Total search result: 203 (15 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
combine U |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
 |
 |
combines U |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
 |
 |
combining U |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
CSM U |
سیستم تشخیص حرف نوری کارا |
 |
 |
ocr U |
فرآیندی که امکان تشخیص حروف چاپ شده یا نوشته شده را به صورت نوری و تبدل آن به کد قابل خواندن توسط ماشین که ورودی کامپیوتر ست دارد با استفاده از حرف خان نوری |
 |
 |
self- U |
سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند |
 |
 |
optical U |
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری |
 |
 |
recognition U |
فرایندی که امکان تشخیص نوری حروف چاپ شده یا نوشته شده را میدهد. |
 |
 |
resolving power U |
اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید. |
 |
 |
optical character recognition U |
تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری |
 |
 |
micr U |
سیستمی که حروف را با تشخیص الگوهای جوهر مغناطیسی تشخیص میدهد. |
 |
 |
identification friendly or foe U |
سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار |
 |
 |
optical recognition device U |
دستگاه تشخیص نوری |
 |
 |
ocr U |
تشخیص کاراکترهای نوری |
 |
 |
ocr U |
Recognition OpticalCharacter تشخیص نوری دخشه |
 |
 |
omr U |
تشخیص علامت نوری Recognition ark |
 |
 |
phototypesetter U |
حروف چینی نوری حروفچین تصویری تصویرپرداز |
 |
 |
recognition U |
فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری |
 |
 |
system diagnostics U |
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم |
 |
 |
exceptions U |
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد |
 |
 |
exception U |
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد |
 |
 |
omr U |
را با علامت خوان نوری تشخیص میدهد و وارد کامپیوتر میکند |
 |
 |
failure U |
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا |
 |
 |
failures U |
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا |
 |
 |
optical U |
قابل تشخیص باشند توسط علامت خوان نوری و وارد کامپیوتر شوند |
 |
 |
aiming symbol U |
ی که روی صفحه نشان داده میشود مربوط به محلی که قلم نوری قابل تشخیص است |
 |
 |
aiming field U |
نشانهای که روی صفحه نشان داده میشود مربوط به محلی که قلم نوری قابل تشخیص است |
 |
 |
optical measuring system U |
سیستم سنجش نوری |
 |
 |
summation check U |
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن |
 |
 |
NDR U |
سیستم نمایش که حروف قبلی را هنگام نمایش حروف جدید نمایش میدهد |
 |
 |
optical U |
سیستم ارتباطی با استفاده از فیبر نوری |
 |
 |
self- U |
سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند |
 |
 |
transmissive disk U |
دیسک ذخیره داده نوری که در آن اشعه لیزر از دیسک به مسیر تشخیص در پایین آن می تابد |
 |
 |
handwriting recognition U |
نرم افزاری که متنهای دست نویس را تشخیص میدهد و آنها را به حروف ASCII تبدیل میکند |
 |
 |
hollerith code U |
سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند |
 |
 |
redundant U |
حرف اضافه شده به بلاک حروف برای تشخیص خطا یا مقاصد پترولکل که هیچ اطلاعی به همراه ندارد |
 |
 |
command.com U |
در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند |
 |
 |
internal U |
نمایش حروف در یک سیستم عامل مشخص |
 |
 |
M out of N code U |
سیستم کدگذاری حاوی تشخیص خطا |
 |
 |
dye polymer recording U |
در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است |
 |
 |
ebcdic U |
سیستم کد گذاری حروف دودویی هشت بیتی |
 |
 |
air traffic regulation and identificatio U |
سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی |
 |
 |
code U |
سیستم علامتها و اعداد و حروف که فضای خاصی دارد |
 |
 |
repertoire U |
تمام دستوراتی که سیستم تشخیص میدهد واجرا میکند |
 |
 |
writes U |
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد |
 |
 |
write U |
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد |
 |
 |
aligning edge U |
لبه سیستم تشخیص حرف برای محل دهی به متن |
 |
 |
FDISK U |
امکانی در سیستم که قسمتهای روی دیسک سخت را تشخیص میدهد |
 |
 |
write U |
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد |
 |
 |
writes U |
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد |
 |
 |
configuration U |
وضعیت کامپیوتر که به سیستم یا برنامه اجازه تشخیص داده شده میدهد |
 |
 |
configurations U |
وضعیت کامپیوتر که به سیستم یا برنامه اجازه تشخیص داده شده میدهد |
 |
 |
advanced U |
که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد |
 |
 |
magneto optical disc U |
دیسک نوری که در وسیله ضبط مغناطیسی- نوری به کار می رود |
 |
 |
password U |
کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد |
 |
 |
passwords U |
کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد |
 |
 |
maintenance U |
ابزار تشخیص نرم افزاری که مهندسان در حین عملیات نگهداری سیستم انجام می دهند |
 |
 |
ACPI U |
که باعث میشود سیستم عامل به طور خودکار سخت افزار مناسب را تشخیص دهد |
 |
 |
scanned U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
scan U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
scans U |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
 |
 |
