Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ration cycle
U
سیکل محاسبه جیره 42ساعته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ration factor
U
ضریب محاسبه جیره
ration basis
U
مبنای محاسبه جیره غذایی
ration scale
U
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
flight ration
U
جیره عملیاتی درحین پرواز جیره هوایی
basic ration
U
جیره مقدماتی جیره مبنا
flops
U
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopping
U
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped
U
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flop
U
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
mflops
U
اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود
computation of replacement factors
U
محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
cycled
U
سیکل
cycle
U
سیکل
cycles
U
سیکل
alternation
U
نیم سیکل
rankin cycle
U
سیکل رانکین
cycle
U
سیکل مدار
kilocycle
U
کیلو سیکل
kc
U
کیلو سیکل
idling cycle
U
سیکل بی باری
hz
U
سیکل بر ثانیه
hertz
U
یک سیکل در ثانیه
cycles
U
سیکل مدار
carbon cycle
U
سیکل کربن
carnot cycle
U
سیکل کارنو
cycle time
U
زمان سیکل
cycled
U
سیکل مدار
thermodynamics cycle
U
سیکل ترمودینامیک
storage cycle
U
سیکل انباره
staticizing cycle
U
سیکل ایستاسازی
training cycle
U
سیکل اموزشی
instruction cycle
U
سیکل یاچرخش دستورالعمل
flow cycle
U
سیکل جریان کار
kilomega cycle
U
یک بیلیون سیکل در ثانیه
engine cycle
U
سیکل کاری موتور
cycled
U
تناوب پریود سیکل
four stroke cycle
U
سیکل چهار زمانه
cycle
U
تناوب پریود سیکل
kilohertz
U
هزار سیکل در یک ثانیه
cycles
U
تناوب پریود سیکل
kilo
U
فرکانس هزار سیکل در ثانیه
billicycle
U
cycle kilomega کیلومگا سیکل
kilocycle
U
کیلو سیکل یکهزاردور در هرثانیه
mhz
U
یک میلیون سیکل در ثانیه egaHertz
kilos
U
فرکانس هزار سیکل در ثانیه
ration allowance
U
حق جیره
allotments
U
جیره
ration
U
جیره
allotment
U
جیره
pension
U
جیره
stipend
U
جیره
coupons
U
جیره
rationing
U
جیره
rations
U
جیره
rationed
U
جیره
coupon
U
جیره
stipends
U
جیره
pensions
U
جیره
cycle
U
سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
cycles
U
سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
cycled
U
سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
gigahertz
U
فرکانس یک هزار میلیون سیکل در ثانیه
combat ration
U
جیره جنگی
ration basis
U
مبنای جیره
ration strenght
U
کالری جیره
board wages
U
جیره خشکه
c ration
U
جیره رزمی
proviant
U
علیق و جیره
ration
U
جیره سربازی
basic ration
U
جیره اصلی
basic allowance for subsistence
U
جیره نقدی
ration allowance
U
پول جیره
rationing
U
جیره بندی
rationed
U
جیره سربازی
allowance
U
جیره حق معاش
allowances
U
جیره حق معاش
combat ration
U
جیره رزمی
commuted ration
U
جیره نقدی
rationed
U
جیره غذایی
flight ration
U
جیره پرواز
field ration
U
جیره رزمی
field ration
U
جیره صحرایی
ration in kind
U
معادل جیره
rations
U
جیره غذایی
emergency ration
U
جیره اضطراری
dailgy food allowance
U
جیره روزانه
victualling allowance
U
جیره روزانه
couponing
U
جیره بندی
rations
U
جیره سربازی
ration
U
جیره غذایی
mhz
U
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
reversal
U
نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
reversals
U
نیمی از سیکل نیروهایی که بصورت نوسانی وارد میشوند
ration
U
جیره بندی کردن
rationed
U
مقدار جیره روزانه
rations
U
مقدار جیره روزانه
ration
U
مقدار جیره روزانه
rations
U
جیره بندی کردن
sinecures
U
جیره خور ولگرد
sinecure
U
جیره خور ولگرد
liveries
U
جیره علیق اسب
livery
U
جیره علیق اسب
ration return
U
اسناد هزینه جیره
rationed
U
جیره بندی کردن
exchange rationing
U
جیره بندی ارز
rationing system
U
نظام جیره بندی
dailgy food allowance
U
جیره غذایی روزانه
credit rationing
U
