Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 221 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
overmoke
U
زیاد دود داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
high
U
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest
U
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highs
U
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
abounded
U
زیاد بودن وفور داشتن
abounding
U
زیاد بودن وفور داشتن
abounds
U
زیاد بودن وفور داشتن
speculate
U
انتظار سودو زیاد داشتن
speculated
U
انتظار سودو زیاد داشتن
speculates
U
انتظار سودو زیاد داشتن
speculating
U
انتظار سودو زیاد داشتن
overstock
U
زیاد ذخیره کردن موجودی بیش از حدلزوم داشتن
pick and choose
U
در سوا کردن چیزی دقت ووسواس زیاد داشتن
to have a thing at heart
U
بچیزی زیاد دلبستگی داشتن
to strain at anything
U
در زیر فشارچیزی تقلاکردن زیاد در چیزی باریک شدن یاوسواس داشتن
set store on (by)
<idiom>
U
خواستارنگهداری ،ارزش زیاد داشتن
stand (someone) in good stead
<idiom>
U
سود زیاد برای شخص داشتن
up to one's ears in work
<idiom>
U
کارهای زیاد برای انجام داشتن
money to burn
<idiom>
U
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
to hold somebody in great respect
U
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
to have one's work cut out
[for one]
<idiom>
U
کار خیلی زیاد و سخت داشتن
Other Matches
load call
U
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
U
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep.
U
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
long
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up
U
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down
U
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
abhors
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
mean
U
مقصود داشتن هدف داشتن
meaner
U
مقصود داشتن هدف داشتن
meanest
U
مقصود داشتن هدف داشتن
to have by heart
U
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
resides
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
proffer
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
hope
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
proffering
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
hoping
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
cost
U
قیمت داشتن ارزش داشتن
differs
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
abhorred
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
abhorring
U
بیم داشتن از ترس داشتن از
hopes
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped
U
انتظار داشتن ارزو داشتن
proffered
U
تقدیم داشتن عرضه داشتن
reside
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
differed
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differ
U
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
resided
U
اقامت داشتن مسکن داشتن
upkeep
U
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
surcharges
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
U
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
to have something in reserve
U
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
long for
U
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life
<idiom>
U
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
plaguily
U
زیاد
thickest
U
زیاد
squeamishly
U
زیاد
swingeing
U
زیاد
fulsome
U
زیاد
plethoric
U
زیاد
muckle
