English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
strain age harden U سخت کردن کرنشی زمانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
strain age hardening U سخت گردانی کرنشی زمانی
strain harden U سخت کردن کرنشی
strain hadening U سخت گردانی کرنشی
slices U مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice U مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
uptime U پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
ppm U Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
assembly U 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
baud U وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
baud rate U وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
synchronization U هم زمانی
onetime U یک زمانی
synchrony U هم زمانی
whilom U یک زمانی
time limit U حد زمانی
sometime U یک زمانی
eternities U بی زمانی
temporal U زمانی
time limits U حد زمانی
monomial U یک زمانی
timeline U خط زمانی
on <prep.> U در [زمانی]
eternity U بی زمانی
time sense U حس زمانی
simultaneeity U هم زمانی
contemporaneousness U هم زمانی
time series U سریهای زمانی
time division multiplexing U تسهیم زمانی
time schedule U برنامه زمانی
time error U خطای زمانی
time fuse U ماسوره زمانی
timetable U برنامه زمانی
time jitter U اختلال زمانی
time score U نمره زمانی
time estimation U براورد زمانی
time slice U برش زمانی
time flutter U اختلال زمانی
time preference U رجحان زمانی
schedule U برنامه زمانی
time priority U اولویت زمانی
time horizon U افق زمانی
schedules U برنامه زمانی
time priority U تقدم زمانی
time preference U ترجیح زمانی
time path U مسیر زمانی
time interval U فاصله زمانی
time preference U ارجحیت زمانی
time quantum U ذره زمانی
time pressure U فشار زمانی
scheduled U برنامه زمانی
pressure of time U فشار زمانی
time fire U تیر زمانی
time division multiplex U تسهیم زمانی
time disorientation U گم گشتگی زمانی
discrete time U با گسستگی زمانی
unit of time U واحد زمانی
continuous time U با پیوستگی زمانی
spatiotemporal U فضایی و زمانی
times U زمانی موقعی
lags U تاخیر زمانی
lagged U تاخیر زمانی
lag U تاخیر زمانی
temporal maze U ماز زمانی
timed U زمانی موقعی
time U زمانی موقعی
no longer U نه بیشتر [زمانی]
no longer U نه دیگر [زمانی]
flashbacks U وقفه زمانی
flashback U وقفه زمانی
vintage model U الگوی زمانی
time dilation U پارادوکس زمانی
time constant U ثابت زمانی
time base U مبدا زمانی
time bar U محدودیت زمانی
throughput time U اشتراک زمانی
temporal sign U علامت زمانی
timeline U تسلسل زمانی
clock paradox U پارادکس زمانی
yore U در زمانی بسیاردور
time lag U تاخیر زمانی
time limits U محدودیت زمانی
timetabled U برنامه زمانی
time frames U چارچوب زمانی
timetables U برنامه زمانی
time frame U چارچوب زمانی
timetabling U برنامه زمانی
lapse U فاصله زمانی
lapses U فاصله زمانی
lapsing U فاصله زمانی
temporal U جسمانی زمانی
mechanical time fuze U ماسوره زمانی
time lag U فاصله زمانی
time lags U تاخیر زمانی
time sharing U اشتراک زمانی
time scales U مقیاس زمانی
time scale U مقیاس زمانی
time limits U محدوده زمانی
in a short time U در اندک زمانی
time lags U فاصله زمانی
time limit U محدودیت زمانی
time limit U محدوده زمانی
When I came in U زمانی که من تو آمدم
time yield limit U حد تسلیم زمانی
time table U جدول زمانی
interval U فاصله زمانی
timer switch U کلید زمانی
timetrend U روند زمانی
time study U بررسی زمانی
time yield U تسلیم زمانی
time lags U فاصله زمانی مرده
capacitive time constant U ثابت زمانی فرفیت
time average symmetry U تقارن میانگین زمانی
age hardening U سخت گردانی زمانی
distributed lag U توزیع فاصله زمانی
chronological U ترتیب زمانی وقوع
tdm U تسهیم زمانی ultiplexing
cotidal U دارای هم زمانی در طغیان اب
since he was in petticoats U از زمانی که بچه بود
time sampling U نمونه گیری زمانی
high burst U تیر زمانی بالا
monsoons U باد وباران زمانی
vintage model U الگوی مقطع زمانی
