Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
relative velocity
U
سرعت نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
comparative ve
U
اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
limiting speed
U
بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
pitch control
U
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
true air speed
U
سرعت نسبی هواپیما
vertical take off and landing
U
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
Other Matches
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
relative plot
U
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
speed ring
U
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator
U
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio
U
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate
U
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed
U
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drag
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
machine number
U
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
true air speed
U
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
rate of flame propagation
U
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
tachometer
U
اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
variable ratio
U
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
rate of pouring
U
سرعت سیلان سرعت جاری شدن
muzzle velocity
U
سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
inputted
U
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input
U
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support
U
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle
U
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerated
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic
U
با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerates
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating
U
سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold
U
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state
U
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
cut off velocity
U
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
transonic
U
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
air plot wind velocity
U
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
fastest
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts
U
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
relative humidity
U
نم نسبی
self relative
U
نسبی
respective
U
نسبی
proportional
U
نسبی
comparatives
U
نسبی
consanguineous
U
نسبی
comparative
U
نسبی
relative
U
نسبی
relative code
U
کد نسبی
proportional limit
U
حد نسبی
airspeeds
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeed
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed
U
سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
proportional liability partnership
U
شرکت نسبی
genealogical
U
نسبی شجرهای
relationship by bood
U
قرابت نسبی
relative prices
U
قیمتهای نسبی
whole blood
U
قرابت نسبی
relative solubility
U
انحلالپذیری نسبی
relative wind
U
باد نسبی
persons related to another by descent
U
اقارب نسبی
proportional tax
U
مالیات نسبی
relative importance
U
اهمیت نسبی
persons related to another by parentage
U
اقارب نسبی
relative address
U
نشانی نسبی
relative minimum
U
می نیمم نسبی
relative frequency
U
بسامد نسبی
relative harmonic content
U
مانده نسبی
relative humidity
U
رطوبت نسبی
stranger in blood
U
غیر نسبی
relative income
U
درامد نسبی
relative jurisdiction
U
صلاحیت نسبی
relative location
U
ترتیب نسبی
relative majority
U
اکثریت نسبی
relative maximum
U
ماکزیمم نسبی
relative error
U
خطای نسبی
relative dispersion
U
پراکندگی نسبی
relative address
آدرس نسبی
relative precision
U
دقت نسبی
relative permitivity
U
گذردهی نسبی
relative nullity
U
بطلان نسبی
relative movement
U
حرکت نسبی
relative motion
U
حرکت نسبی
relativity
U
فرضیه نسبی
relative minimum
U
حداقل نسبی
relative bearing
U
گرای نسبی
relative compaction
U
تراکم نسبی
relative density
U
چگالی نسبی
relative density
U
دانسیته نسبی
relative maximum
U
حداکثر نسبی
self relative address
U
نشانی نسبی
relativeness
U
نسبی بودن
relativism
U
نسبی نگری
comparative advantage
U
مزیت نسبی
comparative advantage
U
برتری نسبی
relative bearing
U
جهت نسبی
emissivity
U
تابش نسبی
relative permeability
U
نفوذپذیری نسبی
sib
U
منسوب نسبی
relative
U
خودی نسبی
ipsative score
U
نمره نسبی
ipsative scale
U
مقیاس نسبی
relationship by blood
U
قرابت نسبی
relationship by blood
U
خویشاوندی نسبی
sanguinity
U
قرابت نسبی
blood relationship
U
قرابت نسبی
blood relationship
U
خویشاوندی نسبی
comparative costs
U
هزینههای نسبی
relative viscosity
U
گرانروی نسبی
comparative cover
U
پوشش نسبی
relative term
U
لفظ نسبی
consanguinity
U
قرابت نسبی
distortion factor
U
مانده نسبی
relative value
U
مقدار نسبی
proportional representation
U
انتخابات نسبی
specific gravities
U
چگالی نسبی
fractional error
U
خطای نسبی
relative solvation
U
حلالپوشی نسبی
specific gravity
U
چگالی نسبی
relative income hypothesis
U
فرضیه درامد نسبی
strain
U
افزایش طول نسبی
relative coding
U
برنامه نویس نسبی
relative coding
U
برنامه نویسی نسبی
strains
U
افزایش طول نسبی
cultural relativism
U
نسبی نگری فرهنگی
relative dielectric constant
U
ثابت دی الکتریک نسبی
relative coordinate system
U
دستگاه مختصات نسبی
relative deformation
U
تغییر شکل نسبی
strain
U
تغییر شکل نسبی
relative refractory period
U
دوره بی پاسخی نسبی
sound level
U
شدت نسبی صوت
strains
U
تغییر شکل نسبی
a matter of relative importance
U
موضوعی با اهمیت نسبی
relative addressing
U
نشانی دهی نسبی
relative value of pieces
U
ارزش نسبی سوارها
of relative importance
U
دارای اهمیت نسبی
purchasing power parity
U
نرخ نسبی مبادله
relativity of knowledge
U
نسبی بودن دانش
relativize
U
بصورت نسبی در اوردن
employment rate
U
میزان نسبی اشتغال
relative supersaturation
U
ابر سیری نسبی
relative addressing
U
نشان دهی نسبی
relative bearing
U
سمت نسبی ناو
supersonic
U
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
linear strain
U
تغییر شکل نسبی خطی
bulk strain
U
تغییر شکل نسبی حجمی
differential susceptibility and permeabi
U
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
recession
U
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
strain at failure
U
افزایش طول نسبی درگسیختگی
recessions
U
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
elastic strain
U
تغییر شکل نسبی ارتجاعی
relativity
U
فلسفه نسبیه نسبی بودن
california bearing ratio
U
توان باربری نسبی کالیفرنیا
simple strain
U
تغییر طول نسبی ساده
bel
U
واحد شدت نسبی توان
lateral strain
U
تغییر شکل نسبی جانبی
increase of strain
U
افزایش تغییر طول نسبی
coefficient of relative efficiency organ
U
ضریب نسبی کارایی سازمان
strain energy
U
انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
difference chart
U
جدول تعیین سمت و برد نسبی
elasticity of factor substitution
U
وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
stress strain curve
U
منحنی تنش به افزایش طول نسبی
stress strain diagram
U
نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
cold straining
U
تغییر بعد نسبی در حالت سرد
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed
U
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate
U
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
adjustable proportional module
U
نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
strain hardening
U
سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
superaerodynamics
U
ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
dragway
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
U
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
grades
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
rotor incidence
U
زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
grade
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
critical angle of attack
U
زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
tristimulus values
U
مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
rams
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
ram
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis
U
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
fasts
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest
U
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
sailwing
U
هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
decelerate
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating
U
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed
U
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
conservation
[darn]
U
مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
brinell hardness
U
سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
lenz' law
U
جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
relative humidity
U
رطوبت نسبی
[مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
accelerates
U
بر سرعت
expeditiousness
U
سرعت
fleety
U
به سرعت
promptitude
U
سرعت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com