Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 238 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
organises
U
سازمان دادن
organising
U
سازمان دادن
organize
U
سازمان دادن
organizes
U
سازمان دادن
organizing
U
سازمان دادن
tailor
U
سازمان دادن
tailors
U
سازمان دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
organisations
U
سازمان دادن ارایش دادن موضع
organization
U
سازمان دادن ارایش دادن موضع
organizations
U
سازمان دادن ارایش دادن موضع
structure
U
سازمان سازمان دادن
structures
U
سازمان سازمان دادن
structuring
U
سازمان سازمان دادن
reorganised
U
دوباره سازمان دادن
reorganises
U
دوباره سازمان دادن
reorganising
U
دوباره سازمان دادن
reorganize
U
دوباره سازمان دادن
reorganized
U
دوباره سازمان دادن
reorganizes
U
دوباره سازمان دادن
reorganizing
U
دوباره سازمان دادن
formation
U
سازمان دادن نیرو تشکیل دادن صورت بندی
distribution
U
سازمان دادن پراکندگی تیر
distributions
U
سازمان دادن پراکندگی تیر
organises
U
سازمان دادن ارایش دادن
organising
U
سازمان دادن ارایش دادن
organize
U
سازمان دادن ارایش دادن
organizes
U
سازمان دادن ارایش دادن
organizing
U
سازمان دادن ارایش دادن
reshuffle
U
تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffled
U
تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffles
U
تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffling
U
تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
de scramble
U
سازمان دادن مجدد پیام یا سیگنالی که حالت نامناسب دارد
forming up
U
تجمع و سازمان دادن یکان جمع شدن
front de liberation national
U
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
organization of the ground
U
سازمان دادن یا ارایش دادن زمین
unit emplaning
U
در عملیات حمل و نقل هوایی به طرح ریزی و سازمان دادن یکان برای حمل و نقل اطلاق میشود
to shake up
[a company]
<idiom>
U
سازمان
[شرکتی را ]
اساسا تغییر دادن
Other Matches
sub domain
U
سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
central treaty organization
U
سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
secret police
U
سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
ibi
U
Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
central treaty organization
U
پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
economic and social council
U
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
international labour organization
U
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
stable
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
apparatus
[machinery]
U
سازمان
[سازمان اداری ]
organization
U
سازمان
organizations
U
سازمان
activities
U
سازمان
activity
U
سازمان
organisms
U
سازمان
department
U
سازمان
organism
U
سازمان
departments
U
سازمان
system
U
سازمان
systems
U
سازمان
institution
U
سازمان
structure
U
سازمان
organisations
U
سازمان
structuring
U
سازمان
inst
U
سازمان
machinery
U
سازمان
structures
U
سازمان
task organization
U
سازمان رزمی
organization chart
U
لوحه سازمان
table of organization
U
جدول سازمان
reorganization
U
تجدید سازمان
systems
U
مجموعه سازمان
United Nations
U
سازمان ملل
unit structure
U
سازمان یکان
clandestine
U
سازمان پنهانی
system
U
مجموعه سازمان
nonprofit organization
U
سازمان غیرانتفاعی
organizational
U
مربوط به سازمان
visual organization
U
سازمان دیداری
organization
U
سازمان بندی
data organization
U
سازمان داده ها
organisations
U
سازمان بندی
planning organization
U
سازمان برنامه
physiques
U
سازمان بدن
charity organization
U
سازمان خیریه
file organization
U
سازمان پرونده
organized
U
سازمان یافته
foundation
U
سازمان خیریه
economic organization
U
سازمان اقتصادی
sensory organization
U
سازمان حسی
board of inspection and survey
U
سازمان بازرسی
file organization
U
سازمان فایل
social organization
U
سازمان اجتماعی
physique
U
سازمان بدن
labor organization
U
سازمان کارگری
counterintelligence
U
سازمان ضد جاسوسی
organizations
U
سازمان بندی
force structure
U
سازمان یکانها
labor service
U
سازمان کار
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
social security organization
U
سازمان تامین اجتماعی
food and agricultural organization
U
سازمان خواروبار وکشاورزی
reorganize
U
تجدید سازمان کردن
restructured
U
تجدید سازمان کردن
direct
U
مدیریت یا سازمان دهی
hiring hall
U
اژانس یا سازمان کاریابی
compositions
U
ارایش یکان سازمان
composition
U
ارایش یکان سازمان
reorganising
U
تجدید سازمان کردن
organized
U
سازمان داده شده
restructure
U
تجدید سازمان کردن
advance organizer
U
پیش سازمان دهنده
economic reorganization
U
تجدید سازمان اقتصادی
reorganizing
U
تجدید سازمان کردن
stablishment
U
قسمت نظامی سازمان
geological survey
U
سازمان زمین شناسی
reorganizes
U
تجدید سازمان کردن
directed
U
مدیریت یا سازمان دهی
task organization
U
سازمان برای رزم
association for women in computing
U
سازمان حرفهای وغیرانتفاعی
the church e.
