English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gonocyte U سلول تولید کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
spermatid U سلول حاصله از تقسیم سلول منی سازکه تبدیل به سلول منی میشود
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
spermary U غده تولید کننده منی محل تولید منی
spermatogonium U سلول اولیه جنس نر سلول بیضه
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
isogamete U سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
gametangium U سلول یا عضوسازنده سلول جنسی
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
producer U تولید کننده
productive U تولید کننده
manufacturer U تولید کننده
manufacturers U تولید کننده
progenitive U تولید کننده
producers U تولید کننده
genie U تولید کننده تناسلی
producer's risk U ریسک تولید کننده
marginal producer U تولید کننده نهائی
reproducer U دوباره تولید کننده
manufacturer U تولید کننده سازنده
manufacturers U تولید کننده سازنده
supplier U شرکت تولید کننده
suppliers U شرکت تولید کننده
producer U تولید کننده مولد
producers U تولید کننده مولد
producer surplus U مازاد تولید کننده
genies U تولید کننده تناسلی
rational producer U تولید کننده منطقی
pistillate U تولید کننده مادگی
half U جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
absorbefacient U تولید کننده عمل جذب
smokey the bear U وسیله تولید کننده دود
toxicogenic U تولید کننده محصولات سمی
producer surplus U اضافه ارزش تولید کننده
oil rich countries U کشورهای ثروتمند تولید کننده نفت
producers U شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
homogonous U تولید کننده اولاد شبیه به والدین
producer U شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
g.d.p deflator U تعدیل کننده تولید ناخالص داخلی
bilge blocks U قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
homogamous U تولید نسل کننده بوسیله مقارت باهم جنس خود
middlemen U کسی که کالارا از تولید کننده خریده به مغازه دار می فروشد
middleman U کسی که کالارا از تولید کننده خریده به مغازه دار می فروشد
homogamic U تولید نسل کننده بوسیله مقارت باهم جنس خود
countervailing power U مثلااتحادیه کارگران که درواکنش به قدرت تولید کننده انحصاری ایجاد میشود
motorola U تولید کننده قط عات الکترونیکی شامل پردازندههای کامپیوتری Apple Macintosh
pcm U شرکت تولید کننده تختههای جانبی که سازگار کامپیوتر تولیدکننده دیگر باشند
COMPAQ U شرکت کامپیوتر شخصی آمریکایی که اولین تولید کننده برای IBMPC بود
wrming message U پیام تشخیصی که توسط کامپایلر برای اگاهی استفاده کننده تولید میشود
homogeneous computer network U شبکهای که از ماشینهای مشابه ساخته شده است که با هم سازگارند یا از یک تولید کننده هستند
licence U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses U اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
texts U وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
text U وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
generic U که با کل وسایل سخت افزاری و نرم افزاری یک تولید کننده سازگار باشد
systems analysis U ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
pseudo random U سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده اعداد تصادفی
Hayes Corporation U تولید کننده مودم که زبان کنترل استاندارد برای مودم ها ایجاد میکند
carrying U عملی که در آن یک وام در جمع کننده تولید وام میکند و همه در یک عمل رخ می دهند
chaff U وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
carry U عملی که در آن یک وام در جمع کننده تولید وام میکند و همه در یک عمل رخ می دهند
carries U عملی که در آن یک وام در جمع کننده تولید وام میکند و همه در یک عمل رخ می دهند
carried U عملی که در آن یک وام در جمع کننده تولید وام میکند و همه در یک عمل رخ می دهند
bumblebee U تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebees U تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
spooler U برنامه یا دستگاه جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد تا به هنگام انجام کار دیگر نسخه چاپی روی چاپگر تولید کندجمع کننده
cartel U اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels U اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
dependent U غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
rhizogenic U تولید کننده ریشه ریشه اور
sudorific U عرق اور تولید کننده عرق
rhizogenetic U تولید کننده ریشه ریشه اور
pilot line operation U کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte U گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
