English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
circumpolar stars U ستارگان پیرا قطبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
circumpolar stars U ستارگان دور قطبی
circumpolar constellation U صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
abscissa U پیرا
tanner U دباغ پوست پیرا
polar regions U مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
polar plot U روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
the stars twinkle U ستارگان
an infinitude of stars U ستارگان بیشمار
star chart U نقشه ستارگان
variable stars U ستارگان متغیر
star catalogue U فهرست ستارگان
nedula U سحاب ستارگان
orientation forces U نیروهای دو قطبی- دو قطبی
dipole dipole bond U پیوند دو قطبی- دو قطبی
sight U رصد کردن ستارگان
main sequence stars U ستارگان رشته اصلی
interstellar U واقع در میان ستارگان
planetary influence U تاسیس ستارگان یا کواکب
interstellar space U فاصله میان ستارگان
asterism U برج دستهای از ستارگان
asterium U عنصر ویژه ستارگان
sights U رصد کردن ستارگان
scintillation U چشمک زدن ستارگان
starfinder U وسیله شناسایی ستارگان در اسمان
starlight scope U دوربین دید شبانه با استفاده از نور ستارگان
astrophotography U عکس برداری از ستارگان برای تحقیقات فضایی
heliometry U پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
sextant U وسیله اندازه گیری ارتفاع ستارگان مسافت سنج دریایی
nebula U تودههای عظیم گازو گرد مابین فواصل ستارگان جاده شیری
polar stereographic U سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
sextant altitude U ارتفاع اندازه گیری شده ستارگان ارتفاع سکستانتی
dipole U دو قطبی
diode U دو قطبی
double pole U دو قطبی
homopolar U هم قطبی
bipolar U دو قطبی
polar U قطبی
arctic U قطبی
unipolar U تک قطبی
unipolar U یک قطبی
moment of a dipole U گشتاور دو قطبی
polar relay U رله قطبی
polar diagram U نقشه قطبی
polar molecule U مولکول قطبی
multipolar U چند قطبی
multi contact U چند قطبی
polar angle U زاویه قطبی
polar distance U فاصله قطبی
north star U ستاره قطبی
one pole switch U کلید یک قطبی
polar bond U پیوند قطبی
polar compound U ترکیب قطبی
polar coordinate U مختصات قطبی
polar coordinates U مختصات قطبی
multipole U چند قطبی
polarized relay U رله قطبی
polar solvent U حلال قطبی
terminal voltage U ولتاژ قطبی
triode U لامپ سه قطبی
two electrode valve U لامپ دو قطبی
two terminal network U شبکه دو قطبی
unipolar armature U ارمیچر تک قطبی
unipolarity U حالت یک قطبی
single contact switch U کلید یک قطبی
polestar U ستاره قطبی
polar transmission U مخابره قطبی
polar variable U متغیر قطبی
polar vector U بردار قطبی
polar vortex U ورتکس قطبی
polar winds U بادهای قطبی
polaris U ستاره قطبی
polarization current U جریان قطبی
polarizing filter U صافی قطبی
pole armature U ارمیچر قطبی
dipolar ion U یون دو قطبی
foumart U گربه قطبی
arctic regions U مناطق قطبی
four pole U چهار قطبی
arctic basin U حوضچه قطبی
dipole interaction U بر هم کنش دو قطبی
polarities U تمایل قطبی
polarization U قطبی سازی
polarization U قطبی شدگی
polarising U قطبی کردن
polarized U قطبی شده
aurora U شفق قطبی
crystal rectifier U دو قطبی بلورین
dipole moment U گشتاور دو قطبی
diode U لامپ دو قطبی
electric dipole U دو قطبی الکتریسیته
electric doublet U دو قطبی الکتریسیته
polarises U قطبی کردن
bipolar cells U یاختههای دو قطبی
polarised U قطبی کردن
zwitterion U یون دو قطبی
dipole antenna U انتن دو قطبی
fitchet U گربه قطبی
Pole Star U ستاره قطبی
polarizes U قطبی کردن
lodestar U ستاره قطبی
loadstar U ستاره قطبی
polarizing U قطبی کردن
polarize U قطبی کردن
polarities U ویژگی قطبی
magnetic doublet U دو قطبی مغناطیسی
polarity U تمایل قطبی
lodestaror load U ستاره قطبی
hexod U لامپ شش قطبی
arctic regions U نواحی قطبی
polarity U ویژگی قطبی
hexode U لامپ شش قطبی
semiconductor diode U دو قطبی نیم رسانا
polarising U قطبی کردن یا شدن
polarises U قطبی کردن یا شدن
triode amplifier U فزون ساز سه قطبی
polarize U قطبی کردن یا شدن
isolation diode U لامپ دو قطبی خودکار
tetrode U لامپ چهار قطبی
the north star U ستاره قطبی یا شمالی
polarizes U قطبی کردن یا شدن
semipolar molecule U مولکول نیم قطبی
polarizing U قطبی کردن یا شدن
bipolar affective disorder U اختلال عاطفی دو قطبی
unipolar U سلولهای عصبی یک قطبی
heptode U لامپ هفت قطبی
polar chart U نمودار با مختصات قطبی
heteropolar bond U پیوند ناجور قطبی
molecular dipole moment U گشتاور دو قطبی مولکولی
pentode U لامپ پنج قطبی
homopolar bond U پیوند جور قطبی
polar coordinates U مختصات قطبی [ریاضی]
octode U لامپ هشت قطبی
multipole moment U گشتاور چند قطبی
magnetic dipole moment U گشتاور دو قطبی مغناطیسی
multi electrode valve U لامپ چند قطبی
polar coordinates U دستگاه مختصات قطبی
dipole dipole forces U نیروهای دو قطبی- دوقطبی
duopoly U انحصار دو قطبی فروش
duopsony U انحصار دو قطبی خرید
polarised U قطبی کردن یا شدن
arctic U مربوطه به نواحی قطبی
unipolar psychosis U روان پریشی یک قطبی
folded dipole U انتن دو قطبی دولا
polar duplex telegraphy U تلگراف دو جهتی قطبی
polar diagram U نمودار با مختصات قطبی
polar covalent bond U پیوند کووالانسی قطبی
four terminal network U شبکه چهار قطبی
magnetic quadrupole U چهار قطبی مغناطیسی
image phase constant U ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
fisch U پوست راسو یا گربه قطبی
gas triode U لامپ سه قطبی با کاتد داغ
half wave dipole U انتن دو قطبی نیم موج
y parameter U پارامتر چهار قطبی ایگرگ
passive four terminal network U شبکه چهار قطبی بی اثر
polar coordinate system U دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
fitchew U پوست راسو یا گربه قطبی
equivalent diode voltage U ولتاژ لامپ دو قطبی هم ارز
equivalent diode of a triode U لامپ دو قطبی هم ارز چندقطبی
equivalent diode of a multielectrode val U لامپ دو قطبی هم ارز چندقطبی
dipole dipole coupling U جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
output pentode U لامپ پنج قطبی خروجی
hot cathode gas triode U لامپ سه قطبی با کاتد داغ
perveance of a multi electrode valve(tub U پروه انس لامپ چند قطبی
gated beam tube U لامپ پنج قطبی با شیب ثابت
tzigane U کولی مجاری قبطی مجارستانی قطبی
gas tetrode U لامپ چهار قطبی با کاتد داغ
tundras U دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
tundra U دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
anoraks U نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
anorak U نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
longspur U انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
polar motion U وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
white bear U خرس سفید خرس قطبی
oligopoly U انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com