English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
train U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
trained U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
trains U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stratagem U حیله جنگی
stratagems U حیله جنگی
escry U فریاد و غریو جنگی سردادن نعره جنگی
chain U سلسله سلسله مراتب
chains U سلسله سلسله مراتب
ghaut U سلسله سلسله کوه
warships U کشتی جنگی ناو جنگی
battle drill U مشق جنگی تمرین جنگی
warship U کشتی جنگی ناو جنگی
cartel ship U کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
command channels U سلسله مراتب فرماندهی سلسله مراتب
subalternation U توالی
subsequence U توالی
sequences U توالی
sequence U توالی
consecution U توالی
consecutiveness U توالی
suits U توالی
succession U توالی
suit U توالی
successions U توالی
suited U توالی
progressions U توالی تسلسل
in succession U به توالی متواترا"
progression U توالی تسلسل
middle succession U توالی وسطی
impluse train U توالی ایمپولز
tracked U توالی ردپاراگرفتن
succession U نیابت توالی
successions U نیابت توالی
track U توالی ردپاراگرفتن
tracks U توالی ردپاراگرفتن
middle succession U توالی میانین
sequence rule U قاعده توالی
state succession U توالی دولتها
sq U مخفف توالی
subsere U توالی بعدی
order of fire U ترتیب توالی اتش
sequence of command U ترتیب توالی فرامین
impluse sequence U توالی ضربه جریان
sequence number U شماره ترتیب توالی
sequencer U اسباب سنجش توالی وتسلسل
collating sequence U توالی ترتیب رشته تلفیق
approach sequence U ترتیب توالی تقرب هواپیماها
live fire U تیراندازی با تیر جنگی تیراندازی با فشنگ جنگی
alphameric sequence U ترکیب حروف و اعداد بترتیب توالی
log U ثبت وقایع
logs U ثبت وقایع
chronicler U وقایع نویس
minute U یادداشت وقایع
minute U گزارش وقایع
chronology U وقایع نگاری
annalist U وقایع نگار
record of events U ثبت وقایع
historify U وقایع نگار
minute book U دفتر وقایع
happenstance U وقایع اتفاقی
succeeds U بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
succeed U بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
succeeded U بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
record of events U دفتر ثبت وقایع
the occurrences of the day U رویداهای یا وقایع روز
sportswriter U وقایع نگار ورزشی
annals U وقایع سالیانه سالنامه
logs U ثبت کردن وقایع
pro-active U گرایش به ایجاد وقایع
deck log U دفتر وقایع ناو
deck log U دفتر وقایع دریانوردی
rough log U دفترچه وقایع ناو
log U ثبت کردن وقایع
flight log U دفتر وقایع پرواز
muster book U دفتر ثبت وقایع روزانه
vertical events numbering U شماره گذاری عمودی وقایع
parish register U دفتر ثبت وقایع سه گانه
Trifling ( small) happenings of life . U اتفاقات ( وقایع )کوچک زندگی
daybook U دفتر ثبت وقایع روزانه
horizontal event numbering U شماره گذاری افقی وقایع
flight log U دفتر ثبت وقایع پرواز
station log U دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
refit book U دفتر یادداشت وقایع دریایی
log engineering U دفتر ثبت وقایع موتور ناو
fatidic U وابسته به پیش گویی حوادث و وقایع
trend U مسیر انجام کار سیر وقایع
chronicle U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicled U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicles U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicling U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
diary U دفترروزانه یکان دفتر وقایع روزانه
diaries U دفترروزانه یکان دفتر وقایع روزانه
station log U دفتر ثبت وقایع پست مخابراتی
trends U مسیر انجام کار سیر وقایع
slates U ذغال سنگ سخت وسنگی شرح وقایع
slate U ذغال سنگ سخت وسنگی شرح وقایع
