Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
front face
U
سطح برجسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
predominant
U
برجسته
leading
U
عمده برجسته
relief
U
حجاری برجسته
relief
U
برجسته کاری
profile
U
برجسته نمودار یا منحنی مخصوص نمایش چیزی
profiled
U
برجسته نمودار یا منحنی مخصوص نمایش چیزی
profiles
U
برجسته نمودار یا منحنی مخصوص نمایش چیزی
profiling
U
برجسته نمودار یا منحنی مخصوص نمایش چیزی
prime
U
برجسته
primed
U
برجسته
primes
U
برجسته
project
U
برجسته بودن
projected
U
برجسته بودن
projects
U
برجسته بودن
prima donna
U
خواننده برجسته زن اپرا یاکنسرت
prima donnas
U
خواننده برجسته زن اپرا یاکنسرت
personage
U
شخص برجسته
personages
U
شخص برجسته
striking
U
برجسته
strikingly
U
برجسته
brilliantly
U
چنانکه برجسته باشد
conspicuous
U
برجسته
pre-eminent
U
برجسته
convex
U
برجسته
markedly
U
بطور برجسته یا محسوس
pot
U
هرچیز برجسته ودیگ مانند
pots
U
هرچیز برجسته ودیگ مانند
potting
U
هرچیز برجسته ودیگ مانند
prominently
U
بطور پیدا یا اشکارا برجسته وار
overriding
U
برجسته
contour
U
نقشه برجسته
inconspicuous
U
غیر برجسته کمرنگ
big
U
ستبر ادم برجسته
bigger
U
ستبر ادم برجسته
biggest
U
ستبر ادم برجسته
grossly
U
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
highlight
U
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
highlighted
U
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
highlights
U
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
illustrious
U
برجسته
milestone
U
مرحله برجسته
milestones
U
مرحله برجسته
eminently
U
بطور برجسته
fascia
U
هزاره برجسته گچبری سر ستون
fascias
U
هزاره برجسته گچبری سر ستون
premier
U
هنرپیشه برجسته
premiers
U
هنرپیشه برجسته
prominent
U
برجسته
badge
U
امضاء و علامت برجسته و مشخص
badges
U
امضاء و علامت برجسته و مشخص
salient
U
برجسته
feat
U
کار برجسته
feats
U
کار برجسته
Braille
U
خط برجسته مخصوص کوران الفباء نابینایان
accentuate
U
اهمیت دادن برجسته نمودن
accentuated
U
اهمیت دادن برجسته نمودن
accentuates
U
اهمیت دادن برجسته نمودن
accentuating
U
اهمیت دادن برجسته نمودن
snarl
U
بغرنجی برجسته کردن
snarled
U
بغرنجی برجسته کردن
snarling
U
بغرنجی برجسته کردن
snarls
U
بغرنجی برجسته کردن
swell
U
برجسته شیک
swelled
U
برجسته شیک
swells
U
برجسته شیک
cameo
U
برجسته کاری درجواهروسنگهای قیمتی
cameos
U
برجسته کاری درجواهروسنگهای قیمتی
purl
U
زری کوک برجسته وقلابی
purled
U
زری کوک برجسته وقلابی
purling
U
زری کوک برجسته وقلابی
purls
U
زری کوک برجسته وقلابی
ports
U
انواع بندرهای ساحلی شیارهای برجسته یا مجاری عبور روغن
bank
U
قسمت برجسته سر پیچ
banks
U
قسمت برجسته سر پیچ
dais
U
سکوب مخصوص جلوس اشخاص برجسته
distinguished
U
برجسته
distinguished
U
برجسته مهم
crowned
U
برجسته
illustrated
U
برجسته
ridged
U
برجسته
staring
U
برجسته
starring
U
برجسته
predominantly
U
بطور برجسته
poet laureate
U
شاعر برجسته
cocked hat
U
کلاهک مسلح شدن مین کلاهک برجسته
cocked hats
U
کلاهک مسلح شدن مین کلاهک برجسته
brocade
U
پارچه ابریشمی گل برجسته
bas relief
U
برجسته کوتاه
bas relief
U
نقش کم برجسته
bas-relief
U
برجسته کوتاه
bas-relief
U
نقش کم برجسته
bas-reliefs
U
برجسته کوتاه
bas-reliefs
U
نقش کم برجسته
bigwig
U
شخص مهم و برجسته
bigwigs
U
شخص مهم و برجسته
premiere
U
هنرپیشه برجسته
premiered
U
هنرپیشه برجسته
premieres
U
هنرپیشه برجسته
premiering
U
هنرپیشه برجسته
humdinger
U
تفوق برجسته
Other Matches
alto-rilievo
U
[ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
perspective spatial model
U
مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
embossing
U
طرح برجسته
[برجسته کردن زمینه فرش]
salience
U
نکته برجسته موضوع برجسته
embossment
U
نقوش برجسته برجسته کاری
bas relif
U
حجاری ونقوش برجسته برجسته
supereminent
U
برجسته فوق العاده برجسته
saliency
U
نکته برجسته موضوع برجسته
stereoscope
U
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
stereograph
U
نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
repousse
U
برجسته نمایاحکاکی برجسته
anaglyph
U
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
eminent
U
برجسته
stereometric
U
خط برجسته
stereometric
U
برجسته
rilievo
U
برجسته
relievo
U
برجسته
kenspeckle
U
برجسته
laureate
U
برجسته
in relief
U
برجسته
masterwork
U
برجسته
of d.
