English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
glide U سرخوردن
glided U سرخوردن
glides U سرخوردن
skid U سرخوردن
skidded U سرخوردن
skidding U سرخوردن
skids U سرخوردن
slip up U سرخوردن
slip-up U سرخوردن
slip-ups U سرخوردن
glissade U سرخوردن
sideslip U سرخوردن
to be disillusioned U سرخوردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
scooted U ناگهان سرخوردن
scooting U ناگهان سرخوردن
scoots U ناگهان سرخوردن
glissade U سرخوردن در بالت
scoot U ناگهان سرخوردن
skates U کفش یخ بازی سرخوردن
skated U کفش یخ بازی سرخوردن
skate U کفش یخ بازی سرخوردن
He knows the score . U سرخوردن ( واخوردگی ویأس )
glissade U سرخوردن روی شیب برفی
glide path U مسیر پرواز در حال سرخوردن
slipped U سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slips U سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slip U سرخوردن منحرف شدن از مسیر
calk U : سرخوردن روی یخ بانعل یالگد اسب مجروح شدن
thrusting U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrust U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusts U فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
spread eagle U سرخوردن با عقب اسکیتهای چسبیده بهم بجا گذاشتن میلههای 2 و 3 و 4 و 6 و 7 و01 بولینگ
to rough a horse's shoes U میخ مخصوص بنعل اسب زدن برای اینکه از سرخوردن ان جلوگیری شود
ski U اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
skis U اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
skied U اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com