English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
retriever U سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
retrievers U سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
finds U یافتن بوی شکار
find U یافتن بوی شکار
to give the tone U هنگام یافتن رد شکار پارس کشیدن
foxhound U تازی مخصوص شکار روباه
foxhounds U تازی مخصوص شکار روباه
masks U کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
mask U کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
floo floo U تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
flu flu U تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
strikes U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strike U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
propagates U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate U گشترش یافتن یا نشر یافتن
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
trial and error <idiom> U یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
predatin U شکار
chasing U شکار
chases U شکار
hunting U شکار
hank U شکار
hanks U شکار
chased U شکار
chase U شکار
game U شکار
venery U شکار
ravin U شکار
prey U شکار
hunt U شکار
hunted U شکار
hunts U شکار
gamey U پر از شکار
gameless U بی شکار
chevy U شکار
chace U شکار
quarry U شکار
quarrying U شکار
quarries U شکار
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
whaling U شکار نهنگ
game keep U پاسبان شکار
game law U قانون شکار
blood sports U کشتن شکار
quarries U شکار موردنظر
predation U شکار کردن
fowling U شکار پرنده
poniter U نوعی سگ شکار ی
quarries U لاشه شکار
king hunt U شاه شکار
blood sport U کشتن شکار
predatory habit U خوی شکار
gamy U پراز شکار
quarry U لاشه شکار
game U سرگرمی شکار
shotgunner U شکار با تفنگ
hunt U شکار کردن
ducking U شکار مرغابی
area drive U شکار دواندن
shanking U شکار کوسه
hunted U شکار کردن
hunts U شکار کردن
quarry U شکار موردنظر
fair game U شکار مجاز
quarrying U لاشه شکار
fair game U شکار قانونی
quarrying U شکار موردنظر
falconry U شکار با شاهین
hunting district U شکار گاه
hank U طعمه شکار
to go a hunting U شکار رفتن
hunting ground U شکار گاه
hanks U طعمه شکار
hunters U اسب شکار
huntsman U شکار باز
huntsmen U شکار باز
victims U دستخوش شکار
shooting U شکار باتفنگ
shootings U شکار باتفنگ
hunter U اسب شکار
gunning U شکار با تفنگ
victim U دستخوش شکار
raptatory U لازم برای شکار
game U شکار گرفته شده
poach U دزدکی شکار کردن
predator U تغذیه کننده از شکار
poached U دزدکی شکار کردن
poaches U دزدکی شکار کردن
predators U تغذیه کننده از شکار
raptatorial U لازم برای شکار
pointer U سگ شکاری یابنده شکار
sniping U پاشله شکار کردن
snipes U پاشله شکار کردن
sniped U پاشله شکار کردن
snipe U پاشله شکار کردن
bag U شکار کردن با تیر
rabbits U شکار خرگوش کردن
rabbit U شکار خرگوش کردن
predatorial U تغذیه کننده از شکار
pointers U سگ شکاری یابنده شکار
checks U و شدن بوی شکار
prowling U درپی شکار گشتن
checked U و شدن بوی شکار
prowled U درپی شکار گشتن
prowl U درپی شکار گشتن
check U و شدن بوی شکار
bags U شکار کردن با تیر
hog dress U بریدن گلوی شکار
ravens U شکار طعمه شکاری
shining U پیداکردن شکار در شب بانورافکن
raven U شکار طعمه شکاری
deer stalking U شکار اهو و گوزن
outfitter U فروشنده لوازم شکار
chevy U فریاد هنگام شکار
outfitters U فروشنده لوازم شکار
big game U شکار حیوانات بزرگ
stool U گروه فریبنده شکار
hunting U شکار دشمن یا زیردریایی
shoots U هدف گرفتن شکار
shoot U هدف گرفتن شکار
prowls U درپی شکار گشتن
cub hunting U شکار بچه روباه
foxhunt U شکار روباه باتازی
predatory U تغذیه کننده از شکار
bow hunting U شکار با تیر و کمان
falconers U کسیکه با شاهین شکار میکند
open season U فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
closed season U فصل منع ماهیگیری یا شکار
to rid to hounds U با تازی شکار روباه کردن
safari U سفر برای شکار بزرگ
falconer U کسیکه با شاهین شکار میکند
to ride to hounds U با تازی شکار روباه کردن
decoy shooting U شکار به کمک مرغ دام
coverings U بوته زار پناهگاه شکار
cover U بوته زار پناهگاه شکار
course U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
coursed U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
courses U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
close season U فصلصید ماهیو شکار در بریتانیا
master of U سرپرست گروه شکار روباه
tufter U کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
to p on any one's preserves U در جای قورق شکار کردن
safaris U سفر برای شکار بزرگ
privilegium U حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
hunted U اداره کردن تازیها در شکار
hunts U اداره کردن تازیها در شکار
turtle U لاک پشت شکار کردن
foxhunt U باتازی شکار روباه کردن
jaeger U علاقمند به شکار مرد شکارچی
predacious U شکاری تغذیه کننده از شکار
turtles U لاک پشت شکار کردن
hunt U اداره کردن تازیها در شکار
wood craft U جنگل شناسی از لحاظ شکار
covers U بوته زار پناهگاه شکار
still hunting U شکار باروش در کمین نشستن
predaceous U شکاری تغذیه کننده از شکار
covert U بوته زار انبوه مخفیگاه شکار
challenge [of a dog] U پارس سگی [پس از دریافت بوی شکار]
case U محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
cases U محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
poaches U شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
hunting bow U کمان بلند و سنگین برای شکار
poach U برخلاف مقررات شکار صید کردن
poached U شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
weigh-ins U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poaches U برخلاف مقررات شکار صید کردن
weigh-in U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
weigh in U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poach U شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached U برخلاف مقررات شکار صید کردن
wildfowl U مرغ شکار بخصوص مرغهای ابی
falconry U تربیت و شکار با قوش وشاهین و باز و عقاب
shoot U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
buck fever U هیجان شکارچی تازه کار درمقابل شکار
fox-hunting U شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
stag hunting U شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
setter U سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد
setters U سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
sports U تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
still hunting U روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
shoots U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
sported U تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
sport U تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
gaze hound U تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com