commanded U |
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند |
 |
 |
Microcom Networking Protocol U |
سیستم تشخیص و تصحیح خطا سافت Microcom Inc که در مودم ها و نرم افزار ارتباطی به کار می رود |
 |
 |
command U |
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند |
 |
 |
commands U |
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند |
 |
 |
wands U |
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن |
 |
 |
wand U |
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن |
 |
 |
optical U |
وسیلهای که حروف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و تشخیص میدهد و کد قابل خواندن ماشین تبدیل میکند برای پردازش کامپیوتر |
 |
 |
MNP U |
سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود |
 |
 |
assigning U |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
 |
 |
assigns U |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
 |
 |
assign U |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
 |
 |
assigned U |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
 |
 |
mttr U |
متوسط زمانی که انتظار می رود برای تشخیص و تصحیح یک خطا در سیستم کامپیوتری لازم باشدRepair To Time ean |
 |
 |
fibre optics U |
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود |
 |
 |
route transposition U |
نوعی سیستم رمز که حروف رمز را با پیروی از یک مسیرمعین به هم می چسبانند |
 |
 |
diagnostics U |
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن |
 |
 |
cladding U |
واسطه شفافی که هسته یک فیبر نوری را احاطه میکند دومین لایه واحد فیبر نوری |
 |
 |
housekeeping U |
در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر |
 |
 |
crash conversion U |
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید |
 |
 |
overlap U |
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند. |
 |
 |
overlaps U |
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند. |
 |
 |
overlapped U |
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند. |
 |
 |
efficient U |
کارا |
 |
 |
detected U |
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند |
 |
 |
detect U |
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند |
 |
 |
detecting U |
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند |
 |
 |
detects U |
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند |
 |
 |
effective treatment U |
تسویه کارا |
 |
 |
inefficient U |
غیر کارا |
 |
 |
startup disk U |
فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود |
 |
 |
readout U |
وسیله نمایش که با نوشتن حروف جدید حروف قبلی را پاک میکند |
 |
 |
block letter U |
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر |
 |
 |
devices U |
ماشین یا وسیله کارا |
 |
 |
device U |
ماشین یا وسیله کارا |
 |
 |
Linotype U |
ماشین حروف ریزی که سطرسطر حروف را میریزد وسطرسطر برای چاپ اماده میکند |
 |
 |
Hamming code U |
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود |
 |
 |
separated U |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
 |
 |
separates U |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
 |
 |
separate U |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
 |
 |
inferior figures U |
حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند. |
 |
 |
install U |
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم |
 |
 |
installing U |
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم |
 |
 |
installs U |
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم |
 |
 |
raided U |
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود |
 |
 |
raid U |
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود |
 |
 |
raiding U |
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود |
 |
 |
raids U |
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود |
 |
 |
shift key U |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
 |
 |
shift keys U |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
 |
 |
normalizes U |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
 |
 |
normalize U |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
 |
 |
monotype U |
ماشین حروف ریزی و حروف چینی |
 |
 |
normalising U |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
 |
 |
normalises U |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
 |
 |
normalised U |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
 |
 |
polynomial code U |
سیستم تشخیص خطا که از مجموعهای از قوانین ریاضی اعمال شده به پیام پیش از ارسال و سپس پس از دریافت یا تولید مجدد پیام اصلی تشکیل شده است |
 |
 |
maintainability U |
توانایی ترمیم سریع و کارا در صورت بروز خرابی |
 |
 |
coordinate U |
سازماندهی کارهای پیچیده تا به طور کارا مناسب شوند |
 |
 |
fixes U |
تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد |
 |
 |
fix U |
تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد |
 |
 |
graphics U |
ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند |
 |
 |
user U |
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است |
 |
 |
users U |
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است |
 |