U
برجسته
pre eminent
U
برجسته
prosilient
U
برجسته
relief emboss
U
برجسته
illustrous
U
برجسته
outstanding
U
برجسته
par excellence
U
برجسته
mainline
U
برجسته
mainlined
U
برجسته
mainlines
U
برجسته
mainlining
U
برجسته
raised
U
برجسته
outstandingly
U
برجسته
noted
U
برجسته
torose
U
برجسته
dominant
U
برجسته
cordon bleu
U
برجسته
illustriously
U
برجسته وار
half relief
U
نیم برجسته
high relief
U
نقوش برجسته
embossed
U
برجسته شده
mezzo relief
U
نیم برجسته
bossing
U
ارباب برجسته
bosses
U
ارباب برجسته
bossed
U
ارباب برجسته
fash butt welding
U
جوش برجسته
anaglyph
U
تزئینات برجسته
anaglyph
U
حجاری برجسته
alto relievo
U
برجسته بلند
acrography
U
گچ کاری برجسته
bas relif
U
نقش کم برجسته
basso relief
U
برجسته کوتاه
contour map
U
نقشه برجسته
drop shadow
U
سایه برجسته
emboss
U
برجسته کردن
embossed alphabet
U
الفبای برجسته
egregious
U
برجسته نمایان
exaggerated stereoscopy
U
برجسته بین
in relief
U
بطور برجسته
stereoscopic
U
برجسته بینی
stereoscopic
U
برجسته بین
stereoscopics
U
برجسته نمایی
stucco relief
U
گچبریهای برجسته
to make one's mark
U
برجسته شدن
to put forward
U
برجسته نمودارکردن
to stand out
U
برجسته بودن
topographic map
U
نقشه برجسته
tyupical
U
نوبهای برجسته
cordon bleu
U
آدم برجسته
raised figure
طرح برجسته
to create an image for oneself as somebody
U
برجسته شدن
aegicrane
U
آذین برجسته سر
aegicranium
U
آذین برجسته سر
bas relif
U
نقوش برجسته
bas-relief
U
برجسته کاری
stand out
U
برجسته عالی
stand out
U
برجسته بودن
signally
U
بطور برجسته
laureatel
U
شاعر برجسته
magnific
U
معروف برجسته
mezzo rillievo
U
نیم برجسته
notbility
U
شخص برجسته
palmy
U
برجسته کامیاب
piece de resistance
U
فقره برجسته
projection welding
U
جوش برجسته
raised shoulder
U
شانه برجسته
relief emboss
U
نقشه برجسته
relief map
U
نقشه برجسته
relievo
U
برجسته کاری
saleint
U
برجسته چشمگیر
saleintiant
U
برجسته چشمگیر
salient pole
U
قطب برجسته
signalize
U
برجسته کردن
smatt
U
برجسته زیرکانه
affigy
U
تصویر برجسته
humdingers
U
تفوق برجسته
effigies
U
تصویر برجسته
effigy
U
تصویر برجسته
topography
U
برجسته نگاری
boss
U
ارباب برجسته
living picture
U
نمایش یاتصویر برجسته
person of f.
