English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
paraboloid of revolution U سهموی دوار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
parabolic U سهموی
capstan U میله گردان گردونه دوار لنگر قرقره دوار لنگر
winches U دوار
winching U دوار
giddy U دوار
pivoting U دوار
gyrant U دوار
capstan U دوار
winched U دوار
rotatory U دوار
circler U دوار
rotary U دوار
winch U دوار
rotating U دوار
spheroid U بیضوی دوار
circulating pump U پمپ دوار
winch driver U متصدی دوار
gipsy U گردونه دوار
rotary furnace U کوره دوار
jenny U جراثقال دوار
rotary valve U شیر دوار
rotary switch U کلید دوار
rotary axis U محور دوار
rotary converter U مبدل دوار
rotary field U میدان دوار
race ring U سینی دوار
capstan wheel U چرخ دوار
windlasses U دوار لنگر
cable holder U دوار زنجیر
windlass U دوار زنجیر
windlasses U دوار زنجیر
drummed U گردونه دوار
drum U گردونه دوار
windlass U دوار لنگر
giddy U مبتلا به دوار سر
rotary cement klin U کوره سیمان دوار
wildcat U گیره دوار لنگر
wildcats U گیره دوار لنگر
anchor engine U موتور دوار لنگر
vertigo U دوار سر چرخش بدور
roundlet U کمی گرد و دوار
rotary piston machanism U مکانیزم پیستون دوار
colorado U تیغه دوار ماهیگیری
wheel printer U چاپگر چرخ دوار
capstan lathe U ماشین تراش دوار
energizing in field o phase rotation U تغذیه میدان دوار
veer on power U با دوار زنجیر دادن
support roller U رینگ وطوقه دوار
daisy wheel printer U چاپگر چرخ دوار
heave around U به کار انداختن دوار
gyratory crusher U ماشین سنگ شکن دوار
racers U ریل یا سرسره دوار برجک توپ
skate mount U پایه دوار مسلسل روی خودرو
heave around U شروع به کار کشیدن طناب با دوار
racer U ریل یا سرسره دوار برجک توپ
mine winch U دوار مین جمع کنی ناو
internal gear pump U پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
daisy wheel U عضو چاپ کننده در یک چاپگرچرخ دوار
gyro U وسیلهای که از اندازه حرکت زاویهای یک جرم دوار
gyro rotor U چرخ دوار قطبنمای الکتریکی wheel gyro : syn
stroboscope U وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
coriolis force U نیروی اینرسی فاهری که روی یک جسم با سرعت زاویهای داخل یک سیستم دوار در حرکت است
universal roll U برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
tilting mixer U نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
genemotor U مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
heliocentric U دارای مرکز در خورشید دوار بدور خورشید
race ring U رینگ لغزنده سرسره لغزنده طوقه دوار
capstan U چرخ لنگر دوار چرخ تسمه
three phase current U جریان سه فاز جریان دوار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com