anachronisms U اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
slated U ذغال سنگ سخت وسنگی شرح وقایع
anachronism U اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
Give me a full account of the events. U جریان کامل وقایع را برایم تعریف کنید
chronology U شرح وقایع بترتیب زمانی علم ترتیب تاریخ
ranges U سلسله
system U سلسله
strips U سر سلسله
ranged U سلسله
systems U سلسله
genealogy U سلسله
range U سلسله
chain U سلسله
runs U سلسله
gradations U سلسله
run U سلسله
gradation U سلسله
nexus U سلسله
dynasties U سلسله
kingdom U سلسله
train U سلسله
genealogies U سلسله
trained U سلسله
catena U سلسله
trains U سلسله
dynasty U سلسله
chains U سلسله
geochronology U شرح وقایع تاریخی گذشته برمبنای اطلاعات زمین شناسی
chronology U تاریخ شماری جدول یا شرح وقایع یاتاریخهای وابسته بانها
ranked U سلسله مقام
coneatenation U تسلسل سلسله
ghat U سلسله کوه
nervous systems U سلسله عصب
unit system U سلسله احاد
ommiad U سلسله امیه
nervous system U سلسله عصب
chain of command U سلسله مراتب
hierachy U سلسله مراتب
ommiades U سلسله امیه
phylon U اجداد سلسله
pulse train U سلسله تپش ها
rank U سلسله مقام
chains U سلسله کوه
chain U سلسله کوه
ranks U سلسله مقام
phylum U اجداد سلسله
protomartyr U سر سلسله شهدا
pecking order U سلسله مراتب
mountain ranges U سلسله جبال
the vascular system U سلسله اوندهاومجراها
ghat U رشته سلسله
series U سلسله ردیف
system U سلسله رشته
trains U رشته سلسله
string U ردیف سلسله
hierarchies U سلسله مراتب
trained U رشته سلسله
channel U سلسله مراتب
hierarchy U سلسله مراتب
train U رشته سلسله
sequences U سلسله مراتب
sequence U سلسله مراتب
channeled U سلسله مراتب
ranged U سلسله ردیف
range U سلسله ردیف
systems U سلسله رشته
channels U سلسله مراتب
ranges U سلسله ردیف
channelled U سلسله مراتب
channeling U سلسله مراتب
supervening impossibility of performance U غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
frustration U غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
dialectic materialism U دیالکتیک مادی مبتنی بر قبول جبرتاریخ به عنوان یک سائق عمده وقایع
frustrations U غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
dynamic analisis U تجزیه و تحلیل وقایع اقتصادی با در نظرگرفتن تغییرات گذشته و حال و احتمالا" اینده
military channel U سلسله مراتب نظامی
occupational hierarchy U سلسله مراتب شغلی
chain of command U سلسله مراتب فرماندهی
control hierarchy U سلسله مراتب کنترل
cryptochannel U سلسله مراتب رمز
data hierarchy U سلسله مراتب داده ها
response hierarchy U سلسله مراتب پاسخ
request mast U از طریق سلسله مراتب
memory hierarchy U سلسله مراتب حافظه
hierachical structure U ساختار سلسله مراتبی
hierarchical model U مدل سلسله مراتبی
the nervous system U سلسله پیهای نباتی
hierarchism U اصول سلسله مراتب
hierarchy of needs U سلسله مراتب نیازها
thearchy U سلسله مراتب خدایان
neural U وابسته به سلسله اعصاب
hierarchical network U شبکه سلسله مراتبی
heavenly hierarchy U سلسله مراتب فرشتگان
achamenidae U سلسله هخامنشی هخامنشیان
flight U یک رشته پلکان سلسله
hierarchy U ساختار دادهای سلسله مراتبی
campaigns U سلسله عملیات کوره بلند
hierarchies U ساختار دادهای سلسله مراتبی
pecking order U سلسله مراتب دانه چینی
sympathetics U سلسله پیهای نباتی باشد
algebraic hierarchy parenthese U پرانتزهای سلسله مراتبی جبری
argumentum U یک سلسله دلایل قابل قبول
request mast U گزارش از طریق سلسله مراتب
habit family hierarchy U سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
hierarchic U وابسته به سلسله مراتب وریاست
dynastical U وابسته بیک سلسله پادشاهان
ohm U واحد مقاومت برق در سلسله .S.K.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com