Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
harmony of interests
U
سازگاری منافع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
invisible hand
U
فرد در تعقیب منافع شخصی خود بطورخودکار به حداکثر کردن منافع جامعه کمک میکند
salucrity
U
سازگاری
compatibility
U
سازگاری
consentaneity
U
سازگاری
agreeableness
U
سازگاری
agreeability
U
سازگاری
maladjustment
U
کژ سازگاری
fitness
U
سازگاری
maladjustments
U
کژ سازگاری
incompatibility
U
نا سازگاری
adaptability
U
سازگاری
consistency
U
سازگاری
adjustment
U
سازگاری
accorded
U
:سازگاری
accord
سازگاری
adjustments
U
سازگاری
pc compatibility
U
سازگاری با PC
amenity
U
سازگاری
salubrity
U
سازگاری
amenities
U
سازگاری
accords
U
:سازگاری
vocational adjustment
U
سازگاری شغلی
adaptableness
U
قوه سازگاری
accompt
U
سازگاری توافق
adjustment inventory
U
پرسشنامه سازگاری
downward compatibility
U
سازگاری بزیر
mutual consistency
U
سازگاری متقابل
consistency check
U
بررسی سازگاری
consistence
U
توافق سازگاری
social adjustment
U
سازگاری اجتماعی
bell adjustment inventory
U
پرسشنامه سازگاری بل
internal consistency
U
سازگاری داخلی
adjustment mechanism
U
مکانیسم سازگاری
consistency
U
توافق سازگاری
upward compatibility
U
سازگاری بالاگرا
readjustments
U
سازگاری مجدد
rapport
U
مناسبت سازگاری
unity
U
سازش سازگاری
readjustment
U
سازگاری مجدد
compatibility
U
سازگاری دمسازی
second wind
U
سازگاری ثانوی
adaptability
U
توافق سازگاری
perquisites
U
منافع
revenue
U
منافع
earnings
U
منافع
perquisite
U
منافع
adjustment disorder
U
اختلالات سازگاری
[روانشاسی]
software compatible
U
سازگاری نرم افزاری
software compatability
U
سازگاری نرم افزاری
adaptive disorder
U
اختلالات سازگاری
[روانشاسی]
public benefits
U
منافع عمومی
union
U
اشتراک منافع
fictious dividened
U
منافع موهوم
fictitious dividens
U
منافع موهوم
public interest
U
منافع عمومی
public interest
U
منافع عامه
harmony of interests
U
هماهنگی منافع
mutual interests
U
منافع مشترک
economic interest
U
منافع اقتصادی
pure interest
U
منافع خالص
private benefits
U
منافع خصوصی
windfall gains
U
منافع اتفاقی
net benefits
U
منافع خالص
vested interests
U
منافع مقرره
benefit spillovers
U
نشر منافع
tangible benefits
U
منافع مرئی
class interests
U
منافع طبقاتی
vested interest
U
منافع مقرره
conflict of interest
U
تضاد منافع
capital gains
U
منافع سرمایهای
spillover benefits
U
منافع خارجی
conflict of interest
U
برخورد منافع
unions
U
اشتراک منافع
vesture
U
منافع و نمائات زمین
social security benefits
U
منافع تامین اجتماعی
windfall gains
U
منافع باد اورده
undistributed earnings
U
منافع توزیع نشده
undistributed earnings
U
منافع تقسیم نشده
separable accretions and benefits
U
نمائات و منافع منفصله
valuation of benefits
U
ارزش گذاری منافع
emblements
U
منافع حاصله از زمین
solidarity
U
اشتراک منافع ومسئولیتها
self regard
U
حفظ منافع شخصی
gains from trade
U
منافع حاصل از تجارت
beneficial ownership
U
مالکیت به نسبت منافع
rent
U
مال الاجاره منافع
tangible benefits
U
منافع مشهود فواید عینی
the profits and accretions which are an
U
منافع و نمائات متصله مال
it is p to our interests
U
برای منافع مازیان اوراست
measurement of benefits and costs
U
اندازه گیری منافع و هزینه ها
original and derivative estate
U
اصل مال یا نمائات یا منافع ان
emblements
U
منافع حاصله اززمین مزروعی
explees
U
اجاره بها یا منافع زمین
protection and indemnity club
U
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
pray in aid
U
دعوی مطالبه منافع ناشی ازمحتویات یک سند
shifting use
U
مالکیت منافع زمین با درج شرط به نفع ثالث
severalty
U
مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
saving
U
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
p&l club
U
club indemnity protectionand باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
profits a prendre
U
درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
apportionment
U
افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
intervener
U
در CL علت وروددعوی ثالث ممکن است نفع شخصی یا لزوم حفظ منافع جامعه باشد
leases
U
در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
lease
U
در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
upward compatible
U
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
upwards compatible
U
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
convention
U
استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
conventions
U
استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
pork barrel
U
برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
dedications
U
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication
U
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
contra preferentum rule
U
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
consuls
U
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consul
U
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
estate in common
U
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
term
U
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
terming
U
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
termed
U
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
capital gain
U
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
upward compatible
U
اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
totalitarianism
U
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
international labour organization
U
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com