English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
valence bond structure U ساختار پیوند والانسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bivalent U دو والانسی
monovalent crystal U بلور تک والانسی
valence theory U نظریه والانسی
hydrogen bonding U پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
hierarchy U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies U روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
architecture U ساختار
structure ساختار
structures U ساختار
structuring U ساختار
network stracture U ساختار شبکه
helical structure U ساختار مارپیچی
ingots structure U ساختار شمش
structure factor U عامل ساختار
structure chart U نمودار ساختار
nested structure U ساختار لانهای
tree structure U ساختار درخت
grain structure U ساختار بلوری
age structure U ساختار سنی
control structure U ساختار کنترلی
fine structure U ساختار فریف
atomic structure U ساختار اتمی
file structure U ساختار فایل
superstructure U ساختار بالا
shell structure U ساختار لایهای
lewis structure U ساختار لوویس
close packed structure U ساختار تنگچین
network structure U ساختار شبکهای
nuclear structure U ساختار هستهای
molecular structure U ساختار مولکولی
loop structure U ساختار حلقهای
list structure U ساختار لیست
linear structure U ساختار خطی
kekule structure U ساختار ککوله
pyramidal structure U ساختار هرمی
inverted structure U ساختار معکوس
relational structure U ساختار رابطهای
ring structure U ساختار حلقهای
internal structure U ساختار داخلی
institutional structure U ساختار نهادی
selection structure U ساختار گزینشی
sequence structure U ساختار ترتیبی
factor structure U ساختار عاملی
electronic structure U ساختار الکترونی
structure [first order] U ساختار [ریاضی]
block structure U ساختار بلوکی
economic structure U ساختار اقتصادی
structures U ساختار ساخت
structure U ساختار ساخت
crane construction U ساختار جرثقیل
cellular structure U ساختار شبکهای
band structure U ساختار نواری
fabric U ساختار ساختمان
diamond structure U ساختار الماس
crystal structure U ساختار بلور
structuring U ساختار ساخت
data structure U ساختار داده ها
superstructures U ساختار بالا
decision structure U ساختار تصمیم
crystalline structure U ساختار بلوری
algebraic structure U ساختار جبری [ریاضی]
straight chain structure U ساختار راست زنجیر
centralized network configuration U ساختار شبکهای متمرکز
cubic closed packed structure U ساختار مکعبی تنگچین
sequence control structure U ساختار کنترل ترتیبی
structure U پی ریزی کردن ساختار
secondary structure of portein U ساختار دوم پروتئین
database structure U ساختار پایگاه داده ها
loop control structure U ساختار کنترل حلقه
hydrogen depleted structure U ساختار هیدروژن زدوده
branch control structure U ساختار کنترل انشعاب
structures U پی ریزی کردن ساختار
graphic data structure U ساختار داده گرافیکی
contiguous data structure U ساختار دادههای همجوار
hierachical structure U ساختار سلسله مراتبی
infrastructure U ساختار یا سرویس ابتدایی
hyperfine structure U ساختار فوق فریف
tertiary structure of protein U ساختار سوم پروتئین
work breakdown structure U ساختار تفکیک کار
structuralists U وابسته به ساختار گرایی
sequential data structure U ساختار ترتیبی داده
structuralist U وابسته به ساختار گرایی
structuring U پی ریزی کردن ساختار
structured design U طراحی ساختار یافته
bond U پیوند
ligature U خط پیوند
anastomosis U پیوند
colligation U پیوند
associates U هم پیوند
associated U هم پیوند
graftage U پیوند
associate U هم پیوند
grafter U پیوند زن
linkage U پیوند
strapping U پیوند
inosculation U پیوند رگ ها
inosculation U رگ پیوند
imping U پیوند
grafting U پیوند
linkages U پیوند
consociation U پیوند
nexus U پیوند
bonding U پیوند
link U پیوند
hyphen U پیوند
hyphens U پیوند
grafted U پیوند
zonule U پیوند
grafts U پیوند
graft U پیوند
synthesis U پیوند
merging U پیوند
syntheses U پیوند
transplantation U پیوند
connexion U پیوند
associating U هم پیوند
connexions U پیوند
ligament U پیوند
unrelated U بی پیوند
slurring U پیوند
slurred U پیوند
ligaments U پیوند
connection U پیوند
slur U پیوند
relation U پیوند
slurs U پیوند
node U نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
nodes U نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
wurtzite U ساختار شش گوشهای روی سولفید
implication U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implications U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
inclusion U عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
hierarchies U ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierarchy U ساختار دادهای سلسله مراتبی
branched chain structure U ساختار زنجیری شاخه دار
pawn structure U ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
leaf U گره آخر در ساختار درختی
definitions U شرح ساختار در برنامه یا سیستم
definition U شرح ساختار در برنامه یا سیستم
electrovalent bond U پیوند الکترووالانسی
eye splice U پیوند چشمی
equatorial bond U پیوند استوایی
engraft U پیوند زدن
dynamic link U پیوند پویا
underpass approach U سرازیری پیوند
covalent bond U پیوند کووالانسی
cross breeding U پیوند دوجنس
crossbreed U پیوند زدن
defragmentation U پیوند تکه ها
cut splice U پیوند میانی
data link U پیوند دادهای
dative bond U پیوند داتیو
data link U پیوند داده
double bond U پیوند دوگانه
peptide bond U پیوند پپتیدی
doubly linked U با پیوند مضاعف
communications link U پیوند مخابراتی
syntropy U پیوند سالم
outcrossing U پیوند دو نژاد
outer connection U پیوند برونی
synchondrosis U پیوند غضروفی
linker U پیوند دهنده
linkage time U زمان پیوند
link register U ثبات پیوند
peptide linkage U پیوند پپتیدی
polar bond U پیوند قطبی
osteoplasty U پیوند استخوانی
localized bond U پیوند مستقر
multiple bond U پیوند چندگانه
neural bond U پیوند عصبی
ogee U منحنی پیوند
mismarriage U پیوند نامناسب
metallic bond U پیوند فلزی
mesalliance U پیوند ناجور
organ transplantation U پیوند عضو
long splice U پیوند بلند
ionic bond U پیوند یونی
radio link U پیوند رادیویی
transplantable U پیوند شدنی
hydrogen bond U پیوند هیدروژنی
protocol U پیوند نامه
heat affected zone U ناحیه پیوند
triple bond U پیوند سه گانه
underpass approach U نشیب پیوند
warm link U پیوند گرم
graftage U پیوند زنی
tie bar U اهن پیوند
hyphenate U با خط پیوند نوشتن
root graft U پیوند ریشهای
sailmaker splice U پیوند چادردوز
short splice U پیوند کوتاه
single bond U پیوند یگانه
single bond U پیوند ساده
splicer U پیوند دهنده
syndesmosis U پیوند رباطی
three center bonding U پیوند سه مرکزی
multivincular U بسیار پیوند
communication link U پیوند ارتباطی
splicing U پیوند زدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com