English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
i stayed there for days U سه روز انجا ماندم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
I stayed at the hotel with some friends. U با دوستانم درهتل ماندم
I went hungry last night . U دیشب گرسنه ماندم
I drew blank every time . None of my tricks worked . U هر نقشی زدم نگرفت ( ناموفق ماندم )
i was filled with wonder U مرا شگفت امد متحیر ماندم
thereat U در انجا
wherever U انجا که
so far forth U تا انجا
i know that place by sight U انجا را
there U به انجا
there U انجا
thence U از انجا
whereon U در انجا
whence U که از انجا چه جا
thither U انجا
wherefrom U که از انجا
yonder U انجا
therof U از انجا
thither U به انجا
thenceforward U از انجا ببعد
it is impossible to live there U در انجا میسرنیست
here and there U اینجا انجا
it is not half bad U انجا بداست
as for as i know U تا انجا که من میدانم
away U مرتبا از انجا
as far as possible U تا انجا که میشد
as far as possible U تا انجا که بتوان
for a iknow U تا انجا که می دانم
stay there till i return U انجا بمانیدتامن برگردم
there was not a soul U ذی نفسی انجا نبود
there U دراین موضوع انجا
i went there particularly to U یک کاره انجا رفتم
i went there in my own U شخصا` انجا رفتم
he no longer went there U دیگر انجا نرفت
we used to play there U ما انجا بازی میکردیم
whereat U که بدان جهت که در انجا
i did not find a there U کسی را در انجا نیافتم
within living memory U تا انجا که مردمان زنده
the population is stationary U شماره نفوس انجا کم وزیادنمیشود
at the top of one's bent U تا انجا که می توان تحمل کرد
iam a to go there U از رفتن به انجا خجالت می کشم
see if he is still there U به بیند او هنوز انجا است یانه
he went there in black U اوبا جامه سیاه انجا رفت
i put the population at 0000 U نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
hydropath establishment U بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydrotherapeutic U بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
limbers U ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
to ring the changes U کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
passing lane U فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
fitting shop U کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
load line U خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
barnstormed U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
i am very keen on going there U من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
barnstorm U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
statitizing U فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
it is impossible to live there U نمیشود در انجا زندگی کرد زندگی
tontine U تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com