U
سازمان قانونی کلیسا
reorganized
U
تجدید سازمان کردن
reforms
U
اصلاحات تجدید سازمان
front office
U
سیاستمداران وگردانندگان یک سازمان
Civil Aviation Organization
U
سازمان هواپیمایی کشور
restructures
U
تجدید سازمان کردن
reform
U
اصلاحات تجدید سازمان
cento
U
سازمان پیمان مرکزی
tribalism
U
سازمان وتشکیلات قبیلهای
infrastructure
U
سازمان زیر سازی
world health organization
U
سازمان بهداشت جهانی
united nations organization
U
سازمان ملل متحد
United Nations
U
سازمان ملل متحد
u.n.
U
سازمان ملل متحد
organizing
U
بازار سازمان یافته
type table
U
نوع جدول سازمان
reorganization
U
تجدید سازمان کردن
Organization of American States
U
سازمان دول امریکایی
table of organization and equipment (toe
U
جدول سازمان و تجهیزات
cadres
U
اعضای یک سازمان نظامی
order of battle
U
سازمان نیروهایا یکان
cadre
U
اعضای یک سازمان نظامی
organizes
U
بازار سازمان یافته
organized market
U
بازار سازمان یافته
organising
U
بازار سازمان یافته
reorganised
U
تجدید سازمان کردن
reorganises
U
تجدید سازمان کردن
nonprofit organization
U
سازمان غیر انتفاعی
chief programmer
U
سازمان برنامه نویسی
coast defence
U
سازمان پدافنداز ساحل
organises
U
بازار سازمان یافته
directs
U
مدیریت یا سازمان دهی
organize
U
بازار سازمان یافته
direction
U
سازمان دهی یامدیریت
federative
U
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
OPEC
U
سازمان کشورهای صادرکننده نفت
reorder point
U
نقطه تجدید سازمان یا تجدیدگسترش
organization for european economic coopr
U
سازمان همکاری اقتصادی اروپا
APEC
U
سازمان مرکز همکاریهای اقتصادی
coefficient of relative efficiency organ
U
ضریب نسبی کارایی سازمان
organization of petroleum exporting cont
U
سازمان کشورهای صادرکننده نفت
accountable supply distribution activity
U
سازمان نگهداری سوابق امادی
organization of central american states
U
سازمان دول امریکای مرکزی
e c s c (european coal & steel commissio
U
سازمان متشکل ازنمایندگان بلژیک
consumer organization
U
سازمان حمایت از مصرف کنندگان
sequential file organization
U
سازمان دهی ترتیبی فایل
mafias
U
سازمان سری و قانون شکن
international refugee organization
U
سازمان بین المللی اوارگان
international standards organization
U
سازمان استانداردهای بین المللی
mafias
U
سازمان سری دولت ستیز
ku klux klan
U
سازمان سری ضدسیاهپوستان امریکا
mafia
U
سازمان سری دولت ستیز
north atlantic treaty organization (nato
U
سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
organization for economic co opration
U
سازمان توسعه و همکاری اقتصادی
army management structure
U
سازمان مدیریت نیروی زمینی
gestapo
U
گشتاپو سازمان پلیس مخفی
gosplan
U
سازمان برنامه ریزی شوروی
mafia
U
سازمان سری و قانون شکن
OAS
U
مخفف سازمان کشورهای امریکایی
competroller
U
سازمان کنترل اسناد و بودجه و اعتبارات
eia
U
Association ElectronicIndustries سازمان صنایع الکترونیک
security council
U
شورای امنیت سازمان ملل متحد
international peace force
U
نیروهای حافظ صلح سازمان ملل
integrated revision
U
بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
general assmbly of the united nations
U
مجمع عمومی سازمان ملل متحد
C.I.A
U
مخفف عبارت سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا
interactive
U
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
formation
U
برنامه سازمان دفاعی یاتهاجمی در اغاز هر مسابقه
preprocess
U
اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده
peace keeping forces
U
نیروهای بازدارنده و حافظ صلح سازمان ملل
peace force
U
نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد
NATO
U
مخفف ناتو سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
iso
U
Organization InternationalStandards سازمان بین المللی استانداردها
record
U
