Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
vertical sand drainage
U
زهکشهای قائم ماسهای چاه زهکش ماسهای زهکشهای ایستاده ماسهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sabulous
U
ماسهای
sandy
U
ماسهای
arenaceous
U
ماسهای
sand mastic
U
ماستیک ماسهای
sandy soil
U
زمین ماسهای
sand cushion
U
بستر ماسهای
argilloarenaceous
U
خاک رس ماسهای
sand castings
U
قطعه ریختگی ماسهای
sand casting
U
ریخته گری ماسهای
dry sand molding
U
قالبریزی ماسهای خشک
dry sand mold
U
قالب ماسهای خشک
loam molding
U
قالب گیری ماسهای
loam molding shop
U
قالب گیری ماسهای
dry sand casting
U
ریخته گری ماسهای خشک
sand equivalent
U
درجه ماسهای بودن خاک
trap shot
U
ضربه به گوی از محدوده ماسهای
sand casting
U
ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
trapped
U
زمینی که دارای محدوده یاتلههای ماسهای بصورت مانع باشد
black wash
U
نوع دیگری ازگرافیت و کک و ذغال سخت یامواد الی است که با مایعی بطور معلق و برای پوشش ماهیچههای تر و قالبهای ماسهای به کار برده میشود
open ditches
U
زهکشهای روباز
surface drains
U
زهکشهای سطحی
junction well
U
چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
vertical retort tar
U
قطران کورههای ایستاده قطران قرعهای ایستاده
standing
U
ایستاده
static
U
ایستاده
stalled tank
U
تانک ایستاده
upright spin
U
چرخش ایستاده
on stilts
U
بالا ایستاده بل
offhand
U
تیراندازی ایستاده
stationary wave
U
موج ایستاده
stationary state
U
حالت ایستاده
semierect
U
نیمه ایستاده
standing start
U
استارت ایستاده
standee
U
شخص ایستاده
standing wave
U
موج ایستاده
stationary
U
لایتغیر ایستاده
he is on his legs
U
بر پا ایستاده است
drained
U
زهکش
draining
U
زهکش
drains
U
زهکش
collecting drain
U
زهکش
gulleys
U
زهکش
drain
U
زهکش
gullies
U
زهکش
gully
U
زهکش
standup goalie
U
دروازه بانی ایستاده
erectly
U
بطور ایستاده یا عمودی
to set
U
گذاشتن
[در حالت ایستاده]
stand-up
U
روی پا ایستادن ایستاده
perpendicular
U
ستون وار ایستاده
quasi stationary state
U
شبه حالت ایستاده
statically
U
در حال ایستاده یا ساکن
stand up
U
روی پا ایستادن ایستاده
pervious blanket
U
لایه زهکش
collector ditch
U
راه اب زهکش
drainage basin
U
حوزه زهکش
main drain
U
زهکش اصلی
drain embankment of dam
U
خاکریزی زهکش سد
draining
U
زهکش فاضل اب
waste pipe
U
لوله زهکش
pervious blanket
U
فرش زهکش
collector
U
راه اب زهکش
collectors
U
راه اب زهکش
collector drain
U
زهکش اصلی
drained
U
زهکش فاضل اب
drainage course
U
لایه زهکش
drainpipe
U
زهکش ابگذر
drainpipes
U
زهکش ابگذر
drain
U
زهکش فاضل اب
drainage gallery
U
گالری زهکش
drain
U
کشیدن زهکش
drainage gallery
U
دالان زهکش
drained
U
کشیدن زهکش
draining
U
کشیدن زهکش
drains
U
زهکش فاضل اب
drains
U
کشیدن زهکش
drainage well
U
چاه زهکش
toe drain
U
زهکش پایه
tail drain
U
نهر زهکش
joint drain
U
زهکش عمودی
underdrain
U
زهکش زیرزمینی
drainage cut
U
زهکش میانبر
kick turn
U
دور زدن در حالت ایستاده
step through method
U
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power form
U
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
offhand position
U
حالت ایستاده در تیر اندازی
to set
U
جای دادن
[در حالت ایستاده]
corner-post
U
[پایه ایستاده در سنگ نبش]
I was standing at the street corner .
U
درگوشه خیابان ایستاده بودم
catch pit
U
مجرای روباز زهکش
french drain
U
زهکش خشکه چینی
dry stone drain
U
زهکش خشکه چینی
pointsman
U
عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
chest roll
U
چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
ashlering
U
[مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
witness stand
U
محلی که شاهد درانجا ایستاده و شهادت میدهد
the taxis are on their rank
U
اتومبیلهای کرایهای درایستگاه خود ردیف ایستاده اند
vorticel
U
جانور ذره بینی حلقهای شکل که در اب ایستاده زندگی میکند
joystick
U
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
joysticks
U
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
accross the slope system
U
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
drain joints
U
فاصله بین تنبوشههای زهکش به منظور دخول اب به تنبوشه ها
righting
U
قائم
righted
U
قائم
upright
U
قائم
upstanding
U
قائم
vertical tail
U
دم قائم
vertical
U
قائم
right
U
قائم
normal
U
قائم
erects
U
قائم
plumb lines
U
خط قائم
plumb line
U
خط قائم
perpendecular
U
قائم
erect
U
قائم
erected
U
قائم
erecting
U
قائم
orthogonal
U
قائم
perpendecular
U
خط عمودی یا قائم
vertical force
U
نیروی قائم
true vertical
U
قائم واقعی
vertical photograph
U
عکس قائم
semierect
U
نیمه قائم
vertical drop
U
ابشار قائم
vertical speed
U
سرعت قائم
quadratic
U
منشور قائم
increate
U
قائم بالذات
high angle
U
تیر قائم
ordinate
U
بعد قائم
subrogation
U
قائم مقامی
normal vector
U
بردار قائم
normal plane
U
صفحه قائم
self perpetuation
U
قائم بذات
normal axis
U
محور قائم
self consistent
U
قائم بالذات
vertical cut
U
برش قائم
local vertical
U
قائم محلی
vertical creep
U
وارفتگی قائم
vertical circle
U
دایره قائم
vertical bulking
U
کمانش قائم
locumtenens
U
قائم مقام
vertical axis
U
محور قائم
vertical envelopement
U
احاطه قائم
subsitute
U
قائم مقام
deputy
U
قائم مقام
rectangular
U
قائم الزاویه
prop
U
تقویت قائم
substitute
U
قائم مقام
righting
U
قائم نگاهداشتن
propped
U
تقویت قائم
righted
U
قائم نگاهداشتن
right
U
قائم نگاهداشتن
stake
U
قائم کردن
staked
U
قائم کردن
substituted
U
قائم مقام
right-angled
U
قائم الزاویه
vicar
U
قائم مقام