 |
typed U |
حروف چاپی حروف چاپ |
 |
 |
case U |
حروف بزرگ یا حروف معمولی |
 |
 |
cases U |
حروف بزرگ یا حروف معمولی |
 |
 |
type U |
حروف چاپی حروف چاپ |
 |
 |
types U |
حروف چاپی حروف چاپ |
 |
 |
recognition U |
1-توانایی تشخیص چیزی . 2-فرایند تشخیص چیزی- مثل حرف روی متن چاپ شده یا میلههای کد میلهای .. |
 |
 |
market socialism U |
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد |
 |
 |
runs U |
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
 |
 |
run U |
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
 |
 |
non destructive cursor U |
صفحه نمایش که حروف پیشین را هنگام نمایش حروف جدید برگرداند |
 |
 |
sysgen U |
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم |
 |
 |
blessed folder U |
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند |
 |
 |
peripheral U |
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود |
 |
 |
shifts U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
shifted U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
shift U |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
 |
 |
spoonerism U |
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف |
 |
 |
integrated U |
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است |
 |
 |
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . U |
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد. |
 |
 |
italic U |
حروف یک وری حروف کج |
 |
 |
identification U |
تشخیص تشخیص دادن |
 |
 |
syllabary U |
حروف تهجی مخابراتی حروف رمز تهجی |
 |
 |
standbys U |
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود |
 |
 |
standby U |
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود |
 |
 |
elegant U |
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند |
 |
 |
bifuel propulsion U |
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی |
 |
 |
policonic projection U |
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی |
 |
 |
coupling U |
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم |
 |
 |
desk accessory U |
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد |
 |
 |
native U |
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود. |
 |
 |
natives U |
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود. |
 |
 |
design phase U |
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده |
 |
 |
download U |
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور |
 |
 |
chcp U |
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند |
 |
 |
demanded U |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
 |
 |
demand U |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
 |
 |
diabatic process U |
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد |
 |
 |
demands U |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
 |
 |
tar U |
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند |
 |
 |
ES IS U |
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان |
 |
 |
three phase four wire system U |
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه |
 |
 |
automatic levelling U |
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار |
 |
 |
building block principle U |
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity |
 |
 |
standbys U |
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود |
 |
 |
standby U |
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود |
 |
 |
bridge U |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
 |
 |
bridges U |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
 |
 |
mttf U |
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean |
 |
 |
bridged U |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
 |
 |
photic U |
نوری |
 |
 |
optical U |
نوری |
 |
 |
optic U |
نوری |
 |
 |
dimness U |
کم نوری |
 |
 |
off load U |
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی |
 |
 |
desktop U |
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم |
 |
 |
lambert projection U |
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی |
 |
 |
warm boot U |
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند |
 |
 |
expansion card U |
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد |
 |
 |
photopolymer U |
بسپار نوری |
 |
 |
photoperiodism U |
واکنش نوری |
 |
 |
photic zone U |
نوار نوری |
 |
 |
photophone U |
تلفن نوری |
 |
 |
photo luminescence U |
لومینسانس نوری |
 |
 |
fiber optics U |
الیاف نوری |
 |
 |
photodecomposition U |
تجزیه نوری |
 |
 |
photoelectric U |
نوری وبرقی |
 |
 |
photo plotter U |
رسام نوری |
 |
 |
photostatic U |
ایستا نوری |
 |
 |
photo excitation U |
برانگیختگی نوری |
 |
 |
photo electron U |
الکترون نوری |
 |
 |
fiber optics U |
فیبر نوری |
 |
 |
photism U |
توهم نوری |
 |
 |
optical isomerism U |
ایزومری نوری |
 |
 |
electric arc U |
قوس نوری |
 |
 |
optical printer U |
چاپگر نوری |
 |
 |
photo optic memory U |
حافظه نوری |
 |
 |
optical memory U |
حافظه نوری |
 |
 |
optical mark reader U |
علامتخوان نوری |
 |
 |
optical lens U |
عدسی نوری |
 |