U
شخص برجسته یا با نفوذ
narrative relief
U
نقش برجسته روایتی
papillary lines
U
خطهای برجسته انگشتها
low relief
U
نقش نیم برجسته
oner
U
شخص یا چیز برجسته
narrative relief
U
نقش برجسته توصیفی
perspective spatial model
U
مدل برجسته بینی
raised type
U
حروف برجسته برای
to bring out in relief
U
برجسته یا روشن کردن
to stand out in relief
U
برجسته یا روشن بودن
vectograph
U
عکس برجسته بینی
stereoscopy
U
سیستم برجسته بینی
stereoscope
U
دستگاه برجسته بین
stereoscopic pair
U
زوج برجسته بینی
relief map
U
نقشه برجسته نما
distinguished rug
U
قالی با ارزش و برجسته
stereometric
U
وابسته بترسیمات برجسته
bell-cast
U
[لبه ی برجسته بام]
convex fillet weld
U
جوش نواری برجسته
noticeable
U
قابل ملاحضه برجسته
landmark
U
واقعه برجسته راهنما
blebby
U
برجسته یاحباب دار
goffer
U
مجعدکردن برجسته کردن
bold faced type
U
حروف سیاه برجسته
bosomed
U
دارای سینه برجسته
bosomy
U
دارای پستان برجسته
distinguished unit citation
U
نشان یکان برجسته
high relief
U
نقش تمام برجسته
landmarks
U
واقعه برجسته راهنما
illustriously
U
بطور برجسته مشهورانه
high light
U
نکات برجسته یا جالب
embossing die
U
حدیده برجسته کاری
run-of-the-mill
U
برجسته نبودن در جنس متوسط
effigy
U
چهره برجسته روی سکه
fretwork
U
برجسته کاری حاشیه گذاری
triglyphic
U
وابسته به تزئینات برجسته سه ترک
bossing
U
نقش برجسته تهیه کردن
effigies
U
چهره برجسته روی سکه
boss
U
نقش برجسته تهیه کردن
star turn
U
ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
notably
U
بطور برجسته یا قابل ملاحظه
beaded section
U
شیار برجسته روی گچ وچوب
stereo gram
U
تصویر یانقش برجسته نما
baguette
U
[ابزار برجسته کاری کوچک]
nagnet
U
[ابزار برجسته کاری کوچک]
bosses
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
palmary
U
شایسته ستایش و تقدیر برجسته
bagnette
U
[ابزار برجسته کاری کوچک]
bossed
U
نقش برجسته تهیه کردن
bossed
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
hollow gorge
U
[ربع گرد در برجسته کاری]
in cavetto
U
[نقش برجسته کاری وارونه]
personal salute
U
مراسم سلام افراد برجسته
bosses
U
نقش برجسته تهیه کردن
embossed sculpture
U
برجسته سازی با چکش کوبی
bossing
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
floating mark
U
نقاط ایستگاه برجسته بینی
boss
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
baguet
U
[ابزار برجسته کاری کوچک]
run of the mill
U
برجسته نبودن در جنس متوسط
prince's feather
U
تزئین برجسته پشت صندلی
boss formerly boce
U
[بلوک منبت کاری شده برجسته]
ventura
U
یک بسته نرم افزاری نشررومیزی و برجسته
stereophotography
U
عکس برداری برجسته نماوسه بعدی
astragal
U
چنبره برجسته نزدیک دهنه توپ
screwthread
U
شیار برجسته ومارپیچی بدون پیچ
oversailing of facade
U
قسمت برجسته یا پیش امده بنا
grisaille
U
نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
canadian , grid
U
سیستم شبکه بندی عکاسی برجسته منشوری
vectograph
U
عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
floating lines
U
خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
disc
U
[تزئینات به شکل ستون صاف، مدور و برجسته]
aerocartograph
U
دستگاه برجسته بین مخصوص تهیه نقشه
point style
U
شیوه معماری که نشان برجسته ان طاقهای نوک تیزاست
curling weft
U
پود مجعد و نازک جهت برجسته سازی نقش
agrafe
U
سنگ سر طاق
[دارای تزئینات برجسته کاری شده]
agraffe
U
سنگ سر طاق
[دارای تزئینات برجسته کاری شده]
mercator projection
U
نقشه برجسته نمای دارای نصف النهارات متوازی
worthy of remark
U
قابل ملاحظه برجسته مشهور فوق العاده استثنائی
card-cut
U
[برجسته کاری کوچک زنجیره ی هندسی در کتیبه های گوتیک]
stereogram
U
یک زوج عکس استریوسکوپی توجیه شده برای برجسته بینی
phototopography
U
روش تهیه نقشههای عوارض نما و برجسته ازروی عکس هوایی
bulk yarn
U
نخ های پفکی و حجیم شده جهت ایجاد سطوح برآمده و برجسته
turtleback
U
لاک پشت هر چیز برجسته بیضی شکل عرشه منحنی عقب یاجلوکشتی
legion ofholour
U
نشان افتخارکه دولت فرانسه درازای خدمات برجسته لشکری یاکشوری میدهد
calf's tongue
U
[برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
stereophotogrammetry
U
تهیه و رسم نقشه جات ازروی عکس هوایی به طریقه برجسته بینی و استریوسکوپی
stereoplanigraph
U
نوعی دستگاه تهیه نقشه بطریقه برجسته بینی باطریقه دستی و رسم با مدادالکترونیکی
souffles
U
خوراک مرکب از زرده تخم مرغ وگوشت وپنیر وشکلات پارچه نازک گل برجسته زنانه
souffle
U
خوراک مرکب از زرده تخم مرغ وگوشت وپنیر وشکلات پارچه نازک گل برجسته زنانه
soufflTs
U
خوراک مرکب از زرده تخم مرغ وگوشت وپنیر وشکلات پارچه نازک گل برجسته زنانه
leitmotive
U
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
leitmotif
U
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
to win one's spurs
U
بدرجه سلحشوری رسیدن برجسته شدن نامی شدن شهرت یافتن
banked track
U
پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
keel area
U
ناحیه برجسته جانبی تیرک زیر هواپیماهای دریایی که اغلب زیر سطح اب قرارمیگیرد
stereography
U
طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
plisse
U
طرح پارچه برجسته چین خورده چین پلیسه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com