Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
quasi deposit
U
شبه سپرده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
deposit
U
: سپرده
deposit
U
سپرده
deposits
U
: سپرده
deposits
U
سپرده
guarantee
U
وثیقه سپرده
guarantee
U
سپرده
guaranteed
U
وثیقه سپرده
guaranteed
U
سپرده
guarantees
U
وثیقه سپرده
guarantees
U
سپرده
inspectorate
U
رسد بانی بخشی که بدست رسدبانی سپرده شده باشد
inspectorates
U
رسد بانی بخشی که بدست رسدبانی سپرده شده باشد
deposit account
U
حساب سپرده
deposit accounts
U
حساب سپرده
trust fund
U
سپرده
trust fund
U
سپرده امانی
trust fund
U
وجوه سپرده
appropriation receipt
U
رسید سپرده قانونی
appropriation refund
U
بازپرداخت سپرده
appropriation reimbur sement
U
تامین سپرده یاوثیقه
appropriation title
U
عنوان سپرده
army deposit fund
U
سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
bank deposit
U
سپرده بانکی
banking deposit account
U
حساب سپرده بانکی
certificate of deposit
U
گواهی پول سپرده
certificate of deposit
U
گواهی سپرده
certificate of deposits
U
گواهی نامه سپرده
demand deposit
U
سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
demand deposit
U
سپرده دیداری
demand deposit
U
سپرده جاری
deposit multiplier
U
ضریب بهم فزاینده سپرده
deposit ratio
U
نسبت سپرده
deposit slip
U
اعلامیه پرداخت سپرده
depositary
U
سپرده
depositery
U
محل نگهداری سپرده
depositery
U
نگهدارنده سپرده
depositor
U
صاحب سپرده سپرده گذار
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
escrow
U
موافقت نامه بین دونفرکه بامانت نزدشخص ثالثی سپرده شودوتاحصول شرایط بخصوص بدون اعتبارباشد
fiduciary
U
سپرده
fiduciary
U
امانتی سپرده
fixed capital
U
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
fixed term deposit
U
سپرده ثابت
foreign deposit
U
سپرده خارجی
guarantee fund
U
سپرده تضمینی
idle deposit
U
سپرده راکد
idle deposit
U
سپرده بلااستفاده
legal deposit
U
سپرده قانونی
loan on deposit
U
اعطای وام به وثیقه سپرده
money on d.
U
پول سپرده
money on deposit
U
پول سپرده
nursling or nurse
U
کودکی به دست دایه یا پرستار سپرده شده است
open allotment
U
حساب سپرده باز
pass book
U
برای صاحب سپرده نگاه میدارد دفترنسیه دکاندار
purchase price variance
U
سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
recognizance
U
سپرده التزامی
Money entrusted to my care .
U
پولی که با مانت نزد من سپرده شد
upfront payment
U
پول بیعانه
[پیش بها]
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
My grandparents are six feet under.
<idiom>
U
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
committed
<adj.>
<past-p.>
U
سپرده شده
[داده شده]
consigned
<adj.>
<past-p.>
U
سپرده شده
[داده شده]
delivered
<adj.>
<past-p.>
U
سپرده شده
[داده شده]
forwarded
<adj.>
<past-p.>
U
سپرده شده
[داده شده]
depositary for a fund
U
سپرده برای یک صندوق
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com