Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ballroom
U
سالن رقص
ballrooms
U
سالن رقص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
lobbied
U
سالن انتظار
lobbied
U
سالن هتل و مهمانخانه
lobbies
U
سالن انتظار
lobbies
U
سالن هتل و مهمانخانه
lobby
U
سالن انتظار
lobby
U
سالن هتل و مهمانخانه
refectories
U
سالن ناهار خوری
refectory
U
سالن ناهار خوری
lounge
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounged
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounges
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounging
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
nave
U
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
naves
U
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
basilica
U
سالن درازومستطیل
basilica
U
کلیساهایی که سالن دراز دارند
basilicas
U
سالن درازومستطیل
basilicas
U
کلیساهایی که سالن دراز دارند
gym
U
سالن ژیمناستیک
gyms
U
سالن ژیمناستیک
living room
U
سالن نشیمن
living rooms
U
سالن نشیمن
galleries
U
سرسرا سالن
gallery
U
سرسرا سالن
mess
U
سالن غذاخوری
messes
U
سالن غذاخوری
saloon
U
سالن زیبایی رستوران
saloons
U
سالن زیبایی رستوران
salon
U
سالن زیبایی
salons
U
سالن زیبایی
drawing room
U
سالن پذیرایی
drawing rooms
U
سالن پذیرایی
music hall
U
سالن موسیقی
music halls
U
سالن موسیقی
showroom
U
سالن نمایشگاه
showrooms
U
سالن نمایشگاه
amphitheater
U
سالن
astrodome
U
سالن رسد خانه
beauty shop
U
سالن ارایش وزیبایی
coliseum
U
سالن
colosseum
U
سالن بزرگ
court tennis
U
تنیس داخل سالن
dining facility
U
ساختمان ناهارخوری قسمت ناهارخوری سالن نهارخوری
dojang
U
سالن تمرین تکواندو
dramshop
U
سالن مشروب فروشی
indoor soccer
U
فوتبال داخل سالن
lounge car
U
قطار دارای سالن استراحت وتفریح
lounger
U
کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
lyceum
U
سالن سخنرانی عمومی
lyceum
U
سالن بحث
mass hall
U
سالن نهارخوری
mass hall
U
سالن غذاخوری
mess hall
U
سالن غذا خوری سرباز خانه
officer's mess
U
سالن غذاخوری افسران
parlor car
U
سالن استراحت قطار
parlormaid
U
کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
plateform
U
بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
pullman car
U
واگن سالن دار که جای خواب نیز دارد
saloon car
U
واگن سالن دار
valhalla
U
سالن پذیرایی خدای اودین
wardroom
U
سالن بیماران بیمارستان
gatecrasher
U
کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
gatecrashers
U
کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
amusement arcade
U
سالن بازیهای الکترونیکی
Is there a beauty salon in the hotel?
U
آیا سالن زیبایی در هتل هست؟
beauty salon
U
سالن زیبایی
departure hall
U
سالن ترک کردن
arrival hall
U
سالن ورود
Open-plan
<adj.>
U
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
room-sized rug
U
فرش های ایرانی
[فرش های درباری]
[بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
concourse
U
سالن اصلی
The hall has three exits.
U
سالن دارای سه خروجی است.
arrival hall
U
سالن ورود
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com