English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
make U ساخت ترکیب
makes U ساخت ترکیب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
confection U ترکیب ساخت
confections U ترکیب ساخت
slice U ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices U ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
glandulation U ترکیب و ساخت غدد
homosphere U قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
date-stone U [سنگ ترکیب شده در دیوار که تاریخ ساخت آن بنا در آن قید شده است.]
Other Matches
work in progress U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic U ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
harmonic motion U اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
isomer U جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomerous U جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
compositions U ترکیب یکان ترکیب رزمی
composition U ترکیب یکان ترکیب رزمی
os/ U سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
structure U ساخت
construction U ساخت
make up U ساخت
synthesis U ساخت
syntheses U ساخت
designs U ساخت
fabrication U ساخت
invenit U ساخت
constructions U ساخت
structures U ساخت
manufactured U ساخت
manufactures U ساخت
unstructured U بی ساخت
manufacture U ساخت
workmanship U ساخت
generation U ساخت
generations U ساخت
structuring U ساخت
manufactory U ساخت
substandard U بد ساخت
manufacturing U ساخت
performance U ساخت
fecit U ساخت
compositions U ساخت
formation U ساخت
conformation U ساخت
form U ساخت
formed U ساخت
forms U ساخت
composition U ساخت
built U ساخت
performances U ساخت
make-up U ساخت
habitus U ساخت
design U ساخت
texture U ساخت
textures U ساخت
making U ساخت
manufacturing process U فرایند ساخت
reconstituted U تجدید ساخت
makes U ساختمان ساخت
production cost U ارزش ساخت
static structure U ساخت ایستا
make U ساختمان ساخت
structuralist U ساخت گرای
structuralists U ساخت گرای
program structure U ساخت برنامه
building block U کنده ساخت
make U رسیدن به ساخت
prototyping U ساخت یک نمونه
machine made U ساخت ماشین
simple structure U ساخت ساده
social strcture U ساخت اجتماعی
production time U زمان ساخت
production process U روند ساخت
power structure U ساخت قدرت
manufacturing process U پویش ساخت
tree structure U ساخت درختی
market structure U ساخت بازار
mental structure U ساخت ذهنی
graft U ساخت وپاخت
grafted U ساخت وپاخت
grafts U ساخت وپاخت
building blocks U کنده ساخت
new built U تازه ساخت
new buit U تازه ساخت
unstructured interview U مصاحبه بی ساخت
manufacturing cost U هزینه ساخت
manufacture process U فراگرد ساخت
elaborate U ساخت استاد
elaborates U ساخت استاد
elaborating U ساخت استاد
population structure U ساخت جمعیت
tectonic U زمین ساخت
tectonics U زمین ساخت
phrase structure U با ساخت عبارتی
personality structure U ساخت شخصیت
perceptual structure U ساخت ادراکی
well made U خوش ساخت
manufacture cost U ارزش ساخت
manufacture process U فرایند ساخت
newmade U تازه ساخت
elaborated U ساخت استاد
dynamic structure U ساخت پویا
factory order U سفارش ساخت
family structure U ساخت خانواده
shops U محل ساخت
shopped U محل ساخت
shop U محل ساخت
reconstituting U تجدید ساخت
reconstitutes U تجدید ساخت
reconstitute U تجدید ساخت
field strcture U ساخت میدانی
file structure U ساخت پرونده
formatio reticularis U ساخت شبکهای
reticular formation U ساخت شبکهای
group structure U ساخت گروهی
assembly U نصب ساخت
home made U ساخت داخلی
home made U ساخت بومی
brand name U علامت ساخت
brand names U علامت ساخت
block structure U ساخت کندهای
block structured U با ساخت کندهای
american make U ساخت امریکایی
capital structure U ساخت سرمایه
agro industry U کشت و ساخت
affect structure U ساخت عاطفه
class structure U ساخت طبقاتی
structuralism U ساخت گرایی
covin U ساخت وپاخت
covinous U ساخت وپاختی
data structure U ساخت داده ها
deep structure U ژرف ساخت
home-made U ساخت میهن
collusion U ساخت و پاخت
collusion U ساخت وپاخت
control structure U ساخت کنترل
design and construction U طراحی و ساخت
manufacturing U صنعت ساخت
man-made U ساخت بشر
man made U ساخت بشر
makes U رسیدن به ساخت
structure U ساختار ساخت
productions U ارائه ساخت
structures U ساختار ساخت
structuring U ساختار ساخت
rebuild U تجدید ساخت
rebuilds U تجدید ساخت
structured U دارای ساخت
structured U ساخت یافته
forbade U نا مقدور ساخت
homemade U ساخت میهن
infra structure U زیر ساخت
production U ارائه ساخت
workmanship U کار ساخت
latent structure U ساخت نهفته
he betray himself U او خودرا رسوا ساخت
production U عمل اوری ساخت
production U کنترل ساخت یک محصول
production U سرعت ساخت محصول
productions U عمل اوری ساخت
development order U دستور ساخت اماد
colluded U ساخت وپاخت کردن
collude U ساخت وپاخت کردن
the lord will provide U خداوسیله خواهد ساخت
Intel U بیتی ساخت intel
colluding U ساخت وپاخت کردن
it occasioned his death U مرگ اورافراهم ساخت
make or buy decision U تصمیم به ساخت یاخرید
man made goods U کالاهای ساخت بشر
man made wealth U ثروت ساخت بشر
productions U سرعت ساخت محصول
productions U کنترل ساخت یک محصول
colludes U ساخت وپاخت کردن
layout U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
design U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
style U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
clay brick U آجر [ساخت و ساختمان]
brick-bat U آجر [ساخت و ساختمان]
clinker U آجر [ساخت و ساختمان]
packaging U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
make-up U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
fabrication U ساختمان طرز ساخت
manufactures U عمل اوردن ساخت
manufacture U عمل اوردن ساخت
constructs U ایجاد کردن ساخت
constructing U ایجاد کردن ساخت
constructed U ایجاد کردن ساخت
construct U ایجاد کردن ساخت
structured walkthroughs U بررسیهای ساخت یافته
structural psychology U روانشناسی ساخت گرا
structured english U انگلیسی ساخت یافته
What can't be cured must be endured. <idiom> U باید سوخت و ساخت.
manufactured U عمل اوردن ساخت
structured interview U مصاحبه ساخت دار
brick U آجر [ساخت و ساختمان]
claybrick U آجر [ساخت و ساختمان]
productions U ساخت مواد برای فروش
construction costs U هزینه های ساخت و ساز
barrow [wheelbarrow] U فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
wheel barrow U فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
chemotrophic treatment U تسویه خوراک ساخت شیمیایی
clinker U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
aircraft company U شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
production U ساخت مواد برای فروش
clay brick U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
brick-bat U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
You cannot make bricks without straw. <proverb> U بى کاه نتوان خشت ساخت .
weheelbarrow U فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
file structure U ساخت پرونده ساختمان فایل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com