Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
verge
U
شانه تثبیت نشده
verges
U
شانه تثبیت نشده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hard shoulder
U
شانه تثبیت شده
verge
U
شانه تحکیم نشده
verges
U
شانه تحکیم نشده
automatic pilot
U
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilots
U
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
voltage stabilizer
U
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
hackle
U
شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
stabilisers
U
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer
U
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
monetarists
U
طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
reed
U
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
unpremediated
U
پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
head to head
U
رقابت شانه به شانه
undisciplined
U
تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unresolved
U
تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unborn
U
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unbroke
U
رام نشده سوقان گیری نشده
unobligated
U
اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
uncommitted
U
غیر متعهد نشده تعهد نشده
unbaoked
U
سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unpicked
U
نچیده گزین نشده انتخاب نشده
inconsummate
U
تکمیل نشده انجام نشده
irredenta
U
انجام نشده جبران نشده
unsought
U
جستجو نشده کشف نشده
unredeemed
U
جبران نشده سبک نشده
unsifted
U
الک نشده رسیدگی نشده
uncharged
U
محسوب نشده رسمامتهم نشده
unset
U
جایگزین نشده جاانداخته نشده
unasked
U
خواسته نشده پرسیده نشده
undirected
U
رهبری نشده راهنمایی نشده
untried
U
امتحان نشده محاکمه نشده
unintended saving
U
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
incomplete
U
انجام نشده پر نشده
unintended investment
U
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush
U
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
corroboration
U
تثبیت
stabilized
U
تثبیت
stabilizes
U
تثبیت
stabilises
U
تثبیت
stabilization
U
تثبیت
confirmation
U
تثبیت
stabilising
U
تثبیت
stabilised
U
تثبیت
fixation
U
تثبیت
fixity
U
تثبیت
consolidation
U
تثبیت
fixing
U
تثبیت
stabilisation
U
تثبیت
fixations
U
تثبیت
anchor cell
U
سل تثبیت
stabilize
U
تثبیت
fixation process
U
فرایند تثبیت
fixation point
U
نقطه تثبیت
stabilising
U
تثبیت کردن
functional fixedness
U
تثبیت کارکردی
confirmation
U
تثبیت استقرار
stabilize
U
تثبیت کردن
fixation of affect
U
تثبیت عاطفی
fixing agent
U
عامل تثبیت
stabilised
U
تثبیت کردن
avouch
U
تثبیت کردن
reinstatement
U
تثبیت در مقام
fixate
U
تثبیت کردن
stabilizer
U
تثبیت کننده
course stabilizer
U
تثبیت کننده
fixedness
U
تثبیت شدگی
father fixation
U
تثبیت پدری
reinstate
U
تثبیت کردن
economic stabilization
U
تثبیت اقتصادی
stabilises
U
تثبیت کردن
stabilisers
U
تثبیت کننده
heat setting
U
تثبیت گرمائی
positioning
U
تثبیت موقعیت
stabilizers
U
تثبیت کننده ها
stop go policy
U
سیاست تثبیت
patenting
U
حق تثبیت اختراع
stabilizes
U
تثبیت کردن
stabilization
U
پابرجاسازی تثبیت
patented
U
حق تثبیت اختراع
reinstating
U
تثبیت کردن
reinstates
U
تثبیت کردن
patent
U
حق تثبیت اختراع
patents
U
حق تثبیت اختراع
reinstated
U
تثبیت کردن
wage stabilization
U
تثبیت مزد
voltage stabilization
U
تثبیت ولتاژ
visual fixation
U
تثبیت دیداری
price ceilings
U
تثبیت قیمت
nitrogen fixation
U
تثبیت نیتروژن
stabilized
U
تثبیت کردن
mechanical stabilization
U
تثبیت مکانیکی
maintenance level
U
