tissue U بافت عصبی
nervelessly U از روی بی عصبی
shocks U حمله عصبی
shock U حمله عصبی
ganglion U غده عصبی
sweat bullets/blood <idiom> U عصبی بودن
interneuron U داخل عصبی
causalgia U سوزش عصبی
neuralgia U درد عصبی
nervous system U دستگاه عصبی
nervous systems U دستگاه عصبی
shocked U حمله عصبی
nerve path U گذرگاه عصبی
nerve impulse U تکانه عصبی
nerve cell U یاخته عصبی
nerve center U مرکز عصبی
nerve current U جریان عصبی
nerve block U وقفه عصبی
nerve deafness U کری عصبی
neurons U یاخته عصبی
nerve ending U پایانه عصبی
nerve fibre U تار عصبی
lose temper <idiom> U عصبی شدن
neurofibril U تار عصبی
nerve cell U سلول عصبی
neurocyte U یاخته عصبی
neural reverbration U ارتعاش عصبی
neural bond U پیوند عصبی
willies U حمله عصبی
neuritis U التهاب عصبی
neural satiation U اشباع عصبی
neural circuit U مدار عصبی
neural conduction U رسانش عصبی
neural discharge U تخلیه عصبی
neural induction U القای عصبی
Relax! U عصبی نشو!
neural lesion U ضایعه عصبی
interneural U داخل عصبی
nerves U رشته عصبی
neural arc U قوس عصبی
psychochemical agent U عامل عصبی
psychochemical agent U گاز عصبی
neuron U یاخته عصبی
anorexia nervosa U بی اشتهایی عصبی
nerve U رشته عصبی
nerve agent U عامل شیمیایی عصبی
discharges U شلیک عصبی تخلیه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com