Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
comb
U
شانه کردن جستجو کردن
combed
U
شانه کردن جستجو کردن
combing
U
شانه کردن جستجو کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hackle
U
شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
reed
U
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
serviced
U
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service
U
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
inspected
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspecting
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspect
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspects
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
fished
U
جستجو کردن طلب کردن
hunt
U
صید کردن جستجو کردن در
to look up
U
نگاه کردن جستجو کردن
hunts
U
صید کردن جستجو کردن در
fish
U
جستجو کردن طلب کردن
hunted
U
صید کردن جستجو کردن در
hunting
U
شکار کردن جستجو کردن
attempt
U
تقلا کردن جستجو کردن
attempted
U
تقلا کردن جستجو کردن
attempting
U
تقلا کردن جستجو کردن
attempts
U
تقلا کردن جستجو کردن
fishes
U
جستجو کردن طلب کردن
heckles
U
شانه کردن
heckled
U
شانه کردن
heckle
U
شانه کردن
hackle
U
شانه کردن
heckling
U
شانه کردن
shrinks
U
شانه خالی کردن از
shirked
U
شانه خالی کردن از
shirks
U
شانه خالی کردن از
flinched
U
شانه خالی کردن
quail
U
شانه خالی کردن
flinches
U
شانه خالی کردن
shirk
U
شانه خالی کردن از
shirking
U
شانه خالی کردن از
flinching
U
شانه خالی کردن
evade
U
شانه خالی کردن
shrink
U
شانه خالی کردن از
shrinking
U
شانه خالی کردن از
quails
U
شانه خالی کردن
cop-out
U
شانه خالی کردن
flinch
U
شانه خالی کردن
beat
U
شانه خالی کردن
weasels
U
شانه خالی کردن
shirk
U
شانه خالی کردن
weasel
U
شانه خالی کردن
bleneh
U
شانه خالی کردن
repudiate
U
شانه خالی کردن
seeks
U
جستجو کردن
scour
U
جستجو کردن
scoured
U
جستجو کردن
to search
U
جستجو کردن
searchingly
U
جستجو کردن
to scratch about
U
جستجو کردن
to search after
U
جستجو کردن
ransacks
U
جستجو کردن
seek
U
جستجو کردن
ransack
U
جستجو کردن
to browse through
U
جستجو کردن
searched
U
جستجو کردن
to rummage
U
جستجو کردن
ransacked
U
جستجو کردن
search
U
جستجو کردن
seeking
U
جستجو کردن
ransacking
U
جستجو کردن
hunt after
U
جستجو کردن
scours
U
جستجو کردن
searches
U
جستجو کردن
to hunt up
U
جستجو کردن
seeds
U
جستجو کردن
snook
U
جستجو کردن
mouse
U
جستجو کردن
hunt up
U
جستجو کردن
surveillance
U
جستجو کردن
seach
U
جستجو کردن
mouses
U
جستجو کردن
track down
<idiom>
U
جستجو کردن
hunt for
U
جستجو کردن
to feel after any thing
جستجو کردن
seed
U
جستجو کردن
to smell about
U
جستجو کردن
carding
U
شانه کردن پشم یاپنبه
shoulder block
U
سد کردن حریف با ضربه شانه
back-comb
U
شانه کردن مو به سمت فرق سر
to c. ata difficulty
U
ازسختی شانه خالی کردن
to prospect
[for]
U
جستجو کردن
[برای]
to grub
U
جستجو کردن
[برای]
to grub about
U
جستجو کردن
[برای]
to make r. after something
U
چیزی را جستجو کردن
to hunt out
U
جستجو کردن ویافتن
go through
<idiom>
U
جستجو وکنکاش کردن
wild goose chase
<idiom>
U
ناامیدانه جستجو کردن
to sift through something
U
با زیر و رو جستجو کردن
to search
U
گشتن
[جستجو کردن]
shrink one's duty
U
از انجام وظیفه شانه خالی کردن
To shirk ones responsibility .
U
اززیر با رمسئولیت شانه خالی کردن
lie down
U
از زیرکار شانه خالی کردن درازکشیدن
lie-down
U
از زیرکار شانه خالی کردن درازکشیدن
to reject something with a shrug
[of the shoulders]
U
با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
to overrun one's duty
U
از انجام وفیفه شانه خالی کردن
search and clear
U
جستجو و پاک کردن دشمن
grubs
U
زمین کندن جستجو کردن
grub
U
زمین کندن جستجو کردن
grubbed
U
زمین کندن جستجو کردن
noil
U
خرده پشمی که هنگام شانه کردن میریزد
to dig up
U
با به هم زدن
[جستجو کردن]
از خاک در آوردن
to seek somebody out
U
جستجو برای پیدا کردن کسی
sign off
U
از زیر بار تعهد یامشارکتی شانه خالی کردن
to seek a remedy for something
U
چاره یا درمان برای چیزی جستجو کردن
high leg attack and shoulder control
U
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
head-hunting
<idiom>
U
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
carding brush
U
شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
searched
U
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
search
U
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searches
U
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searchingly
U
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
linear
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا به جواب برسد.
searched
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searchingly
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searches
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
backwards
U
جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل
distributes
U
سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
distributing
U
سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
distribute
U
سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
document
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
head to head
U
رقابت شانه به شانه
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on
[against]
somebody
U
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
soft-pedals
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
combed
U
شانه
scapulas
U
شانه
harrower
U
شانه زن
combing
U
شانه
scapula
U
شانه
comb
U
شانه
combings
U
دم شانه
boek bou
U
شانه
beater
U
شانه
omoplate
U
شانه
pitchfork
U
شانه
epaule
U
شانه
pitchforks
U
شانه
master slave manipulator
U
یک شانه
shouldering
U
شانه
iekke
U
شانه ها
shouldered
U
شانه
shoulder
U
شانه
shoulders
U
شانه
to wipe out
U
پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
check
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
crosser
U
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
preached
U
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
married under a contract unlimited perio
U
زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
sterilizes
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crosses
U
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com