English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
screed U سخن یا نامه دراز وخسته کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
drabbest U یکنواخت وخسته کننده
livelong U طولانی وخسته کننده
drabber U یکنواخت وخسته کننده
drab U یکنواخت وخسته کننده
durdgery U کار سخت وخسته کننده
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
prolix U خسته کننده روده دراز
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent U تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libel U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
written agreement U موافقت نامه پیمان نامه
certificates U رضایت نامه شهادت نامه
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
credential U گواهی نامه اعتبار نامه
affidavits U شهادت نامه قسم نامه
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
testacy U دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
soricine U موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
long- U دراز
macro U دراز
long U دراز
longest U دراز
longs U دراز
longer U دراز
longish U دراز
dolichomorphic U دراز تن
lengthy U دراز
longheaded U دراز سر
longed U دراز
lengthwise U دراز
prolix U دراز
toom U دراز
oblong U دراز
oblongs U دراز
oblongated U دراز
long headed U سر دراز
to piece out U دراز
verbose U دراز
to be prolonged U دراز
to eke out U دراز
linear U دراز
long term <adj.> U دراز مدت
long run [American E] <adj.> U دراز مدت
long winded U دراز نفس
prolongate U دراز کردن
long-winded U دراز نفس
stretches U دراز کردن
narrowed U دراز وباریک
stretch U دراز کردن
verbalization U دراز گویی
stretched U دراز کردن
narrow U دراز وباریک
oblonated U دراز :درازنا
at full length U دراز کشیده
protract U دراز کردن
long-term U دراز مدت
oblongs U دراز پهنا
string U چسبناک دراز
morella cherry U گیلاس دم دراز
lanternjaws U چانه دراز
pintail U اردک دم دراز
long-drawn-out U دور و دراز
long-time U دراز مدت
proboscises U پوزه دراز
oblong U دراز پهنا
prolixity U دراز نویسی
lanky U دراز وباریک
weedy U دراز و باریک
gangling U طولانی و دراز
to stretch out U دراز کردن
drag on <idiom> U دراز کردن
tender fleshed cherry U گیلاس دم دراز
lantern jawed U چانه دراز
proboscis U پوزه دراز
narrower U دراز وباریک
extend U دراز کردن
long life U عمر دراز
elongation U دراز شدگی
blue moon U زمان دراز
in the long run U در دراز مدت
long wind U دراز نفسی
lengthens U دراز شدن
lengthens U دراز کردن
lengthening U دراز شدن
longer-term U دراز مدت
lengthening U دراز کردن
lengthened U دراز شدن
inductile U دراز نشو
long billed U نوک دراز
codlin U یکجورسیب دراز
longevity U دراز عمری
codling U یکجورسیب دراز
long necked U گردن دراز
long range U دراز مدت
long bone U استخوانهای دراز
long run U دراز مدت
long shunt U شنت دراز
long term U دراز مدت
ileum U روده دراز
streek U دراز کردن
lengthened U دراز کردن
narrowest U دراز وباریک
longeval U دراز عمر
far fetched U دور و دراز
far-fetched U دور و دراز
couchant U دراز کشیده
longhead U کله دراز
long bill U نوک دراز
sniping U نوک دراز
snipes U نوک دراز
sniped U نوک دراز
snipe U نوک دراز
wader U مرغ دراز پا
long eared U گوش دراز
elongate U دراز کردن
elongate U دراز شدن
elongating U دراز شدن
lengthen U دراز کردن
long-life U عمر دراز
elongating U دراز کردن
elongates U دراز شدن
elongates U دراز کردن
lengthen U دراز شدن
longhorn U گاو شاخ دراز
long necked flask U بالن گردن دراز
long horned grasshopper U ملخ شاخک دراز
orang outang U یکجوربوزینه دراز دست
long lived U دراز عمر معمر
longhorn U گوسفند شاخ دراز
long-lived U دارای عمر دراز
long-lived U دراز عمر معمر
longicorn U دارای شاخک دراز
long haul <idiom> U مسافت دراز یا سفرکردن
kick around <idiom> U دراطراف دراز کشیدن
mygale U موش پوزه دراز
orang-outang U یکجوربوزینه دراز دست
long term memory U حافطه دراز مدت
gibbons U میمون دراز دست
extended pole piece U قطبک دراز شده
orang-outangs U یکجوربوزینه دراز دست
lanternjaws U ارواره دراز و لاغر
longevous U دارای عمر دراز
orang-outans U یکجوربوزینه دراز دست
daddy-long-legs U بابا لنگ دراز
repose U دراز کشیدن غنودن
gibbon U میمون دراز دست
long-term U دوره دراز مدت
longer-term U دوره دراز مدت
long lived U دارای عمر دراز
spindle U دراز و باریک شدن
interminably U بطور بسیار دراز
chatterbox U ادم روده دراز
chatterboxes U ادم روده دراز
windbag U نطاق روده دراز
windbags U نطاق روده دراز
rangy U ولگرد پا دراز و لاغر
tirades U سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirade U سخنرانی دراز وشدیداللحن
mongoose U میمون پوزه دراز
mongooses U میمون پوزه دراز
full bottomed U دارای دنباله دراز
abusive ناسزاوار زبان دراز
chaises longues U نوعی نیمکت دراز
chaise longue U نوعی نیمکت دراز
weed U دراز و لاغر پوشاک
ringtail U تلیله نوک دراز
spindles U دراز و باریک شدن
scoldpaceous U مانند نوک دراز
scolopax U جنس نوک دراز
ileac U وابسته به روده دراز
ileal U وابسته به روده دراز
ileitis U اماس روده دراز
reach U دراز کردن دست
secular trend U روند دراز مدت
godwit U نوک دراز ابی
tusks U دندان دراز وتیز
tusk U دندان دراز وتیز
weeded U دراز و لاغر پوشاک
weeding U دراز و لاغر پوشاک
toboggan U سورتمه دراز و باریک
verbosity U دراز نویسی پرگویی
to live a long life U عمر دراز کردن
to make old bones U عمر دراز کردن
johnboat U قایق دراز و باریک
verbose U دراز نویس درازگو
deferred liability U دیون دراز مدت
tractile U لوله شو دراز شدنی
paidle U یکجوربیل دسته دراز
orangutan U بوزینه دست دراز
toboggans U سورتمه دراز و باریک
prolate U دوک وار دراز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com