Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
civil censorship
U
سانسور روابط غیرنظامی نظامیان سانسور امور هنری و ارتباطی غیرنظامیان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
civil military relations
U
روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
civilian supply
U
امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
censorship
U
سانسور
censeur
U
سانسور
censored
U
مامور سانسور
censoring
U
مامور سانسور
censorship
U
سانسور عقاید
dream censorship
U
سانسور رویا
censorship
U
سانسور کردن
censors
U
مامور سانسور
censor
U
مامور سانسور
civil affairs
U
امور غیرنظامیان
assistant chief of staff,g(civil affair
U
معاونت امور غیرنظامیان رکن پنجم اداره پنجم
channeled
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channeling
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channels
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channelled
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channel
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
commercial air movement
U
پرواز دادن با هواپیمای غیرنظامی حمل و نقل باهواپیمای غیرنظامی
civil appropriation
U
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
public relations officer
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
U
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
labor relations
U
روابط کارگر و کارفرما روابط کارگری
civil works
U
امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
reestablishment of diplomatic relations
U
برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
civilian preparedness for war
U
بسیج غیرنظامیان
HyperTerminal
U
برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
civil damage assessment
U
ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
civilian preparedness for war
U
اماده کردن مردم برای جنگ امادگی غیرنظامیان
lanyard
U
واکسیل نظامیان
campoo
U
اردوگاه نظامیان
lanyards
U
واکسیل نظامیان
stratocracy
U
حکومت نظامیان
american civilian internee information
U
قسمت اطلاعات مربوط به غیرنظامیان بازگشته ازسرزمین دشمن به امریکا
militarize
U
نظامیان رامسلط کردن
lining
U
به خط شدن نظامیان لایی
linings
U
به خط شدن نظامیان لایی
station
U
توقفگاه نظامیان وامثال ان
stationed
U
توقفگاه نظامیان وامثال ان
stations
U
توقفگاه نظامیان وامثال ان
off limits
U
اماکن ممنوعه برای نظامیان
medical regulator
U
تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
internment camp
U
بازداشتگاه غیر نظامیان اردوگاه پناهندگان
psychophysics
U
علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
home front
U
عملیات غیر نظامیان وشخصی ها در زمان جنگ
fine art
U
آثار هنری نمایشگاه آثار هنری
hep
U
حرف ندا که برای دستور یاامریه به نظامیان بکارمیرود
civil
U
غیرنظامی
plains
U
لباس غیرنظامی
plain
U
لباس غیرنظامی
plainest
U
لباس غیرنظامی
plainer
U
لباس غیرنظامی
civil advisor
U
مستشار غیرنظامی
civil disturbances
U
اغتشاشات غیرنظامی
civilian employees
U
کارمندان غیرنظامی
demilitarization
U
غیرنظامی شدن
demilitarized zone
U
منطقه غیرنظامی
civilian enterprise
U
موسسه غیرنظامی
civil twilight
U
شفق و فلق غیرنظامی
civilian occupational specialty
U
کدهای تخصصی غیرنظامی
commercial water movement
U
حرکت دادن با کشتی غیرنظامی
class n allotment
U
کسورات بیمه کارمندان غیرنظامی
civil advisor
U
مشاورامور غیرنظامی مشاور امورشهرسازی
demilitarising
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarize
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarised
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarized
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarises
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizes
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
affiliated unit
U
یکان احتیاط مامور به ادارات غیرنظامی
affiliated unit
U
یکان زیر امر ادارات غیرنظامی
plain clothes man
U
کاراگاه یا ماموردیگرشهربانی که لباس غیرنظامی می پوشد
demilitarizing
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
unmilitary
U
بر خلاف مقررات ارتش غیرنظامی اخلاقا و عادتاغیرنظامی
guerrilla
U
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
guerrillas
U
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
guerillas
U
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
quicktrans
U
سیستم حمل و نقل هوایی سریع با استفاده ازهواپیماهای غیرنظامی
relations
U
روابط
henry
U
هنری
artlessness
U
بی هنری
artistical
U
هنری
space relations
U
روابط فضایی
termed
U
روابط فصل
terming
U
روابط فصل
