Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
size
U
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
sizes
U
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
microprocessor
U
UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
microprocessors
U
UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
permittivity
U
واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
metric system
U
سیستم اندازه گیری که واحدهای ان برحسب متر یک باشد
volt ampere
U
اندازه گیری نیروی برق برحسب ولتاژ و امپر
seeds
U
رده بندی برحسب مهارت وقدرت
seed
U
رده بندی برحسب مهارت وقدرت
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
at pleasure
U
برحسب دلخواه برحسب میل
grain size classification
U
طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
batcher
U
دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
scareup
U
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
prioritizing
U
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritised
U
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritises
U
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritising
U
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritize
U
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritized
U
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritizes
U
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
oversize
U
سایز بالا
images
U
فشرده سایز داده یک تصویر
image
U
فشرده سایز داده یک تصویر
processor
U
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
machined
U
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machines
U
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machine
U
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
ratings
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
grades
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
U
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
laggin
U
اب بندی کردن اب بندی ناوها
downgrade
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
gift wrap
U
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
declassification
U
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
mass storage
U
وسیله ذخیره پشتیبان که قادر به ذخیره سایز حجم زیاد داده است
angles
U
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle
U
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it.
<proverb>
U
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup
U
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typeface
U
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces
U
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
orifice meter
U
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogue
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
shoots
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
dampest
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
damp
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
in conformity with
U
برحسب
at the request of
U
برحسب
unitage
U
برحسب
incompliance with
U
برحسب
in terms of
U
برحسب
in accordance with
U
برحسب
agreeably to
U
برحسب
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
size
U
به اندازه کردن
sizes
U
به اندازه کردن
accidently
<adv.>
U
برحسب اتفاق
pursuant to
U
مطابق برحسب
hit or miss
U
برحسب تصادف
custom
U
برحسب عادت
as it happens
<adv.>
U
برحسب اتفاق
As the case may be .
U
برحسب مورد( آن)
accidentally
<adv.>
U
برحسب اتفاق
at random
<adv.>
U
برحسب اتفاق
fortuitously
<adv.>
U
برحسب اتفاق
coincidentally
<adv.>
U
برحسب اتفاق
by happenstance
<adv.>
U
برحسب اتفاق
by chance
<adv.>
U
برحسب اتفاق
by usage
U
برحسب عادت
at choice
U
برحسب دلخواه
by a coincidence
<adv.>
U
برحسب اتفاق
by hazard
<adv.>
U
برحسب اتفاق
by accident
<adv.>
U
برحسب اتفاق
incidentally
<adv.>
U
برحسب اتفاق
stochastical
<adj.>
U
برحسب تصادف
stochastic
<adj.>
U
برحسب تصادف
coincidental
<adj.>
U
برحسب تصادف
casual
[not planned]
<adj.>
U
برحسب تصادف
adventitious
<adj.>
U
برحسب تصادف
accidental
<adj.>
U
برحسب تصادف
to out ward seeming
U
برحسب فاهر
to
U
برحسب مطابق
percentages
U
برحسب درصد
percentage
U
برحسب درصد
tonnage
U
وزن برحسب تن
outwardly
U
برحسب فاهر
random
<adj.>
U
برحسب تصادف
incidental
<adj.>
U
برحسب تصادف
fortuitous
<adj.>
U
برحسب تصادف
contingent
[accidental]
<adj.>
U
برحسب تصادف
haphazardly
U
برحسب تصادف
haphazard
<adj.>
U
برحسب تصادف
vary infinitely
U
بی اندازه تغییر کردن
measure
U
اندازه گیری کردن
to a agarment to the body
U
جامهای را اندازه تن کردن
superpurgation
U
بی اندازه ازکار کردن
to take measures
U
اندازه گیری کردن
gauge=gage
U
اندازه کردن اشل
tonnage
U
برحسب شماره تن بارگیر
mileage
U
سنجش برحسب میل
tonnage
U
گنجایش کشتی برحسب تن
velocity
U
تندی برحسب زمان
ritually
U
برحسب ایین وشعائر
velocities
U
تندی برحسب زمان
cl
U
برحسب بار هر کامیون
happy go lucky
U
برحسب تصادف لاقید
by chance
U
برحسب اتفاق یاتصادف
classis
U
تقسیم برحسب طبقه
compass bearing
U
موقعیت برحسب قطبنما
milage
U
سنجش برحسب میل
fortuitously
U
برحسب اتفاق اتفاقا
pounder
U
برحسب لیره کوبنده
gage
U
اندازه وسیله اندازه گیری
gage
U
اندازه گیر اندازه گرفتن
rig
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
rigs
U
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
make
U
درست کردن ساختن اماده کردن
To bear (put up) with somebody.
U
با کسی سر کردن (مدارا کردن ؟ ساختن )
prepares
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
engineer
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
preparing
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
engineers
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
makes
U
درست کردن ساختن اماده کردن
prepare
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
engineered
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
to lay it on thick
U
نصب کردن ساختن
getting
U
مجاب کردن ساختن
to manufacture
[into]
U
ساختن
[درست کردن]
[به]
gets
U
مجاب کردن ساختن
get
U
مجاب کردن ساختن
work up
U
ترکیب کردن ساختن
size
U
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes
U
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
burden
U
بار کردن به اندازه فرفیت
to fit
U
برازاندن
[اندازه کردن]
جامه
to set a
U
اندازه گرفتن باطل کردن
margins
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
burdens
U
بار کردن به اندازه فرفیت
margin
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
stack up
U
جمع کردن اندازه گرفتن
bollix
U
سرهم بندی کردن قاطی پاتی کردن
bumbled
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
To do something slapdash.
U
کاری را سرهم بندی کردن ( سمبل کردن )
bumble
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
bumbles
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
proration
U
توزیع برحسب مدت یانسبت
age group competition
U
مسابقه برحسب گروه سنی
time cost curve
U
منحنی مخارج برحسب زمان
headings
U
حرکت برحسب قطب نما
pounder
U
وزن شده برحسب رطل
heading
U
حرکت برحسب قطب نما
poundage
U
مقدار پولی برحسب لیره
transvaluation
U
سنجش ارزش برحسب معیارجدیدی
hydrograph
U
منحنی ابگذری برحسب زمان
size distribution of income
U
توزیع درامد برحسب مقدار
per standard compass
U
برحسب قطب نمای استاندارد
localizes
U
محلی کردن موضعی ساختن
detecting
U
کشف کردن نمایان ساختن
detects
U
کشف کردن نمایان ساختن
assimilate
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
to cotton with each other
U
باهم ساختن یارفاقت کردن
reproduces
U
چاپ کردن دوباره ساختن
violated
U
بی حرمت ساختن مختل کردن
highlighting
U
روشن ساختن مشخص کردن
reproduce
U
چاپ کردن دوباره ساختن
localizing
U
محلی کردن موضعی ساختن
provides
U
میسر ساختن تامین کردن
reproduced
U
چاپ کردن دوباره ساختن
redargue
U
متهم ساختن تکذیب کردن
provide
U
میسر ساختن تامین کردن
reproducing
U
چاپ کردن دوباره ساختن
perpetuating
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuates
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuated
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
detect
U
کشف کردن نمایان ساختن
perpetuate
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com