English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
service records U سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
active status U وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
statement of service U خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
service number U شماره خدمتی پرسنل
duty status U وضعیت خدمتی
in service U خدمتی
fitness report U تعرفه خدمتی
service records U پروندههای خدمتی
decoration U نشان خدمتی
leave year U سال خدمتی
line of duty U مسیر خدمتی
duty branch U رسته خدمتی
decorations U نشان خدمتی
qualification record U پرونده خدمتی
security clearance U داشتن صلاحیت خدمتی
nonpay status U حالت انتظار خدمتی
servicae life U عمر خدمتی وسایل
equipment logbook U دفترچه خدمتی تجهیزات
fitness report U گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
annual efficiency index U شاخص کارایی سالانه خدمتی
supererogation U زیاده روی درکار خوش خدمتی
discharge without honor U اخراج به علت عدم صلاحیت خدمتی
annual average score U میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
our offer to render a service U حاضر شدن ما برای اینکه خدمتی بکنیم
prestation U خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
to discharge someone without honor [from the army] U اخراج کردن کسی به علت عدم صلاحیت خدمتی
short timer U پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
eye service U خدمتی که فقط هنگام موافبت خوب انجام داده میشود نگاه عاشقانه
silver star U نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
panels U نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel U نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
summary U خلاصه وضعیت
summaries U خلاصه وضعیت
intelligence summary U خلاصه وضعیت اطلاعاتی
extract U چکیده خلاصه وضعیت
extracted U چکیده خلاصه وضعیت
extracting U چکیده خلاصه وضعیت
extracts U چکیده خلاصه وضعیت
summary of monthly statement U خلاصه صورت وضعیت ماهیانه
materiel history U خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
daily position summary U خلاصه وضعیت محل کشتیهادر روی اب
record book U دفترچه سوابق جنگ افزار پرونده سوابق
daily movement summary U خلاصه وضعیت حرکت کشتیهادر روز یا کالاها
operating strenght U پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
summary areas U مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
staffing guide U کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
custodial record U پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
epitomist U شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
bureau of naval personnel U اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
digests U خلاصه کردن و شدن خلاصه
digest U خلاصه کردن و شدن خلاصه
digesting U خلاصه کردن و شدن خلاصه
digested U خلاصه کردن و شدن خلاصه
inverse U تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
serviceability criteria U وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
hartley U بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
races U وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
race U وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
raced U وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
references U سوابق
dossier U سوابق
reference U سوابق
information U سوابق
records U سوابق
case histories U سوابق
case history U سوابق
dossiers U سوابق
data U سوابق دانسته ها
record keeping U نگهداری سوابق
gun book U دفتریادداشت سوابق توپ
record book U دفتر ثتب سوابق
data U سوابق عناصر داده ها
logbook U کتاب سوابق هواپیما
contract record U سوابق نحوه پیشرفت قرارداد
accountable depot U مرکز نگهداری سوابق حسابداری
accountable supply distribution activity U سازمان نگهداری سوابق امادی
outlined U خلاصه خلاصه کردن
outlines U خلاصه خلاصه کردن
outline U خلاصه خلاصه کردن
outlining U خلاصه خلاصه کردن
please send me the p papers U خواهشندم سوابق یاپرونده انرابرای من بفرستید
flying status U وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
flag U یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags U یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
transparently U مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparent U مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
accountability U ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
past performances U سوابق چاپی نتایج مسابقات اسب یا گرگ
holding position U وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
court of record U دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
exempt player U بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
judge made law U نظام حقوقی مبتنی بر سوابق قضایی و ارا محاکم
device U یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
devices U یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
approved data U سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
