English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ideal galvanic cell U سلول گالوانیکی ایده ال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spermatid U سلول حاصله از تقسیم سلول منی سازکه تبدیل به سلول منی میشود
spermatogonium U سلول اولیه جنس نر سلول بیضه
isogamete U سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
gametangium U سلول یا عضوسازنده سلول جنسی
galvanic corrosion U خوردگی گالوانیکی
pgr U بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic reflex U بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic response U پاسخ گالوانیکی- روانی
electrolytic deposition U متالیزه گردانی گالوانیکی
nickel plate U اب نیکل دادن گالوانیکی
ideas U ایده
ideal U ایده ال
concepts U ایده
conceptss U ایده ها
ideals U ایده ال
ideass U ایده ها
merit goods U کالاهای ایده ال
optimum point U نقطه ایده ال
egoideal U ایده ال نفسانی
optimal distribution U توزیع ایده ال
ideal efficiency U راندمان ایده ال
ideologue U ایده ئولوگ
ideal position U پوزیسیون ایده ال
ideal dielectric U دی الکتریک ایده ال
ideal crystal U کریستال ایده ال
ideal conductor U هادی ایده ال
ideal capacitor U خازن ایده ال
ideal fluid U سیال ایده ال
ideal galvanic cell U باطری ایده ال
ideal gas U گاز ایده ال
ideal position U وضعیت ایده ال
ideal rectifier U یکسوکننده ایده ال
ideal rocket U راکت ایده ال
ideal solenoid U سولنئید ایده ال
ideal solenoid U سولنوئید ایده ال
ideal solenoid U پیچک ایده ال
ideal solution U محلول ایده ال
ideal efficiency U بازده ایده ال
take it <idiom> U ایده گرفتن
idealist U ایده الیست
ideologically U ایده ئولوژیک
ideological U ایده ئولوژیک
ideal no load voltage U ولتاژ بی باری ایده ال
ideologue U سازنده ایده ئولوژی
nonideal gas U گاز غیر ایده ال
best thing since sliced bread <idiom> U [یک ایده یا نقشه خوب]
idealist U معتقد به ایده الیسم
ideal conductivity U قابلیت هدایت ایده ال
ideal electron gas U گاز االکترون ایده ال
ideal no load d.c. voltage U ولتاژ "دی .سی " بی باری ایده ال
ideological relations U روابط ایده ئولوژیک
ideal paralleling U مدار موازی ایده ال
ideal rectangular pulse U پالس مربعی ایده ال
ideal magnetization curve U منحنی مغناطیس کنندگی ایده ال
platonism U فلسفه ایده الی شدن
dialectical idealism U مکتب جدلی ایده الی
Utopia U دولت یا کشور کامل و ایده الی
representationalist U معتقد بفلسفه ایده هاو افکار
mathematical U نمایش سیستم با ایده ها و فرمولهای ریاضی
Utopias U دولت یا کشور کامل و ایده الی
platonize U پیرو فلسفه ایده الی شدن
cells U سلول
cell U سلول
data cell U سلول
zoogamete U سلول
She wasn't any too pleased about his idea. U او [زن] در مورد ایده او [مرد] خیلی خوشحال نبود.
afrocentric <adj.> U تاکید بر ایده ها، سبک و ارزش های آفریقایی
scarlet sage U سلول اتشی
lymph cell U سلول لنف
photoelectric cell U سلول فتوالکتریک
photoelectric cell U سلول فتوالکتریکی
photo cell U سلول فتوالکتریک
nerve cell U سلول عصبی
mononuclear U سلول یک هستهای
unit cell U سلول واحد
memory cell U سلول حافظه
locular U سلول دار
transformer cell U سلول ترانسفورماتور
odontoblast U سلول دندانی
selenium cell U سلول سلنیومی
syncytium U سلول چند هسته ایی
stractural cell U سلول ساختاری
pixel U سلول تصویر
storage cell U سلول انباره
phagocytosis U سلول خواری
photoconductive cell U سلول فوتورسانا
accumulator cell U سلول اکومولاتور
ward U سلول زندان
solar cells U سلول خورشیدی
gametangium U سلول جنسی
cellulous U سلول دار
galvanic cell U سلول گالوانی
cellular U سلول دار
active cell U سلول فعال
binary cell U سلول دودویی
cellulated U سلول دار
cellule U سلول کوچک
cytology U سلول شناس
data cell U سلول داده
solar cell U سلول خورشیدی
germ cell U سلول نطفه
celluloid U مانند سلول
cell U سلول یکنفری
cell U پیل سلول
cells U سلول یکنفری
cells U پیل سلول
cleave U شکافتن سلول
gonocyte U سلول جنسی
cleaved U شکافتن سلول
germ cell U سلول تخم
cleaves U شکافتن سلول
wards U سلول زندان
gonium U سلول نطفه
idealizing U بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealized U بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizes U بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealize U بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealises U بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealised U بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealising U بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
cataplasia U تغییرات قهقهرایی در سلول
ectoclast U پوسته خارجی سلول
barrier layer cell U سلول لایه سدی
phagocyte U سلول بیگانه خوار
progamete U سلول مولد تخمچه
