English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
big U ستبر ادم برجسته
bigger U ستبر ادم برجسته
biggest U ستبر ادم برجسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
alto-rilievo U [ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
perspective spatial model U مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
embossing U طرح برجسته [برجسته کردن زمینه فرش]
supereminent U برجسته فوق العاده برجسته
bas relif U حجاری ونقوش برجسته برجسته
saliency U نکته برجسته موضوع برجسته
salience U نکته برجسته موضوع برجسته
embossment U نقوش برجسته برجسته کاری
stereoscope U جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
stoutest U ستبر
grossest U ستبر
grossing U ستبر
thicker U ستبر
thickest U ستبر
stalwart U ستبر
stout U ستبر
stouter U ستبر
burly U ستبر
robustious U ستبر
grosses U ستبر
grosser U ستبر
grossed U ستبر
sturdy U ستبر
sturdier U ستبر
thick U ستبر
stalwarts U ستبر
sturdiest U ستبر
gross U ستبر
pachyder mata U ستبر پوستان
pachydermatous U ستبر پوست
d. bed U ستبر مرگ
elephantine U کلان ستبر
thickens U ستبر کردن
thickened U ستبر کردن
thicken U ستبر کردن
robust U ستبر هیکل دار
robustly U ستبر هیکل دار
stereograph U نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
repousse U برجسته نمایاحکاکی برجسته
anaglyph U عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
distinguished U برجسته
rilievo U برجسته
eminent U برجسته
laureate U برجسته
raised U برجسته
kenspeckle U برجسته
outstanding U برجسته
salient U برجسته
outstandingly U برجسته
illustrous U برجسته
relievo U برجسته
of d. U برجسته
crowned U برجسته
illustrated U برجسته
ridged U برجسته
staring U برجسته
pre eminent U برجسته
in relief U برجسته
prosilient U برجسته
starring U برجسته
masterwork U برجسته
relief emboss U برجسته
prominent U برجسته
noted U برجسته
mainline U برجسته
conspicuous U برجسته
prime U برجسته
par excellence U برجسته
primed U برجسته
primes U برجسته
mainlining U برجسته
pre-eminent U برجسته
overriding U برجسته
convex U برجسته
torose U برجسته
predominant U برجسته
mainlined U برجسته
dominant U برجسته
cordon bleu U برجسته
stereometric U برجسته
mainlines U برجسته
illustrious U برجسته
striking U برجسته
strikingly U برجسته
stereometric U خط برجسته
fash butt welding U جوش برجسته
anaglyph U تزئینات برجسته
high relief U نقوش برجسته
anaglyph U حجاری برجسته
illustriously U برجسته وار
mezzo relief U نیم برجسته
alto relievo U برجسته بلند
emboss U برجسته کردن
drop shadow U سایه برجسته
contour map U نقشه برجسته
embossed U برجسته شده
acrography U گچ کاری برجسته
basso relief U برجسته کوتاه
embossed alphabet U الفبای برجسته
bossing U ارباب برجسته
exaggerated stereoscopy U برجسته بین
bas relif U نقش کم برجسته
egregious U برجسته نمایان
front face U سطح برجسته
half relief U نیم برجسته
in relief U بطور برجسته
laureatel U شاعر برجسته
stereoscopic U برجسته بین
stereoscopics U برجسته نمایی
stucco relief U گچبریهای برجسته
to make one's mark U برجسته شدن
to put forward U برجسته نمودارکردن
to stand out U برجسته بودن
topographic map U نقشه برجسته
tyupical U نوبهای برجسته
cordon bleu U آدم برجسته
raised figure طرح برجسته
to create an image for oneself as somebody U برجسته شدن
aegicrane U آذین برجسته سر
aegicranium U آذین برجسته سر
bas relif U نقوش برجسته
bas-relief U برجسته کاری
stereoscopic U برجسته بینی
stand out U برجسته عالی
stand out U برجسته بودن
magnific U معروف برجسته
mezzo rillievo U نیم برجسته
notbility U شخص برجسته
palmy U برجسته کامیاب
piece de resistance U فقره برجسته
projection welding U جوش برجسته
raised shoulder U شانه برجسته
relief emboss U نقشه برجسته
relief map U نقشه برجسته
relievo U برجسته کاری
saleint U برجسته چشمگیر
saleintiant U برجسته چشمگیر
salient pole U قطب برجسته
signalize U برجسته کردن
signally U بطور برجسته
smatt U برجسته زیرکانه
affigy U تصویر برجسته
bosses U ارباب برجسته
premiered U هنرپیشه برجسته
feat U کار برجسته
premiers U هنرپیشه برجسته
premier U هنرپیشه برجسته
bas-reliefs U برجسته کوتاه
effigy U تصویر برجسته
humdinger U تفوق برجسته
eminently U بطور برجسته
milestones U مرحله برجسته
bas-relief U نقش کم برجسته
feats U کار برجسته
effigies U تصویر برجسته
swells U برجسته شیک
premieres U هنرپیشه برجسته
premiering U هنرپیشه برجسته
premiere U هنرپیشه برجسته
bas-relief U برجسته کوتاه
swelled U برجسته شیک
humdingers U تفوق برجسته
swell U برجسته شیک
bas-reliefs U نقش کم برجسته
milestone U مرحله برجسته
leading U عمده برجسته
personage U شخص برجسته
bossed U ارباب برجسته
projects U برجسته بودن
projected U برجسته بودن
poet laureate U شاعر برجسته
relief U برجسته کاری
relief U حجاری برجسته
personages U شخص برجسته
boss U ارباب برجسته
distinguished U برجسته مهم
bas relief U نقش کم برجسته
bas relief U برجسته کوتاه
contour U نقشه برجسته
predominantly U بطور برجسته
project U برجسته بودن
topography U برجسته نگاری
bank U قسمت برجسته سر پیچ
person of f. U شخص برجسته یا با نفوذ
low relief U نقش نیم برجسته
narrative relief U نقش برجسته روایتی
oner U شخص یا چیز برجسته
banks U قسمت برجسته سر پیچ
narrative relief U نقش برجسته توصیفی
papillary lines U خطهای برجسته انگشتها
perspective spatial model U مدل برجسته بینی
raised type U حروف برجسته برای
distinguished rug U قالی با ارزش و برجسته
bosomed U دارای سینه برجسته
brilliantly U چنانکه برجسته باشد
vectograph U عکس برجسته بینی
to stand out in relief U برجسته یا روشن بودن
inconspicuous U غیر برجسته کمرنگ
to bring out in relief U برجسته یا روشن کردن
stereoscopy U سیستم برجسته بینی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com