English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
roughness index U شاخص زبری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
von neuman morgensterm utility index U شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
marker U تعیین کننده شاخص هدف شاخص
markers U تعیین کننده شاخص هدف شاخص
ideal index U شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
rainfall index U شاخص بارش شاخص بارندگی
undulation U زبری
shagginess U زبری
grade U زبری
grades U زبری
roughness U زبری
coarseness U زبری
grain U زبری
rugosity U زبری
burliness U زبری خشونت
coefficient of roughness U ضریب زبری
roughness coefficient U ضریب زبری
file hardness U زبری سوهان
grain U رگه خمیره حالت زبری
target indicator U شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
bench mark U شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
textile U زیر دست [احساس نرمی یا زبری فرش بدون توجه به طرح و رنگ آن]
indexed sequential file U پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
crocus cloth U پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
tyupical U شاخص
gnomon U شاخص
dialled U شاخص
dials U شاخص
indicator U شاخص
index number U شاخص
level rod U شاخص
cephalic index U شاخص سر
aiming post U شاخص
dialed U شاخص
indicative U شاخص
dial U شاخص
index U خط شاخص
indexed U خط شاخص
scale U شاخص
critical U شاخص
indexed U شاخص
index U شاخص
indexes U خط شاخص
indexes U شاخص
economic index U شاخص اقتصادی
index register U ثبات شاخص
indicator gate U دریچه شاخص
index of correlation U شاخص همبستگی
indicator electrode U الکترود شاخص
index number U عدد شاخص
gnomon U شاخص شرعیات
gnomonic U وابسته به شاخص
gnomonics U فن شاخص سازی
economic indicator U شاخص اقتصادی
group index U شاخص گروه
holotype U نمونه شاخص
index hole U سوراخ شاخص
general index U شاخص کلی
levelling staff U شاخص تراز
neon indicator U شاخص نئونی
indexing U شاخص گذاری
seasonal index U شاخص فصلی
sysctlg U پرونده شاخص
system catalog U پرونده شاخص
tidal bench mark U شاخص جزر و مد
toughness index U شاخص نرمی
weight index U شاخص موزون
validity index U شاخص اعتبار
vital index U شاخص حیاتی
retention index U شاخص بازداری
readability index U شاخص خوانایی
number index U شاخص عددی
oddsmaker U بازیگر شاخص
polarity indicator U شاخص قطب
position indicator U شاخص نماها
price index U شاخص قیمت
production index U شاخص تولید
range indicator U شاخص مسافت
wage index U شاخص دستمزد
indexes U فهرست شاخص
aiming post sleeve U غلاف شاخص
aiming post sleeve U روپوش شاخص
indexed U فهرست شاخص
absorption index U شاخص جذب
bain index U شاخص بین
index mark U علامت شاخص
indicator U نمایشگر شاخص
bench mark U شاخص مبداء
characteristic roots U ریشههای شاخص
indicator U شاخص اندازه
compression index U شاخص فشارپذیری
statistics U شاخص امار
characteristic curve U منحنی شاخص
characteristic equation U معادلههای شاخص
aiming post light U چراغ شاخص
aiming light U چراغ شاخص
critical ratio U بهر شاخص
critical region U ناحیه شاخص
critical values U مقادیر شاخص
sundials U شاخص افتاب
cross index U شاخص متقابل
index of absorption U شاخص جذب
difficulty index U شاخص دشواری
discrimination index U شاخص افتراق
cost indexes U شاخص هزینه
critical period U دوره شاخص
aiming stake U شاخص کوچک
active index U شاخص فعال
sundial U شاخص افتاب
cranial index U شاخص جمجمه
index U فهرست شاخص
map index U فهرست شاخص نقشه ها
characteristic expansion time U زمان شاخص انبساط
critical incidents technique U شیوه رویدادهای شاخص
air pollution index U شاخص الودگی هوا
producer price index U شاخص قیمت تولیدی
post indexing U شاخص گذاری بعدی
renewal index U شاخص قابل تجدید
array index number U عدد شاخص ارایه
range markers U چراغ شاخص مسیر
respiratory exchange index U شاخص بهره تنفسی
pre indexing U شاخص گذاری قبلی
symbol U رمز اشاره شاخص
indexed array U ارایه شاخص دار
indexed address آدرس شاخص دار
construction cost index U شاخص هزینه ساختمانی
index of multiple correlation U شاخص همبستگی چندگانه
index of industrial production U شاخص تولید صنعتی
index of real wages U شاخص دستمزدهای واقعی
beach flag U پرچم شاخص اسکله
cost of living index U شاخص هزینه زندگی
indexed list U لیست شاخص دار
colminator U دوربین شاخص توپ
to be the clincher U عامل شاخص بودن
laspeyres price index U شاخص قیمت لاسپیرز
to turn the scales U عامل شاخص بودن
isoheyt U خط شاخص نقاط هم باران
cff U بسامد شاخص در سوسو زدن
annual efficiency index U شاخص کارایی سالانه خدمتی
tidemarks U میله شاخص جزر ومد
wholesale price index U شاخص قیمت عمده فروشی
index linked insurance U بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
index addressing U نشان دهی شاخص دار
activity designator U شاخص فعالیت یکان یا قسمت
gates opening indicator U شاخص باز شدن دریچه ها
tidemark U میله شاخص جزر ومد
index of consumer prices U شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consumer price index U شاخص قیمت کالاهای مصرفی
randie branching index U شاخص شاخه زنی رندیچ
consistency index U شاخص تغییر شکل پذیری
critical flicker frequency U بسامد شاخص در سوسو زدن
index of retail prices U شاخص قیمتهای خرده فروشی
plimsoll mark U خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
index of wholesale prices U شاخص قیمتهای عمده فروشی
indexed sequential access method U روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
index fossil U سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
pathognomonic U وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
basic indexed sequential acess method U روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
paasche price index U شاخص قیمت پاشه که بصورت زیرمحاسبه میگردد001 * 1q * 1p / 0q *1p
range marker U شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
index number U مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
compliance index U شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
liquid crystal bar graph panel indicator U شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
drift float U علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
system indicator U طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
lumber's line U خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
role indicator U نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
local color U رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
kwic U روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
hypercard U نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
beach marker U علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
plasticity index U شاخص خمیری نشانه حالت خمیری
nominal scale U شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
Farahan U فراهان [این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
azimuth indicator U شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
sighting leaf U ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
isam U Access IndexedSequential روش دستیابی ترتیبی شاخص دار روش دستیابی ترتیبی فهرست دارethod
Gohar carpet U فرش گوهر [این فرش که توسط بافنده ای به همین نام از اهالی ارمنستان وسیه بافته شده از فرش های شاخص و کلیدی این منطقه محسوب شده و طرح آنرا مربوط به قره باغ می دانند.]
gini coefficient U شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com