Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
free spoken
U
ساده گو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
database
U
مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
databases
U
مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
reduce
U
ساده کردن
reduces
U
ساده کردن
reducing
U
ساده کردن
slick
U
ساده
slickest
U
ساده
unaffected
U
ساده
queried
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queries
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
query
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
querying
U
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
simple
U
ساده
simple
U
ساده دل
simple
U
نادان ساده کردن
simple
U
که استفاده و کار کردن با آن ساده است
simpler
U
ساده
simpler
U
ساده دل
simpler
U
نادان ساده کردن
simpler
U
که استفاده و کار کردن با آن ساده است
simplest
U
ساده
simplest
U
ساده دل
simplest
U
نادان ساده کردن
simplest
U
که استفاده و کار کردن با آن ساده است
basic
U
حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basic
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basics
U
حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basics
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
plotter
U
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotters
U
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
graphics
U
شکل برنامه ریزی شده که روی صفحه غیرگرافیکی بجای حرف قابل نمایش است که در سیستمهای ویدیویی برای نمایش تصاویر ساده به کار می رود
graphics
U
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
graphics
U
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
plainly
U
بطور ساده
carrier
U
ارسال داده ساده
carriers
U
ارسال داده ساده
wire
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wires
U
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
structure
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structures
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structuring
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
surf
U
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات
pigeon
U
ساده وگول خور
pigeons
U
ساده وگول خور
user friendly
U
که استفاده و کار با آن ساده است
user-friendly
U
که استفاده و کار با آن ساده است
bare
U
ساده اشکار
bared
U
ساده اشکار
barer
U
ساده اشکار
bares
U
ساده اشکار
barest
U
ساده اشکار
baring
U
ساده اشکار
foolproof
U
ادم ساده لوح و رک و راست محفوظ از حماقت وکارهای احمقانه
goose
U
ساده لوح واحمق
stencil
U
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stenciled
U
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stenciling
U
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencilled
U
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencilling
U
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencils
U
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
liquidation
U
ساده سازی
unceremonious
U
ساده
unceremoniously
U
ساده
stack
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
primer
U
کتاب راهنما یا کتار دستورات ساده و مثالها که نحوه کار برنامه یا اپراتورهای سیستم جدید را نشان میدهد
primers
U
کتاب راهنما یا کتار دستورات ساده و مثالها که نحوه کار برنامه یا اپراتورهای سیستم جدید را نشان میدهد
plain
U
ساده
plain
U
ساده پوست کنده
plainer
U
ساده
plainer
U
ساده پوست کنده
plainest
U
ساده
plainest
U
ساده پوست کنده
plains
U
ساده
plains
U
ساده پوست کنده
top
U
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
peripheral
U
بخش کوتاه برنامه کامپیوتری که به کاربر امکان دستیابی و کنترل ساده وسیله جانبی میدهد
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
noddy
U
ساده لوح
simple-minded
U
ساده لوح
soft headed
U
ساده لوح
oaf
U
ساده لوح
oafs
U
ساده لوح
plover
U
ابچلیک ساده لوح
plovers
U
ابچلیک ساده لوح
boob
U
ادم کودن واحمق ساده لوح
boobs
U
ادم کودن واحمق ساده لوح
naive
U
ساده و بی تکلف بی ریا
naive
U
ساده
naive
U
ساده لوحانه بدون دقت
naive
U
ساده لوح
explicit
U
ساده
candid
U
صاف و ساده
childlike
U
ساده وبی الایش کودک مانند
edit
U
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
edited
U
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
Other Matches
simple design
U
طرف کف ساده
[هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
mirror carpet
U
طرح آینه
[در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
incomposite
U
ساده
incomplex
U
ساده
simple minded
U
ساده دل
fructose
U
ساده
homespun
U
ساده
unassuming
U
ساده
frugal
U
ساده
simplistic
U
ساده
inexpensive
U
ساده
positive
U
ساده
artless
U
ساده
unmeaning
U
ساده
sheepish
U
ساده دل
sheepishly
U
ساده دل
bald
U
ساده
balder
U
ساده
baldest
U
ساده
baldly
U
ساده
clodhopper
U
ساده
unsophisticated
U
ساده
idiot
U
ساده
freestanding
U
ساده
clean
U
ساده
cleaned
U
ساده
cleanest
U
ساده
cleans
U
ساده
fraudless
U
ساده
fanciless
U
ساده
daff
U
ساده دل
untutored
U
ساده
charmless
U
ساده
downright
U
ساده
taffetized
U
ساده
unaadorned
U
ساده
idiots
U
ساده
clodhoppers
U
ساده
good-humored
U
ساده دل
seemly
<adj.>
U
ساده دل
innocent
<adj.>
U
ساده دل
simple-hearted
<adj.>
U
ساده دل
semplice
U
ساده
simpleminded
U
ساده دل
simple hearted
U
ساده دل
simplex
U
ساده
plain hearted
U
ساده دل
naif
U
ساده
conversable
<adj.>
U
ساده دل
expansive
<adj.>
U
ساده دل
basic circuit
U
مدار ساده
booby
U
ساده لوح
simple structure
U
ساخت ساده
soft eye
U
چشمی ساده
two time
U
دو حرکت ساده
lamb
U
ادم ساده
lambs
U
ادم ساده
simple shear
U
برش ساده
sot
U
ساده لوح
simple stress
U
تنش ساده
simplified
U
ساده شده
simple interest
U
سود ساده
book keeping by single e.
