Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
major planets
U
سیارات بزرگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the planetary bodies
U
سیارات
primary planets
U
سیارات عمده
inferior planets
U
سیارات زیرین
principal planets
U
سیارات اصلی
inner planets
U
سیارات داخلی
planetography
U
شرح سیارات
outer planets
U
سیارات خارجی
primary planets
U
سیارات کبار
interplanetary
U
بین سیارات
superior planets
U
سیارات برین
planetesimal
U
سیارات صغار
music of the spheres
U
اهنگ جنبش سیارات
planet stricken
U
گرفتن نحوست سیارات
interplanetary
U
واقع در بین سیارات
satellitic
U
وابسته به قمار سیارات
planet struck
U
گرفتن نحوست سیارات
uranology
U
مبحث اجرام سماوی و سیارات ستاره شناسی
asteroids
U
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
asteroid
U
سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
My grandparents are six feet under.
<idiom>
U
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
U
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous
U
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game
U
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
museum piece
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
fossil
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
grandparents
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam
U
مادر بزرگ ننه بزرگ
so large
U
چندان بزرگ بقدری بزرگ
cray
U
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
magacephalic
U
بزرگ سر
great-
U
بزرگ
great
U
بزرگ
bulky
U
بزرگ
extra
U
بزرگ
extra-
U
بزرگ
extras
U
بزرگ
bulkiest
U
بزرگ
grave
U
بزرگ
graves
U
بزرگ
greatest
U
بزرگ
majestic
U
بزرگ
grossed
U
بزرگ
adult
U
بزرگ
adults
U
بزرگ
swith
U
بزرگ
dignified
U
بزرگ
grosser
U
بزرگ
grosses
U
بزرگ
extensive
U
بزرگ
grossest
U
بزرگ
grossing
U
بزرگ
vast
U
بزرگ
gates
U
در بزرگ
bulkier
U
بزرگ
mightiest
U
بزرگ
mighty
U
بزرگ
macrocephalic
U
بزرگ سر
headmen
U
بزرگ
smallest
U
بزرگ نه
smaller
U
بزرگ نه
headman
U
بزرگ
vasty
U
بزرگ
mightier
U
بزرگ
macro
U
بزرگ
long ton
U
تن بزرگ
eminent
U
بزرگ
stour
U
بزرگ
massively
U
بزرگ
spankings
U
بزرگ
of a large size
U
بزرگ
spanking
U
بزرگ
gate
U
در بزرگ
gravest
U
بزرگ
hugeous
U
بزرگ
large sized a
U
بزرگ
immane
U
بزرگ
large sized
U
بزرگ
king size
U
بزرگ
small
U
بزرگ نه
highest
U
بزرگ
majuscule
U
بزرگ
bandog
U
سگ بزرگ
propylon
U
در بزرگ
canis major
U
سگ بزرگ
canis majoris
U
سگ بزرگ
walloping
U
بزرگ
wallopings
U
بزرگ
swingeing
U
بزرگ
egregious
U
بزرگ
voluminous
U
بزرگ
megapod
U
بزرگ پا
highs
U
بزرگ
major
U
بزرگ
majored
U
بزرگ
majoring
U
بزرگ
enormous
U
بزرگ
high
U
بزرگ
full bottomed
U
بزرگ
decuman
U
بزرگ
largest
U
بزرگ
bigger
U
بزرگ
big
U
بزرگ
massive
U
بزرگ
considerably large
U
بس بزرگ
jumbos
U
بزرگ
jumbo
U
بزرگ
doyenne
U
زن بزرگ
doyennes
U
زن بزرگ
gross
U
بزرگ
larger
U
بزرگ
large
U
بزرگ
majuscular
U
بزرگ
paternal grandmother
U
نه نه بزرگ
nonus
U
بزرگ
biggest
U
بزرگ
mandola
U
ماندولین بزرگ
master mind
U
فکر بزرگ
amplified
U
بزرگ شدن
galactic
U
بی نهایت بزرگ
macrocyte
U
هاگدان بزرگ
macrocephaly
U
بزرگ سری
bulldogs
U
نوعی سگ بزرگ
mandore
U
ماندولین بزرگ
abbot
U
راهب بزرگ
minster
U
کلیسای بزرگ
monkey wrench
U
اچارفرانسه بزرگ
largen vi
U
بزرگ شدن
largen
U
بزرگ کردن
bulk
U
در حجم بزرگ
largen
U
بزرگ شدن
larged sized
U
اندازه بزرگ
large ship
U
ناو بزرگ
main
U
بزرگ تمام
largen vi
U
بزرگ کردن
megalocephalia
U
بزرگ سری
long boat
U
کرجی بزرگ
megalopolis
U
بزرگ شهر
lives of great men
U
مردمان بزرگ
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
U
بزرگ دارد
leading nations
U
ملتهای بزرگ
whacking
U
خیلی بزرگ
whackings
U
خیلی بزرگ
magnified
U
بزرگ کردن
grandmothers
U
مادر بزرگ
macrography
U
بزرگ نگاری
dilate
U
بزرگ کردن
dilates
U
بزرگ کردن
maximised
U
بزرگ کردن
maximises
U
بزرگ کردن
maximising
U
بزرگ کردن
enlarged
U
بزرگ کردن
maximize
U
بزرگ کردن
maximized
U
بزرگ کردن
grandmother
U
مادر بزرگ
magnifying
U
بزرگ کردن
magnifcation
U
بزرگ سازی
magnifier
U
بزرگ کننده
magnifies
U
بزرگ کردن
enlarging
U
بزرگ کردن
magnify
U
بزرگ کردن
maximizes
U
بزرگ کردن
maximizing
U
بزرگ کردن
billowed
U
موج بزرگ اب
billowing
U
موج بزرگ اب
billows
U
موج بزرگ اب
bulldog
U
نوعی سگ بزرگ
major cycle
U
چرخه بزرگ
enlarges
U
بزرگ کردن
abbots
U
راهب بزرگ
amplifying
U
بزرگ شدن
major epilepsy
U
صرع بزرگ
amplify
U
بزرگ شدن
billow
U
موج بزرگ اب
distends
U
بزرگ کردن
distending
U
بزرگ کردن
swell
U
بزرگ شدن
swelled
U
بزرگ شدن
swells
U
بزرگ شدن
enlarge
U
بزرگ کردن
magnifier
U
بزرگ ساز
main frame
U
کامپیوتر بزرگ
major cycle
U
بزرگ چرخه
distend
U
بزرگ کردن
amplifies
U
بزرگ شدن
great persons
U
مردمان بزرگ
mausoleum
U
ارامگاه بزرگ
mausoleums
U
ارامگاه بزرگ
grand mother
U
مادر بزرگ
grand mal
U
صرع بزرگ
grand duke
U
دوک بزرگ
aggrandise
U
بزرگ کردن
aggrandise
U
بزرگ شدن
aggrandize
U
بزرگ کردن
grand duchess
U
دوشس بزرگ
grand conanical
U
بندادی بزرگ
antrum
U
غار بزرگ
arch enemy
U
دشمن بزرگ
grandame
U
مادر بزرگ
grandame
U
ننه بزرگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com