English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
roster U سیاهه نامه ها سیاهه وفایف
rosters U سیاهه نامه ها سیاهه وفایف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
list U سیاهه
to take an inventory of U سیاهه
listing U سیاهه
invoicing U سیاهه
invoices U سیاهه
invoiced U سیاهه
listings U سیاهه
invoice U سیاهه
assembly list U سیاهه همگذاری
program listing U سیاهه برنامه
commercial invoice U سیاهه تجارتی
output listing U سیاهه خروجی
error list U سیاهه خطاها
listing U سیاهه برداری
listings U سیاهه برداری
property list U سیاهه خواص
list U سیاهه برداشتن
payroll U سیاهه پرداخت
payroll U سیاهه دستمزد
check list U سیاهه مقابله
checklist U سیاهه مقابله
to take an inventory of U سیاهه ماترک
proforma U سیاهه فروش
proforma invoice U سیاهه مقدماتی
list U سیاهه جدول
bill of quantites U سیاهه چندی ها
selective listing U سیاهه برداری گزیده
inventory U فهرست اموال سیاهه
certified invoice U سیاهه تائید شده
invoicing U صورت حساب سیاهه
polling list U سیاهه نمونه برداری
polling list U سیاهه رای گیری
invoices U صورت حساب سیاهه
invoice U صورت حساب سیاهه
stock talking U سیاهه برداری از موجودی
invoiced U صورت حساب سیاهه
indenture U سیاهه رسمی زدندانه گذاری
consular invoice U سیاهه تائید شده توسط کنسولگری
scratch paper U کاغذ مسوده کاغذ سیاهه
transfer order U دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
function keys U کلیدهایانجام وفایف
assignment of tasks U تعیین وفایف
wifehood U وفایف زوجیت
implied task U وفایف استنتاجی
specified tasks U وفایف تصریحی
muliebrity U وفایف زنانه زنانگی
toe the line <idiom> U انجام وفایف شخصی
assignment of tasks U واگذار کردن وفایف
job description U شرح وفایف شغلی
physiology U علم وفایف الاعضاء
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent U تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
breaks U خای نپذیرفتن وفایف یک توافق
break U خای نپذیرفتن وفایف یک توافق
functional U وابسته به وفایف اعضاء وفیفهای
positioned U قراردادن امورات مربوط به وفایف
position U قراردادن امورات مربوط به وفایف
that is beyond my duty U این از وفایف من خارج است
specified tasks U ماموریت تصریحی وفایف مصرحه
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
he is nehgent of his duties U در انجام وفایف خودسهل انگار است
physiological U وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
deontology U وفیفه شناسی علم وفایف اخلاقی
physiologic U وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
entoptics U شناسایی وفایف اجزای درونی چشم
second fiddle U کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
libel U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
this duty precedes all others U این وفیفه مقدم بر همه وفایف دیگر است
admin U تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
credential U گواهی نامه اعتبار نامه
certificates U رضایت نامه شهادت نامه
affidavits U شهادت نامه قسم نامه
written agreement U موافقت نامه پیمان نامه
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
condonation U اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
testacy U دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
manning table U جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
exquatur U اجازه اقدام دادن به کنسول منظور اجازهای است که به کنسول داده میشود تا به وفایف خود عمل کند
automonitor U ثبت کننده عملیات کامپیوتر برنامه کامپیوتری که وفایف عملیاتی کامپیوتر را ثبت میکند
parenthood U مقام والدین وفایف والدین
restitution of conjugal rights U دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
sergeancy U گروهبانی وفایف گروهبانی
serjeancy U گروهبانی وفایف گروهبانی
letters U نامه
manifests U نامه
letter U نامه
breve U نامه
manifesting U نامه
post boy U نامه بر
manifest U نامه
carriers U نامه بر
manifested U نامه
carrier U نامه بر
epistles U نامه
correspoundence U نامه ها
epistle U نامه
covering letter U نامه پوششی
bill of exception U اعتراض نامه
bill of divorce U طلاق نامه
bylaws U ایین نامه
glossary U لغت نامه
prospectuses U اینده نامه
glossary U واژه نامه
bill of indicment U ادعا نامه
dictionary U لغت نامه
by low U ایین نامه
lexicon [dictionary] U لغت نامه
byelaw U ایین نامه
bylaw U ایین نامه
word book U لغت نامه
open letter U نامه سر گشاده
word book U واژه نامه
lexicon [dictionary] U واژه نامه
billet doux U نامه عاشقانه
bill of sale U بیع نامه
prospectuses U اطلاع نامه
wordbook U لغت نامه
bill of lading U بار نامه
wordbook U واژه نامه
missive U نامه رسمی
protocols U پیوند نامه
treaties U عهد نامه
treaties U موافقت نامه
treaty U عهد نامه
treaty U موافقت نامه
protocol U پیوند نامه
missives U نامه رسمی
letters U معرفی نامه
herbal U گیاه نامه
open letters U نامه سر گشاده
testimonial U گواهی نامه
testimonial U تصدیق نامه
covering letters U نامه پوششی
letter U معرفی نامه
covering letter U نامه توضیحی
bacchanalian song U ساقی نامه
bail bond U ضمانت نامه
testimonials U گواهی نامه
testimonials U تصدیق نامه
rental U اجاره نامه
covering letters U نامه توضیحی
acknowledgment U شهادت نامه
dictionary U واژه نامه
leetter writing U نامه نگاری
letter of recommendation U سفارش نامه
letter of recommendation U توصیه نامه
sylva U درخن نامه
letter writer U نامه نگاری
letter writer U نامه نویس
letter writing U نامه نگاری
swearing formula U سوگند نامه
swearing formula U قسم نامه
swamped with letters U غرق نامه
letter of invitation U دعوت نامه
letter of introduction U معرفی نامه
letter of indemnity U غرامت نامه
leter of condolenee U تعزیت نامه
letter book U رونوشت نامه
letter de chancellerie U نامه رسمی
letter missive U امر نامه
letter no U نامه شماره 5
letter of a U اگاهی نامه
letter of a U اطلاع نامه
tenency agreement U اجاره نامه
letter of indemnity U ضمانت نامه
letters of administration U قیم نامه
letters of procurator U وکالت نامه
registered letter U نامه سفارشی
recognizance U التزام نامه
recognizance U تعهد نامه
packet boat U کشتی نامه بر
questionary U پرسش نامه
pursuivant U نامه رسان
passionary U شهادت نامه
passionary U مصیبت نامه
pigeongram U نامه کبوتر
road book U راه نامه
memorandum of understanding U تفاهم نامه
marriage contract U عقد نامه
warrant of attorney U وکالت نامه
surety bond U تضمین نامه
letters patent U نامه سرگشوده
letters patent U نامه سرگشاده
stemma U نسب نامه
light list U چراغ نامه
statement of a claim U افهار نامه
mailer U نامه رسان
marriage bed U عقد نامه
Registered mail. U نامه سفارشی
certificate of incorporation U شرکت نامه
decameron U داستان نامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com