English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
superannuated U زیاد کهنه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
well worn U زیاد کار کرده کهنه
well-worn U زیاد کار کرده کهنه
Other Matches
clouting U پارچه کهنه کهنه
clouted U پارچه کهنه کهنه
clout U پارچه کهنه کهنه
clouts U پارچه کهنه کهنه
load call U وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition U احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep. U زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild U زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect U کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
archaic U کهنه
tatters U کهنه
poky U کهنه
worn out U کهنه
out of d. U کهنه
wadding U کهنه
old-fashioned U کهنه
kettle holder U کهنه
worm eaten U کهنه
obsolescent U کهنه
worn-out U کهنه
knacker U کهنه خر
musty U کهنه
trity U کهنه
fusty U کهنه
rags U کهنه
fustiest U کهنه
fustier U کهنه
fogram U کهنه
shabbly U کهنه
trite U کهنه
behindhand U کهنه
gray U کهنه
weatherbeaten U کهنه
dossil U کهنه
ragman U کهنه خر
antiquated U کهنه
timeworn U کهنه
rag U کهنه
dowdy U کهنه
obsolete U کهنه
age-old U کهنه
ragged U کهنه
olden U کهنه
lint U کهنه
antique U کهنه
behind the times U کهنه
antiques U کهنه
mucid U کهنه
by gone U کهنه
outworn U کهنه
pokey U کهنه
obsolescence U کهنه گی
pokier U کهنه
crusted U کهنه
rungs U کهنه
run-down U کهنه
run down U کهنه
pokiest U کهنه
stale U کهنه
tacky U کهنه
age old U کهنه
wad U کهنه
weatherworn U کهنه
wads U کهنه
old timer U کهنه کار
boneman U کهنه فروش
old-timer U کهنه کار
dabbed U کهنه را نم زدن
dab U کهنه را نم زدن
oldest U کهنه کار
A pair of old pants ( trousers ) . U یک شلوار کهنه
ogygian U بسیار کهنه
fripper U کهنه فروش
obscurantism U کهنه پرستی
fripperer U کهنه فروش
duddy U کهنه پوش
duddie U کهنه پوش
wad U کهنه نمد
wads U کهنه نمد
ancient U کهن کهنه
codex U دستخط کهنه
obsolesce U کهنه شدن
oldest U پیرانه کهنه
old U کهنه کار
shabbier U کهنه ژنده
shabbiest U کهنه ژنده
shabby U کهنه ژنده
antiquate U کهنه کردن
old U پیرانه کهنه
dabs U کهنه را نم زدن
old-timers U کهنه کار
older U کهنه کار
the old world U جهان کهنه
older U پیرانه کهنه
mouldy U کهنه وفاسد
wall rue U سداب کهنه
thread bare U فرش کهنه
old wool U پشم کهنه
veterans U کهنه سرباز
pseudo archaic U کهنه نما
junk U کهنه و کم ارزش
age U کهنه کردن
fuddy-duddy U کهنه اندیش
back number U شماره کهنه
hunkerism U کهنه پرستی
back number U چیز کهنه
veterans U کهنه کار
dodoes U کهنه پسند
sour dough U کهنه کار
veteran U کهنه کار
duds U رخت کهنه
veteran U کهنه سرباز
fuddy-duddies U کهنه اندیش
dead U منسوخ کهنه
dodos U کهنه پسند
unworn U کهنه نشده
back numbers U شماره کهنه
back numbers U چیز کهنه
dodo U کهنه پسند
uptight U کهنه پرست
fogyism U کهنه پرستی
green meat U گوشت کهنه
fogyish U کهنه پرست
rags U کهنه شدن
aging U کهنه شدن
aging U کهنه کردن
superannuate U کهنه شدن
stale joke U جوک کهنه
rag U کهنه شدن
ages U کهنه کردن
unreconstructed U کهنه پرست
Neanderthal U خیلی کهنه
wash linen U کهنه فرفشویی
lint U کهنه فتیله
rag picker U کهنه برچین
ragman U کهنه فروش
trade something in <idiom> U تعویض وسایل کهنه
passe U کهنه مسلک گذشته
bric a brac U اشیاء کهنه وعتیقه
wear out U کهنه و فرسوده شدن
bibliopolism U فروش کتابهای کهنه
sea dog U ملوان کهنه کار
knackery U جنس بنجل و کهنه
he has seen sevice U کهنه کار است
glass cloth U کهنه شیشه پاک کن
outwear U کهنه شدن گذراندن
ragpicker U کهنه و ژنده جمع کن
hach U زیاداستعمال کردن کهنه
tampons U پنبه یا کهنه قاعدگی
to pick rags U کهنه برچینی کردن
antediluvian U ادم کهنه پرست
stager U ادم کهنه کار
paleology U دانش چیزهای کهنه
back out U کهنه و فرسوده شدن
dishcloths U کهنه فرف شویی
dishcloth U کهنه فرف شویی
one nails drives another U غم جدید غم کهنه را بر از یاد
tampon U پنبه یا کهنه قاعدگی
Antiguated U آنتیک ،کهنه،قدیمی
jalopies U اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
jalopy U اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
ages U : پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
Old clothes ( houses ) . U لباس ( خانه های) کهنه
articlcs of virtu U کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
age U : پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
bibliopoly U فروش کتابهای کهنه یاعتیق
ragbag U کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
ragbags U کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
veteran skill U مهارت و کهنه کاری کارازمودگی
vets U بیطاری کردن کهنه سرباز
modified stock car U اتومبیل با بدنه کهنه و موتورجدید
junk U طناب کهنه کاغذ پاره
vetted U بیطاری کردن کهنه سرباز
fossilised U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilises U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
he is a past master in U او در استاد یا کهنه کار است
fossilizing U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilize U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
demode U ازمد افتاده کهنه شده
fossilising U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
She's quite a back number. <idiom> U او [زن] آدم کهنه فکری است.
vet U بیطاری کردن کهنه سرباز
old fashioned U کهنه پرست محافظه کار
snot rag U کهنه بینی پاک کنی
dish towel U کهنه فرف خشک کنی
God bless [you] ! U خدا حافظ [واژه کهنه]
fossilizes U سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
The old paper money is called in. U اسکناسهای کهنه از جریان خارج می شوند
tampons U توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
tampon U توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
fin de siecle U وابسته به اخرقرن نوزدهم کهنه شونده
campaigners U سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
Who is worse shod than the shoemakers wife?. <proverb> U کهنه تر از کفش زن کفاش ,کفشى هست ؟.
obsoletism U بکار بردن واژههای کهنه یامهجور
His political beliefs are old hat now . U عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
mossyback U ادم کهنه پرست یا محافظه کار
mossback U ادم کهنه پرست یا محافظه کار
campaigner U سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
shopworn U کهنه ورنگ رفته در اثرماندن در مغازه
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) . U این حرفها دیگه کهنه شده است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com