rate of time preference U نرخ برتری زمانی
time slicing U برش زمانی زدن
low time constant U ثابت زمانی کوچک
time slicing U تقسیم بندی زمانی
chronologic U دارای ربط زمانی
time lag U فاصله زمانی مرده
time series data U امار سریهای زمانی
magnetic time relay U رله زمانی مغناطیسی
time series analysis U تحلیل سریهای زمانی
time division multiplexing U انتقال چندتایی زمانی
timing U برنامه ریزی زمانی
aging U سخت گردانی زمانی
synchronizes U انطباق زمانی داشتن
serve time <idiom> U زمانی رادرزندان بودن
monsoon U باد وباران زمانی
cross sectional data U داده ها در یک مقطع زمانی
inductive time constant U ثابت زمانی القا
chronological U دارای ربط زمانی
time fire U تیراندازی با گلوله زمانی
o technique U تحلیل عوامل زمانی
input time constant U ثابت زمانی اولیه
synchronize U انطباق زمانی داشتن
synchronising U انطباق زمانی داشتن
asynchronous time division multiplexing U تسهیم زمانی ناهمگام
synchronises U انطباق زمانی داشتن
synchronised U انطباق زمانی داشتن
synchronous time division multiplexing U تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
finals U رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
time utility U بهره گیری از شرایط زمانی
phased U دوره زمانی اجرای برنامه
time constant of an exponential quantity U ثابت زمانی یک کمیت نمایی
decision lag U تاخیر زمانی در تصمیم گیری
social rate of time preference U نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
lap chart U جدول زمانی برای هر دور
time out of minds U زمانی که کسی یاد ندارد
airburst ranging U تنظیم تیر زمانی بالا
marginal rate of time preference U نرخ نهائی ترجیح زمانی
age hardening susceptibility U تقبل سخت گردانی زمانی
time table U جدول زمانی ورود و عزیمت
chronograph U الت سنجش فواصل زمانی
valve duration U مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
time out U معتبر نبودن پس از یک دوره زمانی
phase U دوره زمانی اجرای برنامه
phases U دوره زمانی اجرای برنامه
greatuncle U زمانی برابر 00852 سال
final U رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
run duration U مدت زمانی که برنامه اجرا میشود
times U خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
time U خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
productive U مدت زمانی که یک محصولی ساخته میشود
outage U مدت زمانی که سیستم کار نمیکند
variable time fuse U ماسوره زمانی متغیر VTF:abb
timed U خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
time lags U زمان تلف شده سکته زمانی
outages U مدت زمانی که سیستم کار نمیکند
transient U خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
mechanical time fuze U ماسوره زمانی خودکار یا زمان مکانیکی
lease U استفاده از قطعه در زمانی و پرداخت قیمت
He was quite a fellow in his day. U زمانی برای خودش آدمی بود
phase U مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود
transients U خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
peaks U زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
time preference theory of interest U نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
peaking U زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
phased U مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود
peak U زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
cripple U پرتاب توپ زمانی که حساب 0-3 یا 1-3 است
crippled U پرتاب توپ زمانی که حساب 0-3 یا 1-3 است
cripples U پرتاب توپ زمانی که حساب 0-3 یا 1-3 است
phases U مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود
crippling U پرتاب توپ زمانی که حساب 0-3 یا 1-3 است
leases U استفاده از قطعه در زمانی و پرداخت قیمت
duration U مدت زمانی که چیزی سالم می ماند
air hardening U سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
time lag U زمان تلف شده سکته زمانی
available U دوره زمانی ای که در آن سیستم استفاده میشود
stdm U SynchronousTime-Devision تسهیم زمانی همگام ultiplexing
targets U مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com