Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
twelve punch
U
سوراخ سطر دوازدهم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
twelft
U
یک دوازدهم
twelfthly
U
دوازدهم
dozenth
U
دوازدهم
dozenth
U
یک دوازدهم
twelfth
U
دوازدهم
twelft
U
دوازدهم
uncial
U
شبیه یک دوازدهم
twelve punch
U
منگنه سطر دوازدهم
uncia
U
یک دوازدهم یک اینچ یک اونس
m
U
مرتبه دوازدهم یاسیزدهم
L, l (L's, l's)
U
حرف دوازدهم الفبای انگلیسی
mu
U
حرف دوازدهم الفبای یونانی
centers
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
U
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag
U
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
to pink out leather
U
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
fenestration
U
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
float stone
U
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
perforation
U
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
sight
U
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights
U
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
cancellate
U
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
foraminate
U
ثقبه دار سوراخ سوراخ
thirl
U
سوراخ سوراخ کردن دریدن
gruyere cheese
U
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
pinkest
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
twelvemo
U
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
duodecimo
U
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
grid
U
دریچه سوراخ سوراخ
grids
U
دریچه سوراخ سوراخ
riddles
U
سوراخ سوراخ کردن
swage block
U
قالب سوراخ سوراخ
millepore
U
مرجان سوراخ سوراخ
cancellous
U
سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellate
U
سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellated
U
سوراخ سوراخ اسفنجی
riddle
U
سوراخ سوراخ کردن
breached
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
Joshegan
U
جوشقان
[این منطقه در مرکز ایران از قرن دوازدهم هجری قالیبافی با طرح بندی لوزی معروف بوده است. لوزی ها از انواع گل ها بهره گرفته و گاه حالت یک ترنج بزرگ دارد.]
room-sized rug
U
فرش های ایرانی
[فرش های درباری]
[بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
slots
U
سوراخ
cribriform
U
سوراخ سوراخ
slotting
U
سوراخ
leaks
U
سوراخ
columbarium
U
سوراخ
leaked
U
سوراخ
slot
U
سوراخ
drill hole
U
سوراخ
imperforate
U
بی سوراخ
foraminiferous
U
سوراخ سوراخ
punch
U
سوراخ کن
foraminated
U
سوراخ سوراخ
loops
U
سوراخ
punched
U
سوراخ کن
foramen
U
سوراخ
holes
U
سوراخ
boring
U
سوراخ
fenestra
U
سوراخ
punches
U
سوراخ کن
edge perforated
U
لب سوراخ
finger hole
U
سوراخ
broacher
U
سوراخ کن
pecker
U
سوراخ کن
broaches
U
سوراخ کن
broaching
U
سوراخ کن
eyelets
U
سوراخ
orifices
U
سوراخ
orifice
U
سوراخ
tap
U
سوراخ
tapped
U
سوراخ
tapping
U
سوراخ
loop
U
سوراخ
eyelet
U
سوراخ
holing
U
سوراخ
broached
U
سوراخ کن
mure
U
سوراخ
leak
U
سوراخ
hole
U
سوراخ
awl
U
سوراخ کن
alveolar
U
سوراخ سوراخ
holed
U
سوراخ
abroach
U
سوراخ
lace
U
پر از سوراخ
broach
U
سوراخ کن
looped
U
سوراخ
perforation
U
سوراخ
punctured
U
سوراخ
meshing
U
سوراخ
mesh
U
سوراخ
pumiceous
U
سوراخ سوراخ
pitting
U
سوراخ سوراخ
pinking
U
سوراخ
pigenhole
U
سوراخ
punctulate
U
سوراخ سوراخ
overture
U
سوراخ
taphole
U
سوراخ
puncture
U
سوراخ
waterholes
U
سوراخ
thirl
U
سوراخ
boreholes
U
سوراخ
meshes
U
سوراخ
borehole
U
سوراخ
overtures
U
سوراخ
outages
U
سوراخ
laces
U
پر از سوراخ
piercer
U
سوراخ کن
opening
U
سوراخ
peep hole
U
سوراخ
openings
U
سوراخ
outage
U
سوراخ
spy hole
U
سوراخ
pertusion
U
سوراخ
perforator
U
سوراخ کن
waterhole
U
سوراخ
punctures
U
سوراخ
puncturing
U
سوراخ
loopholes
U
سوراخ دیدبانی
pore
U
سوراخ ریز
ventage
U
سوراخ باد
loophole
U
سوراخ دیدبانی
plug
U
سوراخ گیره
pore
U
ریزه سوراخ
foot hole
سوراخ پائینی
bunghole
U
سوراخ مقعد
pores
U
ریزه سوراخ
pores
U
سوراخ ریز
Every nook and corner.
U
هر سوراخ سنبه ای
zero punch
U
سوراخ صفر
weak square
U
حفره سوراخ
broaching
U
سوراخ کردن
loop-hole
U
سوراخ دیدبانی
scuttling
U
سوراخ کردن
scuttles
U
سوراخ کردن
scuttled
U
سوراخ کردن
scuttle
U
سوراخ کردن
portholes
U
سوراخ برج
porthole
U
سوراخ برج
manholes
U
سوراخ ادم رو
manhole
U
سوراخ ادم رو
buttonholing
U
سوراخ دکمه
buttonholes
U
سوراخ دکمه
buttonholed
U
سوراخ دکمه
bore
U
سوراخ کردن
bore
U
سوراخ مته
the eye of the needle
U
سوراخ سوزن
broaches
U
سوراخ کردن
broached
U
سوراخ کردن
broach
U
سوراخ کردن
pitted
U
سوراخ سوراخ چاله چاله
culver-hole
U
سوراخ داربست
bores
U
قطر یک سوراخ
bores
U
سوراخ مته
bores
U
سوراخ کردن
bore
U
قطر یک سوراخ
buttonhole
U
سوراخ دکمه
lancinating
U
سوراخ کننده
pore fungus
U
اغاریقون پر سوراخ
pory
U
پر سوراخ پر منفذ
punched hole
U
سوراخ منگنه
grout hole
U
سوراخ تزریق
drilled grout hole
U
سوراخ تزریق
drill hole
U
سوراخ مته
puncher
U
سوراخ کننده
rivet hole
U
سوراخ پرچ
millepore
U
هزار سوراخ
diameter of bore
U
قطر سوراخ
depth of hole
U
عمق سوراخ
depth of borehole
U
عمق سوراخ
shrink hole
U
سوراخ انقباض
deep hole drilling
U
سوراخ عمیق
deep hole boring
U
سوراخ عمیق
cross hole
U
سوراخ عرضی
eyebolt
U
پیچ سر سوراخ
f. of the ear
U
سوراخ گوش
feed hole
U
سوراخ پیش بر
of proof
U
سوراخ نشدنی
keyway
U
سوراخ کلید
index hole
U
سوراخ شاخص
on tap
U
سوراخ دار
impierceable
U
سوراخ نشدنی
imperforable
U
سوراخ نشدنی
hub bore
U
سوراخ توپی
hole circle
U
گردی سوراخ
hammer drill
سوراخ کن ضربه ای
gonopore
U
سوراخ تناسلی
formed hole
U
سوراخ نیمرخ
foraminated
U
سوراخ دار
foraminate
U
سوراخ دار
penetrable
U
سوراخ شدنی
foraminate
U
سوراخ کردن
perforative
U
سوراخ کننده
snuffer
U
سوراخ بینی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com