U
دفترداری ساده
simplistic
U
ساده طبع
simple truss
U
خرپای ساده
simplex channel
U
مجرای ساده
simpletons
U
ساده لوح
simple attack
U
حمله ساده
simpleton
U
ساده لوح
sketches
U
نقشه ساده
sketches
U
طرح ساده
sketched
U
نقشه ساده
sketch
U
نقشه ساده
sketch
U
طرح ساده
simplifying
U
ساده سازی
nincompoops
U
ساده لوح
navvies
U
کارگر ساده
underhand service
U
سرویس ساده
simpleminded
U
ساده لوح
nincompoop
U
ساده لوح
credulousness
U
ساده لوحی
credulity
U
ساده لوحی
sketched
U
طرح ساده
unfigured
U
بی صورت ساده
unskilled worker
U
کارگر ساده
penny whistles
U
نی لبک ساده
penny whistle
U
نی لبک ساده
navvy
U
کارگر ساده
simplifying
U
ساده کردن
smpleton
U
ساده لوح
simple mean
U
میانگین ساده
lamblkin
U
ساده لوح
plain paper
U
کاغذ ساده
lamblike
U
ساده لوح
king post truss
U
خرپای ساده
plain rib
U
تیغه ساده
infrugal
U
غیر ساده
plain weave
U
بافت ساده
simple distillation
U
تقطیر ساده
in plain english
U
به انگلیسی ساده
simplifcation
U
ساده سازی
primary cell
U
پیل ساده
simplex transmission
U
مخابره ساده
plain flap
U
فلپ ساده
pick wickian
U
ساده بی تکلف
simple magnet
U
مغناطیس ساده
naivete
U
ساده لوحی
natively
U
بطور ساده
simple fraction
U
کسر ساده
overhand knot
U
گره ساده
perfect gazes
U
گازهای ساده
martin
U
ساده لوح
simple eye
U
چشم ساده
phoneme
U
صدای ساده
phonemes
U
صداهای ساده
simple minded
U
ساده لوح
gullibility
U
ساده لوحی
gowk
U
ساده لوح
simple correlation
U
همبستگی ساده
simple average
U
میانگین ساده
simplifier
U
ساده کننده
empirical formula
U
فرمول ساده
dupable
U
ساده لوح
single bevel but weld
U
جوش لب به لب "وی " ساده
clean collection
U
وصولی ساده
clean bill of lading
U
بارنامه ساده
clean bill
U
برات ساده
single bond
U
پیوند ساده
simple schizophrenia
U
اسکیزوفرنی ساده
cats paw
U
ساده لوح
simple parry
U
دفاع ساده
flat rate
U
نرخ ساده
ingenue
U
دختر ساده
simple compression
U
فشار ساده
gobemouche
U
ساده لوح
galah
U
ساده لوح
gaby
U
ساده لوح
reducible
U
ساده شدنی
frugal food
U
خوراک ساده
simple beam
U
تیر ساده
simple beam
U
تیره ساده
free spokenness
U
ساده گویی
sementem
U
معنی ساده
simple oscillator
U
نوسانگر ساده
single entry
U
حسابداری ساده
simplification
U
ساده سازی
open and shut
U
ساده واضح
plain design
U
طرح کف ساده
(a) snap
<idiom>
U
خیلی ساده
simple bending
U
خمش ساده
goof
U
ادم ساده
goofed
U
ادم ساده
goofing
U
ادم ساده
goofs
U
ادم ساده
dupe
U
ساده لوح
duped
U
ساده لوح
reductions
U
ساده سازی
reduction
U
ساده سازی
plain clothes
U
ساده پوش
simplifications
U
ساده سازی
fall guy
U
ساده لوح
fall guys
U
ساده لوح
credulous
U
ساده لوح
plain-clothes
U
ساده پوش
take it easy
<idiom>
U
ساده بگیر
ingenuous
U
صاف و ساده
dupes
U
ساده لوح
In simple (plain) English.
U
به انگلیسی ساده
simplifies
U
ساده سازی
simplifies
U
ساده کردن
open-and-shut
U
ساده واضح
simplify
U
ساده کردن
duping
U
ساده لوح
deck hand
U
ملوان ساده
primitive
U
شکل ساده
simplify
U
ساده سازی
deck hands
U
ملوان ساده
simple axis of symmetry
U
محور ساده تقارن
gomeral
U
ادم ساده لوح
simple support
U
تکیه گاه ساده
simplex winding
U
سیم پیچ ساده
simple arc
U
لامپ قوسی ساده
simplexed circuit
U
مدار تلفن ساده
gomeril
U
ادم ساده لوح
balanced plain weave
U
بافت ساده یک رو یک زیر
sawney
U
احمق ساده لوح
simple harmonic motion
U
حرکت هماهنگ ساده
simple harmonic motion
U
حرکت نوسانی ساده
prosily
U
بطورکسل کننده یا ساده
proctor compaction test
U
ازمایش تراکم ساده
plain weave
U
پارچه ساده بافت
regular weave
[plain]
U
بافت معمولی و ساده
naif
U
ساده و بی تکلف بی ریا
simple regression
U
رگرسیون ساده دو متغیره
simple periodic current
U
جریان دورهای ساده
simple cubic lattice
U
شبکه مکعبی ساده
low mass
U
عشای ربانی ساده
To lead an easy life .
U
زندگی ساده ای داشتن
oversimplification
U
زیاد ساده کردن
unconfined compression test
U
ازمایش فشار ساده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com