سازمان دهی وطول فیلدها ی مختلف در رکورد
task organization
U
سازمان دادان برای رزم برش رزمی
bilateral infrastructure
U
سازمان داخلی متشکل ازاعضای دو جانبه تشکیلات دوجانبه
physical
U
سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
IMA
U
سازمان تخصصی که حاوی موضوعاتی مثل قواعد زبان
national infrastructure
U
سازمان بندی داخلی نیروهای هر ملت در عملیات چند ملیتی
British Standards Institute
U
سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
enterpreneur
U
شخصی که یک سازمان تجاری را پایه گذاری کرده واداره میکند
trust territory
U
ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
The US government agencies dropped the ball in preventing the attack.
U
سازمان های دولتی ایالات متحده در جلوگیری از حمله ناکام شدند .
dumbarton oaks conference
U
شوروی و چین ضمن مذاکراتی شالوده سازمان ملل متحد را ریختند
greenwash
U
نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
profit centre
U
قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
campus network
U
شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
din
U
سازمان استاندارد صنعتی آلمان معمولاگ مربوط به مشخصات ورودی ها و سوکت ها
half area
U
محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
Common Market
U
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
consent
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
ecafe
U
کمیسیون اقتصادی اسیا و خاور دور که در سال 7491 در سازمان ملل تشکیل شده است
The answer to terrorism must be better intelligence and improved international cooperation.
U
پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
ri/sme
U
سازمان تخصصی مهندسین علاقه مند در طراحی واستفاده از روبوت هاof Society the Internationalof EngineersRobotics anufacturing
distributing
U
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributes
U
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distribute
U
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
sig
U
Interest Special زیرمجموعهای از یک سازمان تخصصی یا کلوپ استفاده کنندگان است بااعضایی دارای علاقههای مشترک
security council
U
یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
accumulated depreciation
U
کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
bogota
U
نام شهری در جمهوری کلمبیای امریکا که در سال 8491 کنفرانسی در ان منعقدشد و سازمان دولتهای امریکایی را به وجود اورد
food and agricultural organization
U
از موسسات وابسته به سازمان ملل متحدکه به سال 5491 تاسیس وهدفش بررسی وضع تولیدمحصولات کشاورزی و سایراغذیه است
departmental LAN
U
شبکه محلی کوچک برای اتصال گروه افرادی که در سازمان یا اداره یکسان کار می کنند و اجازه میدهد به کاربران تا از فایلها
yalta conference
U
م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
networking
U
1-سازمان شبکه . 2-اتصال دو یا چند شبکه در یک اتاق یا ساختمانهای مختلف
line up
<idiom>
U
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
association for system management
U
یک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کند
brucsels treaty organization
U
سازمان پیمان بروکسل پیمان دفاعی منعقده بین بلژیک و بریتانیا و فرانسه وهلند و لوکزامبورگ در 8491
rallies
U
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rally
U
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
rallied
U
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
ansi
U
سازمان آمریکایی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری را مشخص میکند که آنچه مربوط به زبانهای سطح بالای برنامه نویس میشود هم شامل آن است
international court of justice
U
دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
united nations organization
U
سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com