English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
actual velocity of ground water U سرعت واقعی اب زیرزمینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inflow ratio U نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
actual velocity U سرعت واقعی
cut out U وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
clandestine U سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
cambridge equation U نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
quantity theory of money U حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
absolute altimeter U ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
architecture proper U معماری بمعنی واقعی کلمه معماری واقعی
speed ring U طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator U عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
burning rate U سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed U سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drag U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged U وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
true air speed U سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
machine number U عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
tachometer U اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
rate of flame propagation U سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
variable ratio U گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
rate of pouring U سرعت سیلان سرعت جاری شدن
muzzle velocity U سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
input U فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
inputted U فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
underground U زیرزمینی
cellar U زیرزمینی
cellars U زیرزمینی
subsurface water U اب زیرزمینی
ground water U اب زیرزمینی
underground water U اب زیرزمینی
subsurface ice U یخ زیرزمینی
subterranean U زیرزمینی
camouflet U حفره زیرزمینی
underground furnace U کوره زیرزمینی
dug out U پناهگاه زیرزمینی
subsoil irrigation U ابیاری زیرزمینی
subsoil drainage U زهکشی زیرزمینی
subbing U ابیاری زیرزمینی
ground water U ابهای زیرزمینی
under ground mining U استخراج زیرزمینی
ground water basin U حوزه اب زیرزمینی
tunnels U دالان زیرزمینی
cavern U حفره زیرزمینی
caverns U حفره زیرزمینی
fixed ground water U اب زیرزمینی ماندگار
underground cable U کابل زیرزمینی
tunnel U دالان زیرزمینی
underdrain U زهکش زیرزمینی
tunneled U دالان زیرزمینی
tunneling U دالان زیرزمینی
tunnelled U دالان زیرزمینی
under ground survey U برداشت زیرزمینی
under ground working U استخراج زیرزمینی
earth house U خانه زیرزمینی
ground water runoff U جریان زیرزمینی
ground water storage U اب انباشت زیرزمینی
ground water trench U بریدگی اب زیرزمینی
grotto U غار زیرزمینی
mined U راه زیرزمینی
ground water table U سفره اب زیرزمینی
burrowing U سوراخ زیرزمینی
mines U راه زیرزمینی
mattamore U انبار زیرزمینی
kobold U غول زیرزمینی
burrowed U سوراخ زیرزمینی
burrow U سوراخ زیرزمینی
burrows U سوراخ زیرزمینی
mine U راه زیرزمینی
underground mine U معدم زیرزمینی
grottoes U غار زیرزمینی
ground water table U سطح اب زیرزمینی
grottos U غار زیرزمینی
underground U شبکه زیرزمینی
The real problem is not whether machines think but whether men do. U مشکل واقعی این نیست که آیا ماشین ها فکر می کنند یا خیر مشکل واقعی این است که آیا انسان فکر می کند یا خیر.
support U CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
kanat U کانالهای زه کشی زیرزمینی
underground railway U راه اهن زیرزمینی
under ground U راه اهن زیرزمینی
metro U راه آهن زیرزمینی
fluctutaion of water table U نوسان سفره اب زیرزمینی
atomic underground burst U ترکش زیرزمینی اتمی
rhizmatous U دارای ساقه زیرزمینی
metros U راه آهن زیرزمینی
hydrogeology U بررسی ابهای زیرزمینی
hypogeum U قسمت زیرزمینی بنا
underground U راه اهن زیرزمینی
chocked nozzle U خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerated U سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic U با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerating U سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates U سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate U سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold U بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
endophagous U تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
silo U مخزن زیرزمینی غلات و غیره
zero wait state U که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
magazine space U زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
culverts U لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
retrench U دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
lateral U افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
culvert U لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
rhizomatous U دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
apparatus U شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
intrapermafrost water U ابهای زیرزمینی واقع در لایه منجمد زمین
transonic U سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
air plot wind velocity U سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
cut off velocity U سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
accross the slope system U شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
dowse U پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
molehill U توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
molehills U توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
keyth rope system U شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
fastest U وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted U وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts U وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast U وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
declared speed U سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
airspeed U سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeeds U سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
observation pipe U لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
suprapermafrost U ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
junction well U چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
supersonic U هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
mole hill U توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
command speed U سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed U سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed U سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate U سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
actual U واقعی
concrete U : واقعی
real U واقعی
righted U واقعی
literal U واقعی
positive U واقعی
McCoy U واقعی
veracious U واقعی
lifelike U واقعی
ex post U واقعی
very U واقعی
essential U واقعی
essentials U واقعی
righting U واقعی
right U واقعی
factual U واقعی
factually U واقعی
objectives U واقعی
objective U واقعی
card-carrying U واقعی
veritable U واقعی
true life U واقعی
ex post saving U واقعی
actuals U واقعی
veridical U واقعی
unfeigned U واقعی
virtual U واقعی
actual price U قیمت واقعی
actual parameter U پارامتر واقعی
actual saving U پس انداز واقعی
actual self U خود واقعی
unrealistically U غیر واقعی
real capital U سرمایه واقعی
life-size U اندازه واقعی
actualize واقعی کردن
unrealistic U غیر واقعی
matter-of-fact U بطور واقعی
nominal U غیر واقعی
matter of fact U بطور واقعی
very U واقعی فعلی
actual key U کلید واقعی
actual income U درامد واقعی
jisen U مبارزه واقعی
practical U واقعی کارازموده
practicals U واقعی کارازموده
insubstantial U غیر واقعی
actual address U نشانی واقعی
life size U اندازه واقعی
actual argument U نشانوند واقعی
down-to-earth U حقیقی واقعی
actual cost U هزینه واقعی
historical costs U هزینه واقعی
true north U شمال واقعی
unreal U غیر واقعی
incidental expenses U هزینههای واقعی
actual load U بار واقعی
actual damage U خسارت واقعی
actual expenses U مخارج واقعی
down to earth U حقیقی واقعی
airy-fairy U غیر واقعی
real income U درامد واقعی
put into effect U واقعی کردن
real memory U حافظه واقعی
real mode U حالت واقعی
real numbers U اعداد واقعی
truer U واقعی حقیقی
accomplish U واقعی کردن
bring inbeing U واقعی کردن
real anxiety U اضطراب واقعی
real assets U دارائیهای واقعی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com