cellulosic U ساخته شده از سلول
primitive cell U سلول واحد ابتدایی
spermatogonium U سلول موجد تخم
endoderm U لیف درخت یا سلول
karyoplasm U پرتوپلاسم هسته سلول
intracellular U واقع در درون سلول
interneuron U وابسته به سلول عصب
interneural U وابسته به سلول عصب
gonocyte U سلول تولید کننده
half cell potential U پتانسیل نیم سلول
half cell reaction U واکنش نیم سلول
ideologist U ایده ئولوگ کسی که در مورد افکار وعقاید مطالعه میکند
ovum U سلول نطفه ماده تخمک
loculus U سلول یا حفره تخمدان مرکب
light sensitive cell U سلول حساس در برابر نور
karyokinesis U تقسیم غیرمستقیم هسته سلول
engramme U تحولات دائمی هسته سلول
enclosure U سلول تارکان دنیا [دین]
acrosome U برجستگی قدامی سلول جنسی نر
engram U تحولات دائمی هسته سلول
endosarc U قسمت درونی سفیده سلول
lysis U زوال وفساد سلول وغیره
end centered unit cell U سلول واحد دو وجهی متقابل پر
macrogamete U سلول جنسی ماده بزرگتر
eletric eye U سلول فوتوالکتریک چشم الکتریکی
microphage U سلول میکروب خوار کوچک
doctrine U اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
doctrines U اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
It was an enjoyable performance, if less than ideal. U این نمایشی لذت بخشی بود اگرچه کاملا ایده آل نبود.
chrles' law U در گازهای کامل یا ایده ال در فشار ثابت دما و حجم نسبت مستقیم دارند
idealism U روش فکری کسانی که معتقدندسیاست باید تابع ایده الهای انسانی باشد
entry U مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
gonogenesis U کمال و بلوغ سلول نطفه یاجرثومه
fibrocyte U سلول دوکی شکل بافت همبندی
nucleolus U هستک گرد میان هسته سلول
lysate U محصول زوال وفساد تدریجی سلول
gametogenesis U ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
biont U واحد مستقل موجود زنده سلول
solar cell U سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
photovoltaic cell U سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
chromatolysis U تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
guard cell U یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
histogram U نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
unipotent U دارای قدرت رویش در یک جهت یا بصورت یک سلول
Biomimicry U تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
haplosis U تقلیل تعدادکروموزوم ها درنتیجه تقسیم بدو سلول منفرد
mitosis U تقسیم هسته سلول بدوقسمت بدون کم شدن کرموزم ها
gametocyte U سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
meiosis U تغییرات متوالی هسته که منتهی به تشکیل سلول جدیدمیگردد
gamete U سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
gametophore U سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
zero condition U حالت یک سلول مغناطیسی زمانی که صفر را نمایش میدهد
germ layer U یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
gastraea U رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
histochemistry U علمی که درباره پدیدههای شیمیایی سلول وبافت بحث میکند
gastrea U رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
bit mapped screen U pixel یک صفحه نمایش که در ان هر سلول تصویری میتوانددر ارتباط با مکانی از حافظه
unbalanced cell U سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
neoclassical school U مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
virtual U مشخصات ترمینال ایده آل که به عنوان مدل ترمینال واقعی به کارمی رود
lymphoblast U سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
pronucleus U هسته سلول قابل لقاح پس ازتکمیل دوره بلوغ وورودنطفه به درون تخم جانور
late-Modern architecture U [معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
kil U مقبره این کلمه بصورت پیشوند وپسوند نیزبکاررفته وبمعنی >حجره و سلول ونهر<است
photovoltaic cell U مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
ideal index U شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
dialectical idealism U دیالکتیک هگلی دیالکتیک ایده الیسم
gonidium U یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
cross fertilization U لقاح دو سلول جنسی متفاوت لقاح متقابل
microphagus U سلول میکروب خوار کوچک خرد خوار
scitovsky double criterion U که براساس ان تغییری ایده ال استکه دران کسانیکه بهره برده اند بتوانندکسانیراکه زیان میبرند جبران نموده و در مقابل زیان کنندگان قادر نباشند که ازتغییر جلوگیری نمایند
karyology U هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
loculate U سلول دار حجره دار
oogamete U سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
stored program concept U ایده برنامه ذخیره شده مفهوم برنامه ذخیره شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com