English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
basic slag U سرباره قلیایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dross slag U سرباره
slag U سرباره گرفتن
slag ladle U کفچه سرباره
silicate slag U سرباره سیلیکات
cinders U زینتر سرباره
remove slag U سرباره را برداشتن
removal of slag U برداشت سرباره
refining slag U سرباره پالایش
oxidizing slag U سرباره احیاء
ground basic slag U سرباره توماس
foamed slag U سرباره جوشان
dump slag U سرباره دورریز
skims U سرباره گرفتن
skimmed U سرباره گرفتن
viscous slag U سرباره لزج
cinder U زینتر سرباره
sticky slag U سرباره چسبناک
skim U سرباره گرفتن
slag U شلاکه گرفتن سرباره
pumicestone slag U سرباره سنگ پایی
recucing slag U سرباره احیاء کننده
disintegrating slag U سرباره متلاشی شده
foamed blast furnace slag U سرباره کوره بلند
deoxidizing slag U سرباره یا شلاکه احیا شده
clinker U اجر بسیار محکم لعابدار سرباره
lye U اب قلیایی
alkali U قلیایی
alkalic U قلیایی
alkaline U قلیایی
basics U قلیایی
basic U قلیایی
alkalis U قلیایی
basic dye U رنگ قلیایی
basify U قلیایی کردن
alkaline earth U قلیایی خاکی
alkalify U قلیایی شدن
alkalescence U خاصیت قلیایی
alkaline battery U باتری قلیایی
alkaline earth U زمین قلیایی
alkalify U قلیایی کردن
gourd U کدوی قلیایی
alkali earth U زمین قلیایی
alkaline solution U محلول قلیایی
alkalinity U خصلت قلیایی
alkalinize U قلیایی کردن
alkali metal U فلز قلیایی
alkali halide U هالید قلیایی
alkalize U قلیایی کردن
alkyd resin U صمغ قلیایی
gourds U کدوی قلیایی
alkalescent U دارای خاصیت قلیایی
natron U نمک قلیایی طبیعی
alkaline U دارای خاصیت قلیایی
pyronine U رنگهای قلیایی زرد
caustic alkali metal U فلز قلیایی سوزاور
basic lining U پوشش یا استر قلیایی
alkaline earth oxide U فلز قلیایی خاکی
basic open hearth furnace U کوره باز قلیایی
alkaline earth metal U فلز قلیایی خاکی
basic pig iron U اهن خام قلیایی
narceine U شبه قلیایی افیون
piperine U ماده قلیایی فلفل
turquoise U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
bate U خیساندن چرم درماده قلیایی
procaine U نمک قلیایی بیحس کننده
turquois U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoises U فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
hyoscyamine U مادهء شبه قلیایی سیکران
caustic soda U سود سوزآور [ماده قلیایی در رنگرزی]
alkali U قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
alkalis U قلیا مادهای باخاصیت قلیایی مثل سودمحرق
zoisite U دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
ptomaine U مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com