Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
misfeasance
U
سوء استفاده کردن ازاقتدار قانونی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pirated
U
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirate
U
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirates
U
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirating
U
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
use age
U
مدت زمان قانونی استفاده از وسایل
to lay down a rule
U
قانونی را درست کردن قانونی را وضع نمودن
sumptuary law
U
قانونی که با منع استفاده از بعضی اموال مصرفی جلو مخارج مصرفی زیاد را می گیرد
exploit
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploits
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
piracy
U
هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
defect skipping
U
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
solenoid sweep
U
پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
warrant
U
اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warranting
U
اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
pursue
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursued
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursuing
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
warranted
U
اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
pursues
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
warrants
U
اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
to prescribe something
[legal provision]
U
چیزی را تعیین کردن
[تجویز کردن]
[ماده قانونی]
[حقوق]
to press charges against someone
U
ازکسی قانونی شکایت کردن
[کسی را متهم کردن]
legalised
U
به طور رسمی شناختن قانونی کردن تصدیق کردن
legalising
U
به طور رسمی شناختن قانونی کردن تصدیق کردن
legalize
U
به طور رسمی شناختن قانونی کردن تصدیق کردن
standarize
U
با نمونه یا عیار قانونی مطابقت کردن استاندارد کردن
legalized
U
به طور رسمی شناختن قانونی کردن تصدیق کردن
legalizes
U
به طور رسمی شناختن قانونی کردن تصدیق کردن
legalises
U
به طور رسمی شناختن قانونی کردن تصدیق کردن
to pirate something
U
چیزی را غیر قانونی چاپ کردن
[دو نسخه ای کردن]
legalizing
U
به طور رسمی شناختن قانونی کردن تصدیق کردن
legitimizes
U
قانونی کردن
legalize
U
قانونی کردن
legalized
U
قانونی کردن
legalises
U
قانونی کردن
legitimize
U
قانونی کردن
legitimization
U
قانونی کردن
legitimising
U
قانونی کردن
legitimises
U
قانونی کردن
legalizes
U
قانونی کردن
legalising
U
قانونی کردن
legitimized
U
قانونی کردن
legalization
U
قانونی کردن
legitimised
U
قانونی کردن
legitimizing
U
قانونی کردن
legalised
U
قانونی کردن
legalizing
U
قانونی کردن
sue
U
تعقیب قانونی کردن
prosecuting
U
تعقیب قانونی کردن
indicting
U
تعقیب قانونی کردن
prosecutes
U
تعقیب قانونی کردن
sues
U
تعقیب قانونی کردن
sued
U
تعقیب قانونی کردن
prosecute
U
تعقیب قانونی کردن
prosecuted
U
تعقیب قانونی کردن
indicted
U
تعقیب قانونی کردن
disables
U
فاقدصلاحیت قانونی کردن
litigate
U
تعقیب قانونی کردن
litigated
U
تعقیب قانونی کردن
indict
U
تعقیب قانونی کردن
litigates
U
تعقیب قانونی کردن
disabling
U
فاقدصلاحیت قانونی کردن
litigating
U
تعقیب قانونی کردن
disable
U
فاقدصلاحیت قانونی کردن
suing
U
تعقیب قانونی کردن
indicts
U
تعقیب قانونی کردن
automatic release date
U
تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
collective goods
U
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
validating
U
تایید اعتبار قانونی کردن
validates
U
تایید اعتبار قانونی کردن
validated
U
تایید اعتبار قانونی کردن
validate
U
تایید اعتبار قانونی کردن
summon
U
فراخواندن احضار قانونی کردن
summoned
U
فراخواندن احضار قانونی کردن
reed
U
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
to serve a legal p on any one
U
ورقه قانونی بکسی ابلاغ کردن
laws
U
قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
law
U
قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
usage
U
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usages
U
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
execute
U
قانونی کردن اعدام کردن
execute
U
اداره کردن قانونی کردن
executes
U
اداره کردن قانونی کردن
executed
U
قانونی کردن اعدام کردن
legtimize
U
مشروع کردن قانونی کردن
executed
U
اداره کردن قانونی کردن
executes
U
قانونی کردن اعدام کردن
executing
U
اداره کردن قانونی کردن
executing
U
قانونی کردن اعدام کردن
legitimatize
U
قانونی کردن مشروع کردن
legitimates
U
عذر قانونی قانونی
legitimate
U
عذر قانونی قانونی
legitimating
U
عذر قانونی قانونی
legitimated
U
عذر قانونی قانونی
authorized stoppage
U
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
rule of reason
U
تفسیر کردن قانون به طورغیر عادلانه به منظور حفظ بعضی انحصارات غیر قانونی
spoliation
U
تحریف یا اخفا یا معدوم کردن یا سوء استفاده کردن از سند
job
U
کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
junk
U
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
jobs
U
کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