جیره بندی اعتباری
ration in kind
U
جیره معادل یاجانشین
ration method
U
سبک واگذاری جیره
emergency ration
U
جیره فوق العاده
troop train ration
U
جیره بین راه
rationing
U
جیره بندی کردن
ration strenght
U
انرژی حاصله از جیره
rationed goods
U
کالاهای جیره بندی شده
rationed items
U
اقلام جیره بندی شده
table of food equivalents
U
جدول ارزش جیره غذایی
ration factor
U
ضریب اماد جیره غذایی
rationing of foreign exchange
U
جیره بندی ارز خارجی
food rationing
U
جیره بندی مواد غذائی
billeting
U
ورقه جیره یادداشت مختصر
billets
U
ورقه جیره یادداشت مختصر
troop train ration
U
جیره طبخی بین راه
billeted
U
ورقه جیره یادداشت مختصر
billet
U
ورقه جیره یادداشت مختصر
food packet
U
جیره بسته بندی شده
hertz
U
واحد فرکانس SI که به صورت تعداد سیکل ها در ثانیه نشان داده می شوند
reconstitute
U
خیساندن امادیا جیره خشک شده
reconstituted
U
خیساندن امادیا جیره خشک شده
reconstituting
U
خیساندن امادیا جیره خشک شده
master menu
U
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
reconstitutes
U
خیساندن امادیا جیره خشک شده
nose gear
U
قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
frequencies
U
تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
frequency
U
تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
ration credit
U
تضمین سلامت مواد غذایی جیره ارتش
stirling cycle
U
سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
replenishing phase
U
بخشی از سیکل عملکردموتورهای پالس جت که دران افت فشار داخل مجرا سبب ورود سوخت میگردد
iron rations
U
جیره بسیارکم که سربازفقط هنگام ضرورت سخت میتواندبان دست بزند
prediction
U
محاسبه
predictions
U
محاسبه
calculation
U
محاسبه
slide rules
U
خط کش محاسبه
computation
U
محاسبه
analysis
U
محاسبه
computing
U
محاسبه
slide rule
U
خط کش محاسبه
computations
U
محاسبه
computation
U
نتیجه محاسبه
account
U
محاسبه نمودن
calk
U
محاسبه کردن
cam calculation
U
محاسبه کرو
computations
U
نتیجه محاسبه
computational
U
مربوط به یک محاسبه
computability
U
قابلیت محاسبه
computable
U
محاسبه پذیر
computational
U
اشتباه در محاسبه
design load
U
بارمبنای محاسبه
double counting
U
محاسبه مضاعف
dyscalculia
U
محاسبه پریشی
nautical slide rule
U
خط کش محاسبه دریایی
uncomputable
U
محاسبه ناپذیر
recalculation
U
تجدید محاسبه
unit of account
U
واحد محاسبه
approximations
U
محاسبه ملایم
design
U
طرح و محاسبه
designs
U
طرح و محاسبه
engineer's scale
U
خط کش محاسبه مهندسی
miscalculation
U
محاسبه اشتباه
computes
U
محاسبه کردن
computed
U
محاسبه کردن
compute
U
محاسبه کردن
approximation
U
محاسبه ملایم
calculation sheet
U
برگ محاسبه
calculated field
U
فیلد محاسبه
predicted
U
محاسبه شده
accounting price
U
قیمت محاسبه
arithmetic unit
U
واحد محاسبه
calculating factor
U
ضریب محاسبه
miscalculations
U
محاسبه اشتباه
calculating machine
U
ماشین محاسبه
boostrap operation
U
عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
fetches
U
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند
fetched
U
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند
fetch
U
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند
accountable strength
U
استعداد قابل محاسبه
miscalculate
U
اشتباه محاسبه کردن
miscalculated
U
اشتباه محاسبه کردن
miscalculates
U
اشتباه محاسبه کردن
miscalculating
U
اشتباه محاسبه کردن
evaluate
U
محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluated
U
محاسبه یک مقدار یا کمیت
tallies
U
محاسبه چوب خط زدن
evaluates
U
محاسبه یک مقدار یا کمیت
tallied
U
محاسبه چوب خط زدن
predicted
U
از قبل محاسبه شده
incomputable
U
غیر قابل محاسبه
tally
U
محاسبه چوب خط زدن
row wise recalculation
U
محاسبه مجدد سطری
integral calculus
U
محاسبه انتگرال
[ریاضی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com