Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
resemble
U
شباهت داشتن
resembled
U
شباهت داشتن
resembles
U
شباهت داشتن
resembling
U
شباهت داشتن
to look like
U
شباهت داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
simulate
U
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates
U
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating
U
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
to resemble somebody
U
شباهت به کسی داشتن
Other Matches
simulacrum
U
شباهت ریایی شباهت تصنعی
equality
U
شباهت
hairiness
U
شباهت به مو
analogy
U
شباهت
unlike
U
بی شباهت
comparableness
U
شباهت
similarities
U
شباهت
resemblance
U
شباهت
likenesses
U
شباهت
likeness
U
شباهت
analogue
U
شباهت
semblance
U
شباهت
nearness
U
شباهت
analog
U
شباهت
anomalous
U
بی شباهت
similarity
U
شباهت
analogues
U
شباهت
analogies
U
شباهت
nighness
U
شباهت
atavism
U
شباهت به نیاکان
assonance
U
شباهت صدا
assimilatory
U
شباهت دهنده
d. likeness
U
شباهت دور
d. likeness
U
شباهت اندک
apparence
U
شباهت طبیعی
similitude
U
شباهت صورت
approximations
U
شباهت زیاد
propinquity
U
شباهت قرابت
leafiness
U
شباهت برگ
self identity
U
شباهت تام
semblable
U
شباهت شبیه
atavistic
U
شباهت به نیاکان
simulacrum
U
شباهت وهمی
approximation
U
شباهت زیاد
proportions
U
شباهت مقدار
homophyly
U
شباهت خانوادگی
mossiness
U
شباهت خزه
proportion
U
شباهت مقدار
homophyly
U
شباهت فامیلی
frutescence
U
شباهت به گلبن
analogies
U
شباهت همانندی
analogy
U
شباهت همانندی
not nearctic
U
هیچ شباهت
dissimilar
U
بی شباهت غیرمشابه
verisimilitude
U
شباهت به واقعیت
Be a dead ringer for someone
<idiom>
U
شباهت زیاد دو نفر
simulative
U
دارای شباهت فاهری
parity of reasoning
U
قیاس یا شباهت استدلال
gauziness
U
شباهت به گارس یاتنزیب
assimilative
U
هم جنس شونده شباهت دار
gristliness
U
شباهت به نرمه استخوان حالت غضروفی
homomorphy
U
شباهت ساختمانی واساسی بین دو چیز
You are sure a dead ringer for muy brother.
U
تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
dissimilate
U
ناجور و بی شباهت کردن سبب اختلاف شدن
me too
U
دارای شباهت تبلیغاتی نسبت برقیب سیاسی خود
longs
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn
<idiom>
U
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longer
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up
U
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down
U
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
resides
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
hoped
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
resided
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
hope
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
abhors
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorring
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
proffers
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
reside
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
abhorred
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
differed
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meaner
U
مقصود داشتن هدف داشتن
mean
U
مقصود داشتن هدف داشتن
meanest
U
مقصود داشتن هدف داشتن
to have by heart
U
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
cost
U
قیمت داشتن ارزش داشتن
differ
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differs
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
proffering
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffer
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
preventive detention
U
تمدید مدت حبس مجرم به عادت که تقریبا" به سیستم اجرای نظرتشدید مجازات و یا مواردپیش بینی شده در قانون اقدامات تامینی شباهت دارد
upkeep
U
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
to have something in reserve
U
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
long for
U
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life
<idiom>
U
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
lappets
U
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
Senneh
U
سنه
[نام قدیم سنندج و از مراکز بزرگ تولید فرش در غرب ایران. گره فارسی به دلیل شباهت زیاد با گره فرش این ناحیه به گره سنه نیز معروف است.]
intercommon
U
داشتن
doubted
U
شک داشتن
to go hot
U
تب داشتن
doubting
U
شک داشتن
doubt
U
شک داشتن
have
U
داشتن
doubts
U
شک داشتن
to have f.
U
تب داشتن
to be in a f.
U
تب داشتن
to be feverish
U
تب داشتن
to hold
U
داشتن
to hold a meeting
U
داشتن
monogyny
U
داشتن یک زن
redolence
U
بو داشتن
having
U
داشتن
want
U
کم داشتن
to have possession of
U
داشتن
relieving
U
داشتن
owned
U
داشتن
owning
U
داشتن
lacks
U
کم داشتن
possessing
U
داشتن
bear
U
داشتن
to possess
U
داشتن
bear
U
در بر داشتن
owns
U
داشتن
relieves
U
داشتن
lackvt
U
کم داشتن
possesses
U
داشتن
bears
U
داشتن
possess
U
داشتن
to have
U
داشتن
wanted
U
کم داشتن
relieve
U
داشتن
lack
U
کم داشتن
own
U
داشتن
lacked
U
کم داشتن
bears
U
در بر داشتن
receive of
U
سهم داشتن از
reck
U
پروا داشتن
abominated
U
تنفر داشتن
hears
U
خبر داشتن
playact
U
رفتارمتظاهر داشتن
to be in a state of a
U
بیم داشتن
contradict
U
تناقض داشتن با
preservatize
U
نگاه داشتن
contradicted
U
تناقض داشتن با
contradicts
U
تناقض داشتن با
propend
U
تمایل داشتن
protend
U
بسط داشتن
to be in arrear
U
پس افت داشتن
abominate
U
تنفر داشتن
reck
U
باک داشتن
contests
U
اعتراض داشتن بر
shimmy
U
تاب داشتن
to be afraid
U
بیم داشتن
contesting
U
اعتراض داشتن بر
contested
U
اعتراض داشتن بر
contest
U
اعتراض داشتن بر
shimmy
U
لرزش داشتن
varies
U
فرق داشتن
to be pressed for time
U
عجله داشتن
vary
U
فرق داشتن
adjudge
مقرر داشتن
see after
U
توجه داشتن به
scruple
U
وسواس داشتن
reck
U
بیم داشتن
shimmey
U
تاب داشتن
shilly shally
U
دودلی داشتن
shimmey
U
لرزش داشتن
repugn
U
تناقض داشتن
abominates
U
تنفر داشتن
resile
U
انعطاف داشتن
retroact
U
واکنش داشتن
schismatize
U
شقاق داشتن
abominating
U
تنفر داشتن
hear
U
خبر داشتن
scruple
U
تردید داشتن
exist
U
وجود داشتن
to have a bee in ones bonnet
U
کک درتنبان داشتن
occupying
U
مشغول داشتن
occupy
U
مشغول داشتن
occupies
U
مشغول داشتن
to have an steem for
U
محترم داشتن
to rold in steem
U
محترم داشتن
to have in remembrance
U
یاد داشتن
to have in remembrance
U
بخاطر داشتن
to have in stock
U
موجود داشتن
to have in view
U
در نظر داشتن
to have patience
U
شکیبایی داشتن
to hang up
U
نگاه داشتن
to give support to
U
نگاه داشتن
differs
U
فرق داشتن
differing
U
فرق داشتن
differed
U
فرق داشتن
differ
U
فرق داشتن
disguising
U
نهان داشتن
disguises
U
نهان داشتن
disguised
U
نهان داشتن
disguise
U
نهان داشتن
to drive at
U
قصد داشتن از
to drive at
U
توجه داشتن به
to fondle to the heart
U
گرامی داشتن
to get the wind up
U
بیم داشتن
retains
U
نگاه داشتن
to hold in reverence
U
محترم داشتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com