diplomatic relations
U
روابط سیاسی
social relations
U
روابط اجتماعی
term
U
روابط فصل
economic relations
U
روابط اقتصادی
financial relations
U
روابط مالی
sexual relations
U
روابط جنسی
communal relationship
U
روابط ناحیهای
diplomatic relations
U
روابط دیپلماتیک
industrial relations
U
روابط صنعتی
public affairs
U
روابط عمومی
public relations
U
روابط عمومی
disengagement
U
متارکه روابط
paratactic
U
فاقد روابط
rapporchment
U
تجدید روابط
ideological relations
U
روابط ارمانی
good relations
U
روابط حسنه
marital relations
U
روابط زناشویی
rupture of diplomatic relations
U
قطع روابط دیپلماتیک
phalanstery
U
روابط تعاونی اجتماعی
rupture of diplomatic relations
U
قطع روابط سیاسی
means end relations
U
روابط وسیله- هدف
interstate relations
U
روابط بین الدول
ideological relations
U
روابط ایده ئولوژیک
break of relations
U
قطع روابط کردن
come to a rupture
U
قطع روابط کردن
rapprochement
U
ایجاد روابط حسنه
come to rupture
U
قطع روابط کردن
community relations
U
قسمت روابط عمومی
good neigbourly relations
U
روابط حسن همجواری
breach of diplomatic relations
U
قطع روابط سیاسی
severance of diaplomatic relations
U
قطع روابط سیاسی
interruption of diplomatic relations
U
قطع روابط سیاسی
flesh and blood
<idiom>
U
روابط نزیک داشتن
industrial relations
U
روابط کارگر وکارفرما
atelier
U
کارگاه هنری
artistic sense
U
ذوق هنری
atheneum
U
مدرسهء هنری
athenaeum
U
مدرسهء هنری
worked
U
اثارادبی یا هنری
inartistic
U
غیر هنری
compositions
U
ترکیب هنری
millihenry
U
میلی هنری
mh
U
میلی هنری
mongram
U
امضای هنری
chiyjah
U
به سبک هنری
chiyjah
U
معماری هنری
chujjah
U
به سبک هنری
chujjah
U
معماری هنری
connoisseur
U
منتقد هنری
artistic aptitude
U
استعداد هنری
artist's workshop studio
U
کارگاه هنری
work of art
U
کار هنری
works of art
U
کار هنری
studio
U
کارگاه هنری
studios
U
کارگاه هنری
work
U
اثارادبی یا هنری
henry the f.
U
هنری اول
henry the f.
U
هنری یکم
objets d'art
U
چیز هنری
composition
U
ترکیب هنری
objet d'art
U
چیز هنری
civilian internee information bureau
U
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
electro magnetism
U
علم روابط فیزیکی میان
amity
U
روابط حسنه حسن تفاهم
sociometry
U
سنجش روابط افراد جامعه
psychophysics
U
مبحث روابط روان وماده
international
U
وابسته به روابط بین المللی
internationals
U
وابسته به روابط بین المللی
anthropology
U
مبحث روابط انسان با خدا
international economic relations
U
روابط اقتصادی بین المللی
compositions
U
سرایش قطعه هنری
masterstrokes
U
نازک کاری هنری
masterstroke
U
نازک کاری هنری
chefs-d'oeuvre
U
شاهکار ادبی یا هنری
chef d'oeuvre
U
شاهکار ادبی یا هنری
ballet
U
رقص ورزشی و هنری
chef-d'oeuvre
U
شاهکار ادبی یا هنری
composition
U
سرایش قطعه هنری
artistically
U
بطور هنرمندانه یا هنری
fine art
U
هر مهارت هنری وفریف
ballets
U
رقص ورزشی و هنری
romanticism
U
مکتب هنری رومانتیک
Art Nouveau
U
مکتب هنری آرنوو
piracy
U
دزدی هنری یاادبی
idealism
U
سبک هنری خیالی
prolusion
U
اثر هنری مقدماتی
to off negotiations
U
اعلان قطع گفتگو یا روابط کردن
to break off diplomatic relations
U
روابط دیپلماتیکی را قطع کردن
[سیاست]
The sever ones connections ( relation ) with someone .
U
روابط خود را با کسی قطع کردن
psychophysical
U
وابسته بعلم روابط میان تن وروان
minnesota spacial relations test
U
ازمون روابط فضایی مینه سوتا
dynamic relation
U
روابط میان جوهروعرض یاعلت و معلول
cubist
U
وابسته به مکتب هنری کوبیسم
tp perfect oneself in an art
U
در هنری سرامد یا کامل شدن
meier art judgement test
U
ازمون قضاوت هنری مایر
potboiler
U
هنرمند یا کار هنری مبتذل
inartistic
U
فاقد اصول هنری بی هنر
gallery
U
نقب اصلی نمایشگاه هنری
bric-a-brac
U
[اشیا عتیقه و هنری کوچک]
epigone
U
مقلد اثار ادبی و هنری
blazonry
U
نمایش و جلوه هنری پرشکوه
magnum opus
U
مهمترین اثر ادبی یا هنری
galleries
U
نقب اصلی نمایشگاه هنری
cubistic
U
وابسته به مکتب هنری کوبیسم
interdenominational
U
وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
cognoscente
U
متخصص در اثار هنری عتیقه شناس
virtuosi
U
خوش قریحه دارای ذوق هنری
virtuoso
U
خوش قریحه دارای ذوق هنری
schmalz
U
موسیقی یااثر هنری خیال انگیزورویایی
Impressionism
U
سبک هنری امپرسیونیسم یاتئوری هیوم
vandalizes
U
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalized
U
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalize
U
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalising
U
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalises
U
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com