cable weft
U
پود ضخیم
[بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
fans
U
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fan
U
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanning
U
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanned
U
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
imposes
U
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
seized
U
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
seizes
U
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
seize
U
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
impose
U
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
dead time
U
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight
U
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
operates
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
vertical
U
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
idle
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
capacities
U
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idled
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
freed
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacity
U
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idlest
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
frees
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idles
U
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
freeing
U
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
bitmap
U
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
fourth generation computers
U
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
composite demand
U
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
quad
U
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quads
U
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
piracy
U
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
band
U
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
bands
U
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
ill treat
U
سوء استفاده کردن ضایع کردن
ieee
U
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
shareware
U
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
utilize
U
استفاده کردن از
to play upon
U
سو استفاده کردن از
utilising
U
استفاده کردن از
utilizing
U
استفاده کردن از
utilizes
U
استفاده کردن از
to make much of
U
استفاده کردن از
to make use of
U
استفاده کردن از
utilised
U
استفاده کردن از
utilises
U
استفاده کردن از
to take a of
U
استفاده کردن از
employing
U
استفاده کردن
put upon
U
استفاده کردن از
to trade on
U
سو استفاده کردن از
employed
U
استفاده کردن
employs
U
استفاده کردن
employ
U
استفاده کردن
put-upon
U
استفاده کردن از
to a. one self of
U
استفاده کردن از
duplexes
U
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
exerciser
U
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
joint tenants
U
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
duplex
U
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
common use
U
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
privacy act of
قانونی که در کنگره آمریکا برای منظم کردن ذخیره داده در پایگاه های داده آژانس فدرالی به تصویب رسید
misuses
U
سوء استفاده کردن از
to profit by the accasion
U
از موقع استفاده کردن
exercise one's veto
U
از حق وتو استفاده کردن
with open arms
<idiom>
U
با گرمی استفاده کردن
misused
U
سوء استفاده کردن از
misuse
U
سوء استفاده کردن از
trade on
U
سوء استفاده کردن از
do up
U
اماده استفاده کردن
make much of
U
استفاده زیاد کردن از
to work out
U
منتهای استفاده را کردن از
to seize the opportunity
U
ازموقع استفاده کردن
uses
U
مصرف استفاده کردن
use up
<idiom>
U
استفاده کامل کردن
take advantage
U
سوء استفاده کردن از
strains
U
سوء استفاده کردن از
play on
U
سوء استفاده کردن از
misusing
U
سوء استفاده کردن از
strain
U
سوء استفاده کردن از
use
U
مصرف استفاده کردن
to tread on somebody's foot
<idiom>
U
از کسی سو استفاده کردن
impose upon
U
سوء استفاده کردن از
solarize
U
استفاده کردن از نورافتاب
To take advantage of an opportunity.
U
از فرصت استفاده کردن
reuse
U
دوباره استفاده کردن
wimp
U
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
PPP
U
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
wimps
U
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
to use these rules
U
از این قاعده ها استفاده کردن
to lay hold on
U
استفاده ازضعف کسی کردن
to play
U
با وسائل پست سو استفاده کردن
talk down to someone
<idiom>
U
از کلمات ساده استفاده کردن
done with
<idiom>
U
تمام کردن استفاده از چیزی
to play it
U
با وسائل پست سو استفاده کردن از
To pick other peoples brains.
U
از افکار دیگران استفاده کردن
Hamming code
U
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
abused
U
سو استفاده کردن از ضایع کردن
uses
U
استفاده کردن استعمال کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com