readiness condition U وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
dogmatism U دگماتیسم روش فکری که به موجب ان "دگمها" یا سنن و سوابق مسلمه باید بدون پرسش وکورکورانه مورد تبعیت قرارگیرند
personnel U پرسنل
staffed U پرسنل
staff U پرسنل
staffs U پرسنل
personnel officer U افسر پرسنل
ship's company U پرسنل ناو
complementing U پرسنل سازمانی
operating personnel U پرسنل فعال
adjutant general U دایره پرسنل
shipmate U پرسنل هم ناو
turout U تجمع پرسنل
crews U پرسنل ناو
operations personal U پرسنل عملیات
complemented U پرسنل سازمانی
complement U پرسنل سازمانی
cadres U پرسنل پیمانی
cadre U پرسنل پیمانی
troop U پرسنل دار
intransit strenth U پرسنل سیال
complements U پرسنل سازمانی
crew U پرسنل ناو
all hands U کلیه پرسنل
crewed U پرسنل ناو
trooped U پرسنل دار
trooping U پرسنل دار
crewing U پرسنل ناو
permanent party U پرسنل دایمی
wild cord U تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
staffed U پرسنل ستاد ستادی
staffs U پرسنل ستاد ستادی
proceed time U زمان انتقال پرسنل
regulars U پرسنل کادر منظم
ration method U روش تغذیه پرسنل
regular U پرسنل کادر منظم
station complement U پرسنل ثابت یک پایگاه
station complement U پرسنل خدماتی پایگاه
staff U پرسنل ستاد ستادی
nonoperating strength U پرسنل غیر فعال
evacuee U پرسنل تخلیه شده
military pay order U لیست حقوقی پرسنل
lag rate U میزان کسری پرسنل
carreer personnel U پرسنل کادر ثابت
quarters U محل اسایشگاه پرسنل
evacuees U پرسنل تخلیه شده
administrative acceptees U پرسنل پذیرفته شده
turout U جمع شدن پرسنل
manpower cieling U سطح استعداد پرسنل
blinds U بدون دید مستقیم پرسنل
airman U پرسنل نیروی هوایی هوانورد
sending state U کشور اعزام کننده پرسنل
registrant U پرسنل ثبت نام کننده
airmen U پرسنل نیروی هوایی هوانورد
retrofit action U بهبودسازی وسایل وتجهیزات و پرسنل
release denial U جلوگیری از ترخیص پرسنل یاکالا
safeguards U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
transport area U منطقه حمل و نقل پرسنل
safeguarding U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
military pay order U جدول تغییرات حقوقی پرسنل
enlisted personnel U پرسنل سرباز و درجه دار
replacement factor U ضریب جایگزینی پرسنل ووسایل
overhead personnel U پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
debarkation net U پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
debarkation net U تور پیاده شدن پرسنل
blinded U بدون دید مستقیم پرسنل
blind U بدون دید مستقیم پرسنل
battlefield evacuation U تخلیه پرسنل اسیب دیده
safeguard U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarded U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
reimbursable personnel U پرسنل حقوق بگیر نظامی
devil's advocate U کشیشی که اعمال و سوابق مردهای را که قرار است تقدیس شده و saint شود به طور انتقادی بررسی میکند تامبادا عیبی از قلم افتاده باشد
devil's advocates U کشیشی که اعمال و سوابق مردهای را که قرار است تقدیس شده و saint شود به طور انتقادی بررسی میکند تامبادا عیبی از قلم افتاده باشد
station bill U لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
conus residents U پرسنل ارتشی مقیم قاره امریکا
army deposit fund U سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
air tropping U ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
administrative acceptees U پرسنل قبول شده از نظر اداری
defense readiness condition U وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
quarantines U اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantined U اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantine U اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
constructive school credit U بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
quarantining U اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
escape line U مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
regulating station U پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
triage U سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
stages U سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
rest and recuperation U عقب بردن پرسنل برای استراحت و تجدید قوا
stage U سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
staged crews U پرسنل هوایی یا دریایی مستقر درپایگاههای مسیر ناو یاهواپیما
bareboat charter U ضمانت نامه تضمین حرکت کشتی و پرداخت مخارج پرسنل ان
blockhouse U ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
manning level U درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
manning the rail U گماردن پرسنل به دور ناو یاوسیله برای انجام تشریفات
rail loading U سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
dispatch route U جاده تحت کنترل خودی درزمان مشخص مسیر اعزام پرسنل
abridgment U خلاصه
quintes sence U خلاصه
brief U خلاصه
resume U خلاصه
ens U خلاصه
resumed U خلاصه
resumes U خلاصه
synopsis U خلاصه
resuming U خلاصه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com