English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electronic switch U سوئیچ الکترونی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electron multiplier U چند برابر کننده الکترونی افزاینده الکترونی
progarm switch U سوئیچ برنامه
programmer's switch U سوئیچ برنامه
igniter switch U سوئیچ احتراق
dip switch U دیپ سوئیچ
key switch U سوئیچ کلید
limit switch U لیمیت سوئیچ
starter switch U سوئیچ استارتر
disconnection switch U سوئیچ قطع کننده
input selector switch U سوئیچ سلکتور ورودی
ectuating switch U سوئیچ راه اندازی
hand selector switch U سوئیچ سلکتور دستی
air break swich U سوئیچ قطع شونده هوایی
multi section type rotary switch U سوئیچ گردان نوع چند مقطعی
centrifugal starting switch U سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
timer switch U سوئیچ تایمر کلید برنامه ریزی شده
debounce U جلوگیری از محسوس بسته شدنهای نادرست یا جعلی یک کلید یا سوئیچ
sense switch U سوئیچ حساس کنسول کامپیوتری که ممکن است یک برنامه برای پاسخ گیری به ان سیگنال بفرستد
electron microscope U میکروسکوپ الکترونی
electron theory U تئوری الکترونی
electron theory U نظریه الکترونی
electron telescope U تلسکوپ الکترونی
electron shower U رگبار الکترونی
electron lens U عدسی الکترونی
electron ray U اشعه الکترونی
electron physics U فیزیک الکترونی
electron particle U ذره الکترونی
electronic excitation U تحریک الکترونی
electron mirror U اینه الکترونی
electron sheath U پوسته الکترونی
electron lens U لنز الکترونی
electron microscope U میکروسکپ الکترونی
electron tube U لامپ الکترونی
one electron atom U اتم تک الکترونی
electronic tuning U تنظیم الکترونی
electronic transition U جهش الکترونی
electronic structure U ساختار الکترونی
electronic rectifier U یکسوساز الکترونی
electronic rectifier U یکسوکننده الکترونی
electronic radiation U تشعشع الکترونی
electronic microscope U میکروسکوپ الکترونی
electronic formula U فرمول الکترونی
electronic flash U فلاش الکترونی
electronic density U چگالی الکترونی
electronic current U جریان الکترونی
electron wave U موج الکترونی
electron hole U حفره الکترونی
electron capture U جاذبه الکترونی
electron capture U ربایش الکترونی
electron camera U دوربین الکترونی
electron bombardment U بمباران الکترونی
tubes U لامپ الکترونی
computer U حسابگر الکترونی
computers U حسابگر الکترونی
gun U تفنگ الکترونی
guns U تفنگ الکترونی
barrier layer U بند الکترونی
electron beam U اشعه الکترونی
electron beam U پرتوی الکترونی
electron avalanche U بهمن الکترونی
electron cascade U ابشار الکترونی
electron cloud U ابر الکترونی
electron configuration U ارایش الکترونی
electron gun U تفنگ الکترونی
tube U لامپ الکترونی
electron gas U گاز الکترونی
electron flow U جریان الکترونی
electron diffraction U پراش الکترونی
electron density U چگالی الکترونی
electron cutting U برش الکترونی
electron current U جریان الکترونی
electron coupling U تزویج الکترونی
electron coupling U پیوست الکترونی
electron could U ابر الکترونی
phosphor U معمولا اشعه الکترونی
gas filled valve U لامپ الکترونی گازی
glass type tube U لامپ الکترونی شیشهای
depletion layer capacitance U فرفیت بند الکترونی
barrier layer capacitance U فرفیت بند الکترونی
multidentate atom U اتم چند الکترونی
forbidden transition U جهش الکترونی ممنوع
eniac U ماشین حساب الکترونی
electron microscope U ذره بین الکترونی
welding by electron beam U جوشکاری با اشعه الکترونی
electron beam welding U جوشکاری با اشعه الکترونی
electron disintegration U فرو ریزش الکترونی
electron beam generator U مولد اشعه الکترونی
electronic lens U عدسی یا لنز الکترونی
density of an electron beam U چگالی اشعه الکترونی
electron beam cutting U برش با اشعه الکترونی
get a fix on something <idiom> U نامه الکترونی دریافت کردن
beam current at a specified point U شدت اشعه الکترونی در یک نقطه
electron beam focusing U تمرکز دهی اشعه الکترونی
electron beam deflection system U سیستم شکست پرتو الکترونی
output circuit U مدار خروجی لامپ الکترونی
thermoelectron U الکترونی که در اثر گرماصادر شود
octal glass type tube U لامپ الکترونی هشت پایهای
input circuit U مدار ورودی لامپ الکترونی
mu U فاکتور شدت نیروی لامپ الکترونی
electron gun U بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
bread-board U لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
sferics U دستگاه الکترونی کشف طوفان هوا شناسی
bread-boards U لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
beam U دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beams U دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
synchrotron U دستگاه تقویت وتسریع ذرات بار دار الکترونی
numerical indicator tube U هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
electron beam recording U ضبط خروجی کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترونی
electronic U میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronics U شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
y plates U صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
push pull U وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
guns U منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
gun U منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
thermionic tube U لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com