English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fixed star U ستاره ثابت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
binary star U ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
double star U ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
Lesghi star U ستاره لسگی [این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star U ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
planet U ستاره سیار ستاره بخت
planets U ستاره سیار ستاره بخت
concentrator U وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
static employment U کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
stelliform U ستاره وار ستاره وش
fixed capital U سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test U ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
standing order U دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders U دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
sample U مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled U مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing U ثابت دستورالعمل ثابت
steadying U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
stellar U پر ستاره
starless U بی ستاره
aster U ستاره
asterisks U ستاره
star U ستاره
asterisk U ستاره
starred U ستاره
stars U ستاره
fixes U ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix U ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
polaris U ستاره قطبی
lunette U ستاره صغیر
neptune U ستاره نپتون
polestar U ستاره قطبی
proto star U پیش ستاره
lucifer U ستاره بامدادی
pluto U ستاره پلوتو
planetesimal U کوچک ستاره
asteroid U شبیه ستاره
mars U ستاره مریخ
morning star U ستاره بامدادی
morning star U ستاره صبح
moring star U ستاره بامداد
asteroids U شبیه ستاره
multiple star U ستاره چندگانه
neutron star U ستاره نوترونی
north star U ستاره قطبی
north star U ستاره شمالی
nova U فانی ستاره
medusa U ستاره دریایی
polaris U ستاره جدی
pulsating star U ستاره تپنده
star bit U بیت ستاره
starlet U ستاره کوچک
starlet U ستاره کوره
stellate U ستاره مانند
stelliform U بشکل ستاره
rolling stone <idiom> U ستاره سهیل
supergaint U ستاره ابرغول
y winding U اتصال ستاره
y network U شبکه ستاره
y connection U اتصال ستاره
vesper U ستاره غروب
companion U ستاره ندیم
uranus U ستاره اورانوس
star washer واشر ستاره ای
y voltage U ولتاژ ستاره
sabaism U ستاره پرستی
comet U ستاره گیسودار
sea nettle U ستاره دریای
star connection U اتصال ستاره
comets U ستاره گیسودار
star finder U ستاره یاب
astronomers U ستاره شناس
farsi be engilisi U ارایشگاه ستاره
star spangled U مزین به ستاره
starfish U ستاره دریایی
star spangled U ستاره نشان
starlike U ستاره مانند
star voltage U ولتاژ ستاره
astronomer U ستاره شناس
asterial U ستاره شکل
astrologers U ستاره شناس
astrologer U ستاره شناس
asterism U نشان ستاره
pip U ستاره سردوش
pipping U ستاره سردوش
pips U ستاره سردوش
asteroidal U مانند ستاره
astronavigation U ستاره نوردی
astronmer U ستاره شناس
pipped U ستاره سردوش
cameleopardalis U ستاره زرافه
an infinitude of stars U تعدادنامحدودی ستاره
hexagram U ستاره شش وجهی
stellar U شبیه ستاره
asterisk U نشان ستاره
shooting star U ستاره ثاقب
shooting stars U ستاره ثاقب
asterisks U نشان ستاره
stellar U ستاره وار
camelopard U ستاره زرافه
lodestaror load U ستاره قطبی
finger fish U ستاره دریایی
sea pad U ستاره دریایی
Jove U ستاره مشتری
astral U شبیه ستاره
gaint star U ستاره غول
georgium sidus U ستاره جرج
dwarf star U ستاره کوتوله
hesper U ستاره مغرب
hesperus U ستاره شام
Pole Star U ستاره قطبی
loadstar U ستاره قطبی
loadstar U ستاره راهنما
lodestar U ستاره راهنما
evening star U ستاره شامگاهی
goats U ستاره جدی
d. star U ستاره جفتی
lodestar U ستاره قطبی
daystar U ستاره بامداد
day star U ستاره بامداد
goat U ستاره جدی
blazing star U ستاره دنباله دار
star globe U ستاره یاب کروی
moring star U ستاره صبح ناهید
receptor U ستاره مساعد گیرنده
syzygy U استقرارسه ستاره در خط مستقیم
campaign star U نشان جنگی ستاره
the north star U ستاره قطبی یا شمالی
trigon U سه حالتی ستاره سه تایی
receptors U ستاره مساعد گیرنده
bronze star medal U مدال ستاره برنز
castor U ستاره اول دو پیکر
trigon U اجتماع سه ستاره باهم
medusoid U مانند ستاره دریایی
pulsating star U ستاره ضربان دار
regulus U ستاره قلب الاسد
asterisk U با ستاره نشان کردن
castors U ستاره اول دو پیکر
shiner U ستاره کلاه ابریشمی
azimuth U ازیموت ستاره السمت
all-star U تیم تمام ستاره
twinkling U چشمک زدن ستاره
stardom U ستاره شدن سینماوغیره
Dingbat U نوشتاری که حاوی ستاره
starfinder U دستگاه ستاره یاب
starlight U وابسته بنور ستاره
pentagram U ستاره پنج راس
pentalpha U ستاره پنج پره
all star U تیم تمام ستاره
star delta switch U کلید ستاره مثلث
supergaint U ستاره فوق غول
he can read the sky U ستاره شناس است
stellular U شبیه ستاره کوچک
stellify U بشکل ستاره درامدن
stellify U بشکل ستاره دراوردن
giant star U ستاره بزرگ و درخشان
asterisks U با ستاره نشان کردن
star crossed U دارای ستاره نحس
asterism U هر چیزی شبیه ستاره
casters U ستاره اول دو پیکر
comet U ستاره دنباله دار
comets U ستاره دنباله دار
asteroid U ستاره مانند ستارهای
asteroids U ستاره مانند ستارهای
venus U زن زیبا ستاره زهره
star of bethlehem U ستاره بیت اللحم
starred U نشان ستاره اختر
astreated U تزئین شده با ستاره ها
lucky star <idiom> U ستاره بخت واقبال
caster U ستاره اول دو پیکر
star U نشان ستاره اختر
stars U نشان ستاره اختر
starlit U روشن شده از نور ستاره
hydromedusa U نجم البحر یا ستاره دریایی
planetarium U سیاره نما ستاره دیدگاه
asteriated U دارای اشعهء ستاره مانند
astronomy U علم نجوم ستاره شناسی
solstitium U [نقطه] انقلاب [ستاره شناسی]
astrological U منسوب به علم ستاره شناسی
pole position U آغازگاه [ستاره شناسی] [ارتش]
planetariums U سیاره نما ستاره دیدگاه
cometography U شرح ستاره دنباله دار
the track of a comet U مسیر ستاره دنباله دار
ace U ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
starred U ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
aces U ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
sirius U ستاره کاروان کش درکلب اکبر
stars U ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
stargazer U کسیکه به ستاره ها خیره شده
astrology U طالع بینی ستاره شناسی
star turn U ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
He has not a single star in all the seven skies. <proverb> U یک ستاره در هفت آسمان ندارد.
star U ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
copernician U وابسته به کپرنیک ستاره شناس لهستانی
see stars <idiom> U براثر ضربه به سر ستاره دور سر دیدن
Cup U پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
Crater U پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com