English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 252 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fabrication U ساختمان طرز ساخت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
make U ساختمان ساخت
makes U ساختمان ساخت
daedalus U نام معماری که ساختمان پرپیچ و خم جزیره کرت را ساخت
file structure U ساخت پرونده ساختمان فایل
trowel U ماله آجر کاری [ابزار] [ساخت و ساختمان]
brick trowel U ماله آجر کاری [ابزار] [ساخت و ساختمان]
bricklayer's trowel U ماله آجر کاری [ابزار] [ساخت و ساختمان]
mason's trowel U ماله آجر کاری [ابزار] [ساخت و ساختمان]
trowel U ماله گچ کاری [ابزار] [ساخت و ساختمان]
plummet U شاقول [ابزار] [ساخت و ساختمان]
plumbline U شاقول [ابزار] [ساخت و ساختمان]
plumb bob U شاقول [ابزار] [ساخت و ساختمان]
spirit level U تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
bubble level U تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
level U تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
camper level U تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
brick U آجر [ساخت و ساختمان]
claybrick U آجر [ساخت و ساختمان]
clinker U آجر [ساخت و ساختمان]
brick-bat U آجر [ساخت و ساختمان]
clay brick U آجر [ساخت و ساختمان]
brick U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
claybrick U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
clinker U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
brick-bat U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
clay brick U آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
cement mixer U بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
concrete mixer U بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
ready-mix truck U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
transit-agitator truck U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
transit-truck mixer U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
cement truck U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
ready-mix truck U تراک میکسر [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
transit-agitator truck U تراک میکسر [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
transit-truck mixer U تراک میکسر [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
cement truck U تراک میکسر [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
ready-mix truck U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
transit-agitator truck U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
transit-truck mixer U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
cement truck U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
shovel U بیل [ابزار] [ساخت و ساختمان]
Industrialized building U [تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
earthmover [bulldozer] U بولدوزر [ساخت و ساختمان] [وسایل نقلیه]
caterpillar bulldozer U بولدوزر [ساخت و ساختمان] [وسایل نقلیه]
dozer [colloquial] [bulldozer] U بولدوزر [ساخت و ساختمان] [وسایل نقلیه]
weheelbarrow U فرغون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
wheel barrow U فرغون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
barrow [wheelbarrow] U فرغون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
weheelbarrow U فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
wheel barrow U فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
barrow [wheelbarrow] U فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
Other Matches
building system U اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
work in process U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in progress U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
outline assembly drawing U نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
Visual Basic U ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
angle-post U [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer U فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dependency U [قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building U ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
coach-house U ساختمان خدمه [در کنار ساختمان اصلی]
civil engineering contractor U مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
building enterprise U مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
os/ U سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
enterprise network U شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
block structure U ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
constructional feature U ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
double shell constraction U ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
rotunda U ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil U شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
rotonda U ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotundas U ساختمان مدور ساختمان گنبددار
overbuild U زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
