Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
trial order
U
سفارش ازمایشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
economic order quantity
U
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
ordering costs
U
هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
thrusting
U
تک ازمایشی
thrusts
U
تک ازمایشی
experimental
U
ازمایشی
thrust
U
تک ازمایشی
tentative
U
ازمایشی
measuring well
U
چاه ازمایشی
pilot model
U
نمونه ازمایشی
pilot model
U
مدل ازمایشی
prep
U
مسابقه ازمایشی
study
U
طرح ازمایشی
prototypes
U
نمونه ازمایشی
prototype
U
نمونه ازمایشی
probative
U
ازمایشی اکتشافی
probatory
U
ازمایشی اکتشافی
proof load
U
بار ازمایشی
experimental psychology
U
روانشناسی ازمایشی
experimental probability
U
احتمال ازمایشی
studies
U
طرح ازمایشی
studying
U
طرح ازمایشی
tentatively
U
بطور ازمایشی
bore hole
U
چاه ازمایشی
experimental variable
U
متغیر ازمایشی
check problem
U
مسئله ازمایشی
experimental extinction
U
خاموشی ازمایشی
dead load
U
بار ازمایشی
dry run
U
اجرای ازمایشی
empiric
U
ازمایشی تجربی
experimental control
U
کنترل ازمایشی
experimental data
U
دادههای ازمایشی
experimental error
U
خطای ازمایشی
experimental group
U
گروه ازمایشی
experimental method
U
روش ازمایشی
probationary period
U
دوره ازمایشی
sampling offer
U
عرضه ازمایشی
test run
U
رانش ازمایشی
trial runs
U
استفاده ازمایشی
trial run
U
استفاده ازمایشی
test specimen
U
نمونه ازمایشی
trail run
U
رانش ازمایشی
trial balance
U
ترازنامه ازمایشی
trial balance
U
تراز ازمایشی
trial elevation
U
درجه ازمایشی
trial function
U
تابع ازمایشی
trial hole
U
چاه ازمایشی
trial shot
U
گلوله ازمایشی
trial shot
U
تیر ازمایشی
verification fire
U
تیراندازی ازمایشی
on probation
U
در دوره ازمایشی
test run
U
اجرای ازمایشی
Test match
U
مسابقه ازمایشی
pilots
U
راندن ازمایشی
test pattern
U
طرح ازمایشی
test piece
U
نمونه ازمایشی
test pit
U
گودال ازمایشی
tentative plan
U
طرح ازمایشی
piloted
U
راندن ازمایشی
pilot
U
راندن ازمایشی
test point
U
سوزن ازمایشی
probation
U
دوره ازمایشی
tentative
U
ازمایشی موقت
tentative
U
به طور ازمایشی
trial offer
U
عرضه ازمایشی
Test matches
U
مسابقه ازمایشی
test data
U
دادههای ازمایشی
search sweeping
U
مین روبی ازمایشی
wind sprint
U
مسابقه ازمایشی دو سرعت
trial trip
U
مسافرت ازمایشی یا امتحانی
check sweeping
U
مین روبی ازمایشی
quasi experimental designs
U
طرحهای شبه ازمایشی
testable
U
امتحان پذیر ازمایشی
prolusion
U
مقاله ازمایشی تمهید
experimental neurosis
U
روان رنجوری ازمایشی
sketches
U
پیش نویس ازمایشی
sketched
U
پیش نویس ازمایشی
trial
U
ازمایش کردن ازمایشی
sketch
U
پیش نویس ازمایشی
trials
U
ازمایش کردن ازمایشی
trialling
U
مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
shakedown
U
دوره ازمایشی عملیات ناو
tamp
U
دوباره پرکردن حفرههای ازمایشی
enjoinment
U
سفارش
indenting
U
سفارش
indent
U
سفارش
order
U
سفارش
indents
U
سفارش
reference
U
سفارش
downrange
U
دورتر از محل پرتاب ودرمسیر ازمایشی خود
letter of recommendation
U
سفارش نامه
indenting
U
سفارش دادن
order
U
سفارش دادن
factory order
U
سفارش ساخت
modification order
U
سفارش اصلاحی
Put in a good word for me.
U
سفارش من رابکن
order format
U
قالب سفارش
I asked for ...