component U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
self- U قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
shelf life U مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry U حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
declassified cost U هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem U شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
cells U سلول
cell U سلول
zoogamete U سلول
data cell U سلول
matrixes U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
c & f U قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
stractural cell U سلول ساختاری
galvanic cell U سلول گالوانی
gametangium U سلول جنسی
mononuclear U سلول یک هستهای
photoelectric cell U سلول فتوالکتریک
celluloid U مانند سلول
photoelectric cell U سلول فتوالکتریکی
storage cell U سلول انباره
photoconductive cell U سلول فوتورسانا
nerve cell U سلول عصبی
phagocytosis U سلول خواری
odontoblast U سلول دندانی
wards U سلول زندان
ward U سلول زندان
pixel U سلول تصویر
photo cell U سلول فتوالکتریک
syncytium U سلول چند هسته ایی
transformer cell U سلول ترانسفورماتور
cell U پیل سلول
locular U سلول دار
cells U سلول یکنفری
lymph cell U سلول لنف
cells U پیل سلول
unit cell U سلول واحد
gonocyte U سلول جنسی
solar cell U سلول خورشیدی
solar cells U سلول خورشیدی
gonium U سلول نطفه
cellular U سلول دار
memory cell U سلول حافظه
germ cell U سلول نطفه
cell U سلول یکنفری
data cell U سلول داده
cellulated U سلول دار
cellulous U سلول دار
accumulator cell U سلول اکومولاتور
cleave U شکافتن سلول
cleaved U شکافتن سلول
cleaves U شکافتن سلول
cytology U سلول شناس
binary cell U سلول دودویی
active cell U سلول فعال
scarlet sage U سلول اتشی
cellule U سلول کوچک
selenium cell U سلول سلنیومی
germ cell U سلول تخم
interneural U وابسته به سلول عصب
spermatogonium U سلول موجد تخم
karyoplasm U پرتوپلاسم هسته سلول
ectoclast U پوسته خارجی سلول
primitive cell U سلول واحد ابتدایی
progamete U سلول مولد تخمچه
endoderm U لیف درخت یا سلول
barrier layer cell U سلول لایه سدی
half cell reaction U واکنش نیم سلول
ideal galvanic cell U سلول گالوانیکی ایده ال
cellulosic U ساخته شده از سلول
intracellular U واقع در درون سلول
half cell potential U پتانسیل نیم سلول
cataplasia U تغییرات قهقهرایی در سلول
interneuron U وابسته به سلول عصب
phagocyte U سلول بیگانه خوار
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
loculus U سلول یا حفره تخمدان مرکب
microphage U سلول میکروب خوار کوچک
end centered unit cell U سلول واحد دو وجهی متقابل پر
engram U تحولات دائمی هسته سلول
acrosome U برجستگی قدامی سلول جنسی نر
eletric eye U سلول فوتوالکتریک چشم الکتریکی
enclosure U سلول تارکان دنیا [دین]
lysis U زوال وفساد سلول وغیره
macrogamete U سلول جنسی ماده بزرگتر
ovum U سلول نطفه ماده تخمک
karyokinesis U تقسیم غیرمستقیم هسته سلول
light sensitive cell U سلول حساس در برابر نور
engramme U تحولات دائمی هسته سلول
endosarc U قسمت درونی سفیده سلول
entry U مقدار اطلاعات درون یک سلول مشخص
lysate U محصول زوال وفساد تدریجی سلول
nucleolus U هستک گرد میان هسته سلول
chromatolysis U تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
guard cell U یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
fibrocyte U سلول دوکی شکل بافت همبندی
photovoltaic cell U سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
solar cell U سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
gametogenesis U ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
gonogenesis U کمال و بلوغ سلول نطفه یاجرثومه
biont U واحد مستقل موجود زنده سلول
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
market socialism U سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
unipotent U دارای قدرت رویش در یک جهت یا بصورت یک سلول
histogram U نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
fullest U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gametophore U سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
gametocyte U سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
gamete U سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
zero condition U حالت یک سلول مغناطیسی زمانی که صفر را نمایش میدهد
haplosis U تقلیل تعدادکروموزوم ها درنتیجه تقسیم بدو سلول منفرد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com