Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
land mass
U
سرزمین بزرگ
land masses
U
سرزمین بزرگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
My grandparents are six feet under.
<idiom>
U
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
U
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
region
U
سرزمین
eldorado
U
سرزمین زر
regions
U
سرزمین
terren
U
سرزمین
land n
U
سرزمین
land
U
سرزمین
territories
U
سرزمین
mainland
U
سرزمین
clime
U
سرزمین
terrain
U
سرزمین
climes
U
سرزمین
territory
U
سرزمین
terrene
U
زمین سرزمین
land
U
سرزمین عرصه
ice field
U
سرزمین یخی
immeasureable land
U
سرزمین بیکران
land
U
سرزمین دیار
wildernesses
U
سرزمین نارام
fertile land
U
سرزمین حاصلخیز
annexation of territory
U
الحاق سرزمین
wonderland
U
سرزمین پرنعمت
wonderlands
U
سرزمین عجایب
wonderlands
U
سرزمین پرنعمت
Wales
U
سرزمین ویلز
canaan
U
سرزمین موعوداسرائیل
cloud-cuckoo-land
U
سرزمین اوهام
el dorado
U
سرزمین زر کشورزرخیز
wonderland
U
سرزمین عجایب
cloudworld
U
سرزمین پریان
southland
U
سرزمین جنوب
no man's land
U
سرزمین بی صاحب
rough country
U
سرزمین ناهموار
wilderness
U
سرزمین نارام
mother land
U
سرزمین مادری
spatial planning
U
امایش سرزمین
fertile land
U
سرزمین بارور
museum piece
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
fossil
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
U
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
macropterous
U
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
homeland
U
سرزمین ابا و اجدادی
ornis
U
کلیه مرغان یک سرزمین
dreamland
U
سرزمین خواب وخیال
homelands
U
سرزمین ابا و اجدادی
occupied territory
U
سرزمین اشغال شده
cloud-cuckoo-land
U
سرزمین خواب و خیال
mandated territory
U
سرزمین تحت قیمومت
in iranian territory
U
در خاک
[سرزمین]
ایران
homeland
U
سرزمین پدر و مادر
home
U
سرزمین پدر و مادر
soils
U
سرزمین مملکت پوشاندن باخاک
light latitudes
U
نواحی یا سرزمین دور از خط استوا
soiling
U
سرزمین مملکت پوشاندن باخاک
soil
U
سرزمین مملکت پوشاندن باخاک
A part of Iranian territory.
U
بخشی از خاک ( سرزمین) ایران
shangri
U
شهر زیبا سرزمین دلخواه
avifauna
U
کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
fauna
U
کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
flora
U
کلیه گیاهان یک سرزمین گیاه نامه
swale
U
سرزمین گود و مرطوب تلوتلو خوردن
wilderness
U
صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
wildernesses
U
صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
no man's land
U
سرزمین میان دو کشور که متعلق به هیچ یک از ان دو نباشد
A prophet is not without honour, save in his own c.
<proverb>
U
یک پیامبر را همه جا ارج مى نهند جز در سرزمین و خانه خودش.
grandam
U
مادر بزرگ ننه بزرگ
so large
U
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
mandatory power
U
دولتی که قیم و سرپرست دولت یا حکومت یا سرزمین دیگری باشد
cray
U
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
condominiums
U
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
condominium
U
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
encroachments
U
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachment
U
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
Middle East
U
سرزمین های میان خاور نزدیک East Near و خاور دور East Far
bulkiest
U
بزرگ
long ton
U
تن بزرگ
headman
U
بزرگ
headmen
U
بزرگ
smaller
U
بزرگ نه
of a large size
U
بزرگ
large sized a
U
بزرگ
large sized
U
بزرگ
king size
U
بزرگ
bulkier
U
بزرگ
bandog
U
سگ بزرگ
massively
U
بزرگ
majuscule
U
بزرگ
majuscular
U
بزرگ
small
U
بزرگ نه
magacephalic
U
بزرگ سر
graves
U
بزرگ
big
U
بزرگ
macrocephalic
U
بزرگ سر
macro
U
بزرگ
massive
U
بزرگ
gravest
U
بزرگ
extensive
U
بزرگ
eminent
U
بزرگ
grave
U
بزرگ
grossed
U
بزرگ
mightiest
U
بزرگ
majestic
U
بزرگ
mighty
U
بزرگ
biggest
U
بزرگ
full bottomed
U
بزرگ
bulky
U
بزرگ
bigger
U
بزرگ
egregious
U
بزرگ
decuman
U
بزرگ
considerably large
U
بس بزرگ
gate
U
در بزرگ
canis majoris
U
سگ بزرگ
greatest
U
بزرگ
mightier
U
بزرگ
great-
U
بزرگ
gates
U
در بزرگ
smallest
U
بزرگ نه
immane
U
بزرگ
doyennes
U
زن بزرگ
hugeous
U
بزرگ
dignified
U
بزرگ
adult
U
بزرگ
adults
U
بزرگ
doyenne
U
زن بزرگ
voluminous
U
بزرگ
great
U
بزرگ
canis major
U
سگ بزرگ
swith
U
بزرگ
paternal grandmother
U
نه نه بزرگ
high
U
بزرگ
vasty
U
بزرگ
enormous
U
بزرگ
largest
U
بزرگ
extra-
U
بزرگ
larger
U
بزرگ
highs
U
بزرگ
major
U
بزرگ
extras
U
بزرگ
extra
U
بزرگ
grosser
U
بزرگ
grossest
U
بزرگ
gross
U
بزرگ
grossing
U
بزرگ
vast
U
بزرگ
stour
U
بزرگ
grosses
U
بزرگ
highest
U
بزرگ
propylon
U
در بزرگ
majored
U
بزرگ
large
U
بزرگ
swingeing
U
بزرگ
walloping
U
بزرگ
wallopings
U
بزرگ
spanking
U
بزرگ
jumbo
U
بزرگ
megapod
U
بزرگ پا
spankings
U
بزرگ
jumbos
U
بزرگ
majoring
U
بزرگ
nonus
U
بزرگ
cataclysm
U
سیل بزرگ
cataclysms
U
سیل بزرگ
archfiend
U
دیو بزرگ
emporia
U
بازار بزرگ
blundered
U
اشتباه بزرگ
arch fiend
U
دیو بزرگ
emporiums
U
بازار بزرگ
archduchess
U
دوشس بزرگ
on a grand scale
<adv.>
U
در مقیاس بزرگ
emporium
U
بازار بزرگ
archbshop
U
اسقف بزرگ
blunder
U
اشتباه بزرگ
arch enemy
U
دشمن بزرگ
platters
U
بشقاب بزرگ
mausoleum
U
ارامگاه بزرگ
paterfamilias
U
بزرگ خانواده
magnification
U
بزرگ نمایی
magnifications
U
بزرگ نمایی
zoom
U
بزرگ کردن
giant corporation
U
شرکت بزرگ
bring up
<idiom>
U
بزرگ کردن
mausoleums
U
ارامگاه بزرگ
platter
U
بشقاب بزرگ
antrum
U
غار بزرگ
blundering
U
اشتباه بزرگ
blunders
U
اشتباه بزرگ
aggrandize
U
بزرگ کردن
aggrandise
U
بزرگ شدن
aggrandise
U
بزرگ کردن
zoomed
U
بزرگ کردن
achievement
U
کار بزرگ
swell
U
بزرگ شدن
whacking
U
خیلی بزرگ
whackings
U
خیلی بزرگ
store
U
مغازه بزرگ
storing
U
مغازه بزرگ
high minded
U
بزرگ منش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com