من سفارش ... را دادم.
purchase order
U
سفارش خرید
send away for
U
سفارش دادن
place an order
U
سفارش دادن
asking and ordering
U
درخواست و سفارش
outwork
U
سفارش به بیرون
indents
U
سفارش دادن
call the shots
<idiom>
U
سفارش دادن
processing of the order
U
انجام سفارش
order for goods
U
سفارش کالا
order
U
دستور سفارش
conditional order
U
سفارش مشروط
blanket order
U
سفارش کلی
commendation
U
سفارش تقدیر
acknowledgement of order
U
تصدیق سفارش
back order
U
سفارش معوق
acknowledgement of order
تایید سفارش
ordering
U
سفارش دهی
indent
U
سفارش دادن
enjoining
U
سفارش کردن به
enjoin
U
سفارش کردن به
enjoined
U
سفارش کردن به
engaged
U
سفارش شده
enjoins
U
سفارش کردن به
economic order quantity
U
حد مطلوب سفارش
waggling
U
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
fog curing room
U
اطاق نمداری که نمونههای بتن ازمایشی را در ان نگهداری میکنند
waggles
U
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
waggled
U
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
damp land pit curing
U
نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
waggle
U
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
custom-made
U
سفارش داده شده
To place an order for some goods.
U
کالائی را سفارش دادن
indent
U
سفارش درخواست کردن
custom made
U
سفارش داده شده
indenting
U
سفارش رسیده از خارج
indents
U
سفارش رسیده از خارج
indent
U
سفارش رسیده از خارج
reorder point
U
نقطه سفارش مجدد
indenting
U
سفارش درخواست کردن
indents
U
سفارش درخواست کردن
to countermand goods
U
سفارش کالا را پس گرفتن
reorder level
U
سطح سفارش مجدد
outwork
U
سفارش به خارج از شرکت
reorder interval
U
زمان بین دو سفارش
order time
U
زمان سفارش کالا
order processing time
U
مدت انجام سفارش
order processing time
U
زمان انجام سفارش
dispatch order
U
سفارش حمل سریع
open indent
U
سفارش خرید باز
lead time
U
زمان انجام سفارش
order
U
دستور دادن سفارش
bespeak
U
ازپیش سفارش دادن
ordered
U
سفارش داده شده
order
[placed with somebody]
U
سفارش
[ازطرف کسی]
engages
U
از پیش سفارش دادن
to book something
U
چیزی را سفارش دادن
reorder cost
U
هزینه سفارش مجدد
reorder
U
دوباره سفارش دادن
re order
U
سفارش دوم باره
engage
U
از پیش سفارش دادن
check sum
U
جمع ارقام یا بیت ها که برای اهداف ازمایشی بکار می رود
experimental free handicap
U
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
That's not what I ordered.
آن چیزی نیست که من سفارش دادم.
I asked for a small portion.
من یک پرس کوچک سفارش دادم.
I asked for the child.
من یک برای بچه سفارش دادم.
testimonial
U
سفارش وتوصیه رضایت نامه
batch costing
U
تعیین قیمت سفارش کالا
mail order
U
سفارش کالا بوسیله پست
order form
U
نمونه سفارش نامه پر نکرده
ordering costs
U
هزینههای مربوط به سفارش کالا
order
U
سفارش دادن کالا یا جنس
order
U
سفارش دادن تنظیم کردن
indents
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
the goods are on order
U
کالا را سفارش داده ایم
testimonials
U
سفارش وتوصیه رضایت نامه
indent
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
indenting
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
a la carte
U
جداجدا سفارش داده شده.
bench check
U
کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
To order a meal.
U
سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
To speake in recommendation of someone . To recommend somebody.
U
سفارش کسی را کردن ( توصیه ومعرفی )
open indent
U
سفارش خریدی که در ان تعدادفروشندگان محدود نمیباشد
mail order
U
سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
indent upon a person for goods
U
درخواست یا سفارش کالا به کسی دادن
reorder level
U
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
test driver
U
برنامهای که اجرای برنامه دیگر را در مقابل مجموعهای از دادههای ازمایشی هدایت کند
canvass
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
procurement lead time
U
زمان بین دادن سفارش و دریافت کالا
cash with order
U
پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
canvassing
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
May I use your name as a reference?
U
اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
lead time
U
مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه
cold thrust
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold test
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
differential compression check
U
ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود
cost plus contracts
U
قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
cost plus contracts
U
به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
canvassing
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvasses
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com