English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gride U سوراخ کردن فرورفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to pink out leather U چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
perforation U عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
breaches U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
pinker U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl U سوراخ سوراخ کردن دریدن
cancellate U سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
riddles U سوراخ سوراخ کردن
riddle U سوراخ سوراخ کردن
stick U فرورفتن
founders U فرورفتن
foundering U فرورفتن
foundered U فرورفتن
to sinister in U فرورفتن
founder U فرورفتن
to go deep in to U فرورفتن در
bogs U درباتلاق فرورفتن
immersion U پوشیدگی فرورفتن در اب
to stall in mud U درگل فرورفتن
breaking into the ground U فرورفتن در زمین
bog U درباتلاق فرورفتن
to give way U پس رفتن فرورفتن
center U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie U [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
fantasizing U به خواب و خیال فرورفتن
fantasized U به خواب و خیال فرورفتن
fantasizes U به خواب و خیال فرورفتن
fantasises U به خواب و خیال فرورفتن
fantasised U به خواب و خیال فرورفتن
fantasize U به خواب و خیال فرورفتن
cover-up U در لاک دفاعی فرورفتن
cover-ups U در لاک دفاعی فرورفتن
cover up U در لاک دفاعی فرورفتن
merges U فرورفتن مستهلک شدن
fantasising U به خواب و خیال فرورفتن
merge U فرورفتن مستهلک شدن
dilly bag U کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
introspect U بخود امدن درخود فرورفتن
scuba dive U فرورفتن غواص به زیر اب باوسایل
fenestration U چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
float stone U سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
sight U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
submersible U قابل فرورفتن یا فرو بردن درزیر اب
foraminate U ثقبه دار سوراخ سوراخ
gruyere cheese U پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
to break open U سوراخ کردن
bores U سوراخ کردن
stab U سوراخ کردن
broaching U سوراخ کردن
scuttling U سوراخ کردن
perforating U سوراخ کردن
pools U سوراخ کردن
scuttles U سوراخ کردن
scuttled U سوراخ کردن
drills U سوراخ کردن
pooled U سوراخ کردن
stabs U سوراخ کردن
delving U سوراخ کردن
delves U سوراخ کردن
stabbed U سوراخ کردن
delved U سوراخ کردن
bore U سوراخ کردن
delve U سوراخ کردن
transfix U سوراخ کردن
to burn a hole U سوراخ کردن
scuttle U سوراخ کردن
to drill through U سوراخ کردن
boring U سوراخ کردن
drilled U سوراخ کردن
steek U سوراخ کردن
punched U سوراخ کردن
pierces U سوراخ کردن
punch U سوراخ کردن
incising U سوراخ کردن
goring U سوراخ کردن
to poke a hole in any thing U سوراخ کردن
gores U سوراخ کردن
gored U سوراخ کردن
gore U سوراخ کردن
to pick a hole in U سوراخ کردن
punches U سوراخ کردن
to punch a hole in U سوراخ کردن
to set abroach U سوراخ کردن
pierce U سوراخ کردن
perforates U سوراخ کردن
foraminate U سوراخ کردن
drill U سوراخ کردن
broaches U سوراخ کردن
broach U سوراخ کردن
wear a hole in U سوراخ کردن
broached U سوراخ کردن
pool U سوراخ کردن
perforate U سوراخ کردن
dump U بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
hollow forge U سوراخ کردن گرم
spit U سوراخ کردن تف انداختن
pecking U بانوک سوراخ کردن
broaches U سوراخ کردن قایق
pecks U بانوک سوراخ کردن
pecked U بانوک سوراخ کردن
broach U سوراخ کردن قایق
broaching U سوراخ کردن قایق
broached U سوراخ کردن قایق
spits U سوراخ کردن تف انداختن
peck U بانوک سوراخ کردن
transfixion U عمل سوراخ کردن
punctures U سوراخ کردن شکست
precision bore U سوراخ کردن دقیق
prong U باچنگ ک سوراخ کردن
prongs U باچنگ ک سوراخ کردن
punch U سوراخ ایجاد کردن
punches U مهر کردن سوراخ
puncturing U سوراخ کردن شکست
punched U سوراخ ایجاد کردن
punched U مهر کردن سوراخ
To bark up the wrong tree. <idiom> [سوراخ دعا را گم کردن]
punch U مهر کردن سوراخ
pertusion U عمل سوراخ کردن
to peck a hole in U با نوک سوراخ کردن
punches U سوراخ ایجاد کردن
tusk U سوراخ کردن یا کندن
to tear a hole in U سوراخ یا پاره کردن
punctured U سوراخ کردن شکست
tusks U سوراخ کردن یا کندن
burring U بامته سوراخ کردن
burrs U بامته سوراخ کردن
back drill U از پشت سوراخ کردن
puncture U سوراخ کردن شکست
burr U بامته سوراخ کردن
burred U بامته سوراخ کردن
lancinate U بانیزه سوراخ کردن
lack vt U با گلوله سوراخ کردن
peeped U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep U از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
duck and drake U پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
ducks and drakes U پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
puncturing U سوراخ کردن پنچر شدن
punctures U سوراخ کردن پنچر شدن
punctured U سوراخ کردن پنچر شدن
drills U سوراخ کردن چاه کندن
back drilling attachment U تجهیزات سوراخ کردن از پشت
puncture U سوراخ کردن پنچر شدن
unkennel U از سوراخ یا لانه بیرون کردن
jab U خنجر زدن سوراخ کردن
jabbed U خنجر زدن سوراخ کردن
drilled U سوراخ کردن چاه کندن
slot U سوراخ کردن شکاف کوچک
drill U سوراخ کردن چاه کندن
jabbing U خنجر زدن سوراخ کردن
slots U سوراخ کردن شکاف کوچک
slotting U سوراخ کردن شکاف کوچک
jabs U خنجر زدن سوراخ کردن
notch U شکاف چوبخط سوراخ کردن
notches U شکاف چوبخط سوراخ کردن
fraise U گشادتر کردن سوراخ اره مدور
loopholes U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
ruptures U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
karatonyxis U عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
rupture U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
pinhole U سوراخ کردن برای گوشی یاز
stave U شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
borer U هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
bore U وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
loophole U سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
rupturing U شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
bores U وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
lanciation U سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
jackhammer U مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
concrete coring drill U مته برای سوراخ کردن هسته بتن
impaled U سوراخ کردن احاطه کردن
penetrated U رخنه کردن سوراخ کردن
impale U سوراخ کردن احاطه کردن
gimlets U سوراخ کردن مته کردن
impales U سوراخ کردن احاطه کردن
punched U منگنه کردن سوراخ کردن
gimlet U سوراخ کردن مته کردن
penetrate U رخنه کردن سوراخ کردن
punches U منگنه کردن سوراخ کردن
punch U منگنه کردن سوراخ کردن
impaling U سوراخ کردن احاطه کردن
perforate U سوراخ کردن نفوذ کردن
perforating U سوراخ کردن نفوذ کردن
thrusts U سوراخ کردن رخنه کردن در
thrusting U سوراخ کردن رخنه کردن در
thrust U سوراخ کردن رخنه کردن در
perforates U سوراخ کردن نفوذ کردن
penetrates U رخنه کردن سوراخ کردن
stick U سوراخ کردن نصب کردن
penetract U رخنه کردن سوراخ کردن
trepanation U مته حفاری معدن وجراحی بامته سوراخ کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com