Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spear
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears
U
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
targets
U
سینه حریف
targeting
U
سینه حریف
targeted
U
سینه حریف
targetting
U
سینه حریف
target
U
سینه حریف
targetted
U
سینه حریف
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
To live on borrowed money . To play for time .
U
این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
looped
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
oppressing
U
ستم کردن بر کوفتن
oppresses
U
ستم کردن بر کوفتن
oppress
U
ستم کردن بر کوفتن
repress
U
سرکوب کردن در خود کوفتن
repressing
U
سرکوب کردن در خود کوفتن
represses
U
سرکوب کردن در خود کوفتن
side sweep and over under
U
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
brooch
U
گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
brooches
U
گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
bow wave
U
موجی که از سینه کشتی تولید میشود موج سینه
phyrgian cap
U
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry
U
نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
head and arm
U
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
contuse
U
کوفتن
knock at the door
U
در کوفتن
footslog
U
پا کوفتن
forges
U
بر سندان کوفتن
forge
U
بر سندان کوفتن
casks
U
کلاه جنگی کلاه خود
cask
U
کلاه جنگی کلاه خود
get round the law
U
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
repressing
U
باز کوفتن فرونشاندن
represses
U
باز کوفتن فرونشاندن
reforge
U
دوباره برسندان کوفتن
repress
U
باز کوفتن فرونشاندن
hemming
U
سینه صاف کردن
hemmed
U
سینه صاف کردن
hem
U
سینه صاف کردن
hems
U
سینه صاف کردن
jasey
U
کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
spike
U
کوفتن توپ به زمین بعد از کسب امتیازابشار
squared
U
مرتب کردن کلاه
square
U
مرتب کردن کلاه
defrauding
U
کلاه برداری کردن
defrauds
U
کلاه برداری کردن
squares
U
مرتب کردن کلاه
defrauded
U
کلاه برداری کردن
defraud
U
کلاه برداری کردن
squaring
U
مرتب کردن کلاه
to block a hat
U
قالب کردن یک کلاه
To search ones conscience .
U
کلاه خود را قا ضی کردن
To clear ones throat.
U
سینه ( گلوی ) خود را صاف کردن
clinches
U
بغل کردن حریف
mark
U
نشانه کردن حریف
clinching
U
بغل کردن حریف
put the ball on the floor
U
رد کردن توپ از حریف
dribbled
U
رد کردن توپ از حریف
dribbling
U
رد کردن توپ از حریف
clinch
U
بغل کردن حریف
clinched
U
بغل کردن حریف
dribbles
U
رد کردن توپ از حریف
marks
U
نشانه کردن حریف
dribble
U
رد کردن توپ از حریف
swindle
U
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindles
U
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindled
U
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
plegaphonia
U
گوش کردن صدای سینه هنگام دق خشکنای
to wheeze out
U
باخس خس گفتن با سینه تنگ ادا کردن
finger hold
U
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
shoulder block
U
سد کردن حریف با ضربه شانه
hooking
U
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
squeeze
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
interference
U
سد کردن غیرمجاز راه حریف
simple leg ride
U
شگک خراب کردن حریف
to overcrow one's rival
U
از پیروزی بر حریف شادی کردن
squeezed
U
سد کردن مدافع حریف با دونفر
parries
U
دفع کردن حمله حریف
parry
U
دفع کردن حمله حریف
parried
U
دفع کردن حمله حریف
parrying
U
دفع کردن حمله حریف
overplayed
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplaying
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
hook check
U
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
overplay
U
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
to backtrack
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
triple team
U
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
hip check
U
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
sweat out
U
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
change of engagement
U
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
to row back
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
wraparound check
U
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
kneeing
U
خطای سد کردن راه حریف بازانو
near all
U
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
jabbed
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengage
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
flea flicker
U
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
disengaging
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
jab
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengages
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
clip
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
straight arm
U
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
angle block
U
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
ceding parry
U
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
clippings
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
to turn the tables on any one
U
وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
clips
U
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
modiste
U
کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
double leg pick up
U
زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
high leg attack and shoulder control
U
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
stunting
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
poke check
U
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
stunts
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunt
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
skate off
U
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
end on
U
سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
slammed
U
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slam
U
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slamming
U
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slams
U
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
redbreast
U
پرنده سینه سرخ سینه سرخ
touch football
U
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
double
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled
U
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
salami technique
U
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
busting
U
سینه
thorax
U
سینه
bowing
U
سینه
petto
U
سینه
thoraces
U
سینه
bows
U
سینه
forecastle
U
سینه
pulmonory
U
سل سینه
heart
U
سینه
white steaming light
U
سینه
breasts
U
سینه
mandrel or dril
U
سینه
breast
U
سینه
thoraxes
U
سینه
chest to chest
U
سینه به سینه
bust
U
سینه
end on
U
سینه به سینه
bosoms
U
سینه
bowed
U
سینه
bosom
U
سینه
busts
U
سینه
bow
U
سینه
busted
U
سینه
ball flower
U
گل سینه
hearts
U
سینه
pectoral cross
U
صلیب سینه
breastplates
U
زره سینه
forward spring
U
اسپرینگ سینه
sputum
U
خلط سینه
pneumonia
U
سینه پهلو
brisket
U
سینه انسان
brisket
U
گوشت سینه
rib-cage
U
قفسه سینه
rib cage
U
قفسه سینه
crawlingly
U
سینه مال
napkins
U
سینه بند
lungwort
U
سینه دارو
sternalgia
U
سینه درد
rib-cages
U
قفسه سینه
pulmonitis
U
سینه پهلو
foresail
U
بادبان سینه
crawled
U
سینه خیز
crawl
U
سینه خیز
heart ache
U
سینه سوزی
heart burninig
U
سینه سوز
bosoms
U
پیش سینه
he beat his breast
U
او به سینه خودزد
line of attack
U
سینه شمشیرباز
bower anchor
U
لنگر سینه
pigeon breast
U
سینه کفتری
bodice
U
سینه بند
To beat ones breast.
U
سینه زدن
preens
U
سنجاق سینه
bodices
U
سینه بند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com