U
زیاد
mickle or muckle
U
زیاد
mickle
U
زیاد
much
U
زیاد
supererogatory
U
زیاد
immane
U
زیاد
in excess
U
زیاد
heartbreak
U
غم زیاد
in quantities
U
زیاد
large adv
U
زیاد
highly
U
زیاد
rife
U
زیاد
highs
U
زیاد
high
U
زیاد
quite a few
<idiom>
U
زیاد
highest
U
زیاد
intensely
U
زیاد
great
U
زیاد
copious
U
زیاد
ranksack
U
زیاد
greatest
U
زیاد
many
U
زیاد
late
U
زیاد
intense
U
زیاد
too
U
زیاد
generous
U
زیاد
thick
U
زیاد
no end of
U
زیاد
superabundant
U
زیاد
numerous
U
زیاد
squeamishness
U
زیاد
outrageously
U
زیاد
heavily
U
زیاد
effusively
U
زیاد
greatly
U
زیاد
overmuch
U
زیاد
heart break
U
غم زیاد
mortally
U
زیاد
glaring
U
زیاد
hugely
U
زیاد
tremendously
U
زیاد
immoderate
U
زیاد
intensively
U
زیاد
wide
U
زیاد
wider
U
زیاد
for all the world
U
بی کم و زیاد
widest
U
زیاد
thicker
U
زیاد
populous
U
زیاد
profoundly
U
زیاد
very
U
زیاد
extensive
U
زیاد
overly
U
زیاد
extortionate
U
زیاد
great-
U
زیاد
extortionary
U
زیاد
excessive
U
زیاد
to a large extent
U
زیاد
egregiously
U
زیاد
too much
U
زیاد
not a lettle
U
زیاد
widely
U
زیاد
over and above
U
زیاد
profusely
U
زیاد
vastly
U
زیاد
rigors
U
دقت زیاد
rigorously
U
با دقت زیاد
long range
U
با برد زیاد
swarms
U
دسته زیاد
exceedingly
U
بحد زیاد
quaffs
U
زیاد نوشیدن
quaffing
U
زیاد نوشیدن
quaff
U
زیاد نوشیدن
vast
U
مقدار زیاد
superannuated
U
زیاد کهنه
rigours
U
دقت زیاد
quaffed
U
زیاد نوشیدن
rigour
U
دقت زیاد
manifold
U
بسیار زیاد
sky high
U
درارتفاع زیاد
sky-high
U
درارتفاع زیاد
mort
U
مقدار زیاد
long precision
U
دقت زیاد
my grief was intensified
U
غصه من زیاد
musk cat
U
گریه زیاد
mass bombing
U
بمباران زیاد
mass casualties
U
تلفات زیاد
much rain
U
باران زیاد
onding
U
بارندگی زیاد
ecstasy
U
حظ یاخوشی زیاد
ecstasies
U
حظ یاخوشی زیاد
desperation
U
نومیدی زیاد
downpours
U
بارندگی زیاد
over estimate
U
زیاد براوردکردن
magna cum laude
U
با امتیاز زیاد
vast
U
زیاد عظیم
downpour
U
بارندگی زیاد
terror
U
ترس زیاد
extreme
U
خیلی زیاد
terrors
U
ترس زیاد
ravenously
U
با گرسنگی زیاد
exceeding
U
خیلی زیاد
extravagantly
U
با افراط زیاد
considerably
U
نسبتا"زیاد
obstipation
U
یبوست زیاد
macro
U
رشد زیاد
high altitude
U
ارتفاع زیاد
d. haste
U
شتاب زیاد
h.f.
U
بسامد زیاد
grnish
U
زیاد کردن
furor
U
خشم زیاد
high relief
U
برجستگی زیاد
full tilt
U
باسرعت زیاد
frequent visiting
U
دیدنی زیاد
heavier
U
زیاد سخت
floridly
U
با ارایش زیاد
consumedly
U
بطور زیاد
carnosity
U
گوشت زیاد
boisterously
U
باصدای زیاد
high altitude
U
از ارتفاع زیاد
heavies
U
زیاد سخت
superabundant
U
خیلی زیاد
heavy poll
U
رایهای زیاد
at a great penny worth
U
به بهای زیاد
at a great rat
U
بسرعت زیاد
at long intervals
U
بفواصل زیاد
augmenter
U
زیاد کننده
bad nip
U
تای زیاد
tremendous
U
مقدار زیاد
finicality
U
خودارایی زیاد
fervidness
U
گرمی زیاد
propagated
U
زیاد کردن
diuresis
U
ادرار زیاد
propagates
U
زیاد کردن
large-scale
U
بمقدار زیاد
propagating
U
زیاد کردن
excessive eating
U
خوردن زیاد
large scale
U
بمقدار زیاد
heavy
U
زیاد سخت
eclat
U
سروصدا زیاد
diaphoresis
U
عرق زیاد
propagate
U
زیاد کردن
desudation
U
خوی زیاد
fervidity
U
گرمی زیاد
exuberantly
U
بفراوانی زیاد
dense ignorance
U
نادانی زیاد
exquisite taste
U
سلیقه زیاد
vehemently
U
باحرارت زیاد
vehement
U
باحرارت زیاد
deprecation
U
افهاربیمیلی زیاد
desudation
U
عرق زیاد
excessive love
U
دوستی زیاد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com