Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Lead is a heavy metal.
U
سرب فلز سنگینی بارید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
There was a heavy fall of snow (snow-fall).
U
برف سنگینی بارید
Other Matches
We had a light fall of snow.
U
برف سبکی بارید
ponderance
U
سنگینی
gravitation
U
سنگینی
weight
U
سنگینی
slowness
U
سنگینی
ponderously
U
سنگینی
ponderousness
U
سنگینی
gravity
U
سنگینی
heavily
U
به سنگینی
heaviness
U
به سنگینی
graveness
U
سنگینی
massiness
U
سنگینی
gravitas
U
سنگینی
weightiness
U
سنگینی
demureness
U
سنگینی
ponderosity
U
سنگینی
avoirdupois
U
سنگینی وزن
queasiness
U
سنگینی خوراک
specific weight
U
سنگینی ویژه
traffic density
U
سنگینی شد امد
a hefty bill
U
صورتحساب سنگینی
hypacusia
U
سنگینی گوش
hypacousia
U
سنگینی گوش
lethargy
U
سنگینی رخوت
deadweight
U
سنگینی وزن
overweight
U
سنگینی زیاد
drowsihead
U
سنگینی خواب
overweight
U
سنگینی کردن
absolute gravity
U
سنگینی مطلق
drowsiness
U
کسالت یا سنگینی خواب
lb
U
سنگینی مسکوکات راسنجیدن
lbs
U
سنگینی مسکوکات راسنجیدن
mass of maneuver
U
سنگینی حرکات یکان
profoundness
U
سنگینی رسوخ یا نفوذزیاد
absolute specific gravity
U
سنگینی ویژه مطلق
barology
U
علم ثقل یا سنگینی
A big load was taken off my back.
U
بار سنگینی از دوشم برداشته شد
hhhزينhhh hhhaaaي سن?يني رaaaمتحمل شدن
U
هزینه های سنگینی رامتحمل شدن
it pulls its weight
U
نسبت به سنگینی خودش خوب می کشد
The crime lies heavily on his conscience.
U
جنایت اش بار سنگینی بر وجدان اواست
drag
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
dragged
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
drags
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
to weigh down
U
سنگینی کردن بر پایین اوردن شکسته شدن
ballast
U
سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
metamer
U
جسمی که در ترکیب و سنگینی با جسم دیگر برابرولی درخواص شیمیایی است
ballast
U
هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com