سطح تثبیت
holding attack
U
تک تثبیت کننده
price freeze
U
تثبیت قیمت ها
price stability
U
تثبیت قیمت
price stabilization
U
تثبیت قیمت
price freezing
U
تثبیت قیمت
automatic stabilizer
U
تثبیت کننده خودکار
exchanged stabilization fund
U
صندوق تثبیت ارز
stabilizer
U
ثابت تثبیت کننده
well fixed
U
خوب تثبیت شده
stabilized layer
U
قشر تثبیت شده
course stabilizer
U
دستگاه تثبیت مسیر
course stabilizer
U
تثبیت کننده مسیر
holding force
U
نیروی تثبیت کننده
fixes
U
تثبیت محل ناو
fix
U
تثبیت محل ناو
stabilisers
U
ثابت تثبیت کننده
voltage stabilization
U
تثبیت فشار الکتریکی
viscosity stabilizer
U
تثبیت کننده گرانروی
stabilized layer
U
لایه تثبیت شده
stabilization policy
U
سیاست تثبیت اقتصادی
stabilizing sleeve
U
غلاف تثبیت کننده
emulsion stabilizer
U
تثبیت کننده امولسیونی
built in stabilizers
U
تثبیت کنندههای خودکار
mains voltage stabilizer
U
تثبیت کننده ولتاژ شبکه
route
U
به خاک نشاندن تثبیت کردن
zener diode stabilization
U
تثبیت کنندگی دیود زنر
self stabilizing dynamo
U
دینام خود تثبیت کننده
routes
U
به خاک نشاندن تثبیت کردن
commodity agreement
U
تثبیت مشترک قیمت فروش
voltage stabilizer
U
تثبیت کننده اختلاف سطح
stabilising
U
به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilised
U
به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilize
U
به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilized
U
به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
pegging
U
تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
stabilizes
U
به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilises
U
به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
adjustable stabilizer
U
تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
high frequency stabilized arc
U
قوس نوری تثبیت شده ی فرکانس بالا
comb
U
شانه
iekke
U
شانه ها
combings
U
دم شانه
harrower
U
شانه زن
epaule
U
شانه
beater
U
شانه
combed
U
شانه
combing
U
شانه
scapula
U
شانه
scapulas
U
شانه
omoplate
U
شانه
master slave manipulator
U
یک شانه
pitchfork
U
شانه
boek bou
U
شانه
pitchforks
U
شانه
shoulders
U
شانه
shouldered
U
شانه
shouldering
U
شانه
shoulder
U
شانه
functional finance
U
سیاست مالی دولت برای تثبیت وضع اقتصادی
price support
U
تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
cop-out
U
شانه خالی
verge
U
شانه نااستوار
rake comb
شانه شیاری
teazle
U
شانه چوپان
Comb ( brush ) your hair .
U
موهایت را شانه کن
cop-outs
U
شانه خالی
brushed
U
شانه خورده
teazle
U
شانه زدن
Afro pick
شانه مخصوص فر
verge
U
شانه راه
hard shouder
U
شانه راست
heckle
U
شانه کردن
heckled
U
شانه کردن
heckling
U
شانه کردن
shoulder blade
U
استخوان شانه
shoulder blades
U
استخوان شانه
honeycomb
U
شانه عسل
heckles
U
شانه کردن
honeycombs
U
شانه عسل
teazel
U
شانه زدن
epauliere
U
شانه پوش
epauliere
U
زره شانه
ctenophore
U
شانه داران
ctenophora
U
شانه داران
ctenoid
U
شانه مانند
comb case
U
شانه دان
clip laten
U
شانه گیر
clip ejector
U
شانه پران
verges
U
شانه راه
broad shouldered
U
شانه پهن
verges
U
شانه نااستوار
shoulder
U
شانه راه
arch spring line
U
شانه طاق
unkempt
U
شانه نکرده
shoulders
U
شانه راه
shouldered
U
شانه راه
scaular
U
استخوان شانه
flax comb
U
شانه کتان
soft shoulder
U
شانه هموار
shoulder of road
U
شانه راه
shoulder brace
U
شانه بند
shoulder balance
U
بالانس شانه
raised shoulder
U
شانه برجسته
raised shoulder
U
شانه سکویی
rack type cutter
U
شانه رنده
pectinated
U
شانه دار
neck and neck
U
شانه بشانه
hoopoe
U
شانه بسر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com