base shear U نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
formula U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
construction batalion U گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
modular construction U ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
performances U ساخت
constructions U ساخت
make-up U ساخت
making U ساخت
syntheses U ساخت
built U ساخت
generations U ساخت
generation U ساخت
compositions U ساخت
fecit U ساخت
habitus U ساخت
manufactory U ساخت
invenit U ساخت
conformation U ساخت
make up U ساخت
composition U ساخت
designs U ساخت
manufactures U ساخت
manufactured U ساخت
manufacture U ساخت
workmanship U ساخت
textures U ساخت
structuring U ساخت
unstructured U بی ساخت
manufacturing U ساخت
fabrication U ساخت
performance U ساخت
design U ساخت
texture U ساخت
formation U ساخت
formed U ساخت
forms U ساخت
form U ساخت
synthesis U ساخت
substandard U بد ساخت
construction U ساخت
structures U ساخت
structure U ساخت
shopped U محل ساخت
covinous U ساخت وپاختی
control structure U ساخت کنترل
brand names U علامت ساخت
brand name U علامت ساخت
american make U ساخت امریکایی
data structure U ساخت داده ها
shops U محل ساخت
deep structure U ژرف ساخت
dynamic structure U ساخت پویا
agro industry U کشت و ساخت
collusion U ساخت و پاخت
affect structure U ساخت عاطفه
manufacturing cost U هزینه ساخت
block structure U ساخت کندهای
reconstituting U تجدید ساخت
block structured U با ساخت کندهای
collusion U ساخت وپاخت
capital structure U ساخت سرمایه
class structure U ساخت طبقاتی
structuralism U ساخت گرایی
shop U محل ساخت
home-made U ساخت میهن
covin U ساخت وپاخت
design and construction U طراحی و ساخت
program structure U ساخت برنامه
production time U زمان ساخت
production cost U ارزش ساخت
production process U روند ساخت
power structure U ساخت قدرت
population structure U ساخت جمعیت
phrase structure U با ساخت عبارتی
personality structure U ساخت شخصیت
perceptual structure U ساخت ادراکی
prototyping U ساخت یک نمونه
simple structure U ساخت ساده
manufacturing U صنعت ساخت
structuralists U ساخت گرای
structuralist U ساخت گرای
well made U خوش ساخت
tree structure U ساخت درختی
tectonics U زمین ساخت
tectonic U زمین ساخت
static structure U ساخت ایستا
social strcture U ساخت اجتماعی
newmade U تازه ساخت
new buit U تازه ساخت
infra structure U زیر ساخت
homemade U ساخت میهن
home made U ساخت بومی
home made U ساخت داخلی
group structure U ساخت گروهی
reticular formation U ساخت شبکهای
formatio reticularis U ساخت شبکهای
file structure U ساخت پرونده
field strcture U ساخت میدانی
family structure U ساخت خانواده
latent structure U ساخت نهفته
machine made U ساخت ماشین
new built U تازه ساخت
mental structure U ساخت ذهنی
market structure U ساخت بازار
manufacturing process U پویش ساخت
manufacturing process U فرایند ساخت
manufacture process U فراگرد ساخت
manufacture process U فرایند ساخت
manufacture cost U ارزش ساخت
unstructured interview U مصاحبه بی ساخت
factory order U سفارش ساخت
structure U ساختار ساخت
grafted U ساخت وپاخت
building block U کنده ساخت
elaborate U ساخت استاد
elaborated U ساخت استاد
elaborates U ساخت استاد
elaborating U ساخت استاد
building blocks U کنده ساخت
structures U ساختار ساخت
grafts U ساخت وپاخت
production U ارائه ساخت
graft U ساخت وپاخت
rebuild U تجدید ساخت
assembly U نصب ساخت
structuring U ساختار ساخت
rebuilds U تجدید ساخت
workmanship U کار ساخت
forbade U نا مقدور ساخت
structured U ساخت یافته
structured U دارای ساخت
confections U ترکیب ساخت
make U ساخت ترکیب
makes U ساخت ترکیب
reconstituted U تجدید ساخت
man-made U ساخت بشر
productions U ارائه ساخت
makes U رسیدن به ساخت
man made U ساخت بشر
reconstitute U تجدید ساخت
reconstitutes U تجدید ساخت
confection U ترکیب ساخت
make U رسیدن به ساخت
productions U عمل اوری ساخت
manufacture U عمل اوردن ساخت
manufactured U عمل اوردن ساخت
manufactures U عمل اوردن ساخت
production U سرعت ساخت محصول
collude U ساخت وپاخت کردن
construct U ایجاد کردن ساخت
constructed U ایجاد کردن ساخت
constructing U ایجاد کردن ساخت
constructs U ایجاد کردن ساخت
colluded U ساخت وپاخت کردن
colluding U ساخت وپاخت کردن
production U عمل اوری ساخت
colludes U ساخت وپاخت کردن
production U کنترل ساخت یک محصول
development order U دستور ساخت اماد
design U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
layout U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
packaging U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
make-up U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
glandulation U ترکیب و ساخت غدد
it occasioned his death U مرگ اورافراهم ساخت
structured walkthroughs U بررسیهای ساخت یافته
the lord will provide U خداوسیله خواهد ساخت
style U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
productions U کنترل ساخت یک محصول
productions U سرعت ساخت محصول
he betray himself U او خودرا رسوا ساخت
make or buy decision U تصمیم به ساخت یاخرید
man made wealth U ثروت ساخت بشر
man made goods U کالاهای ساخت بشر
structural psychology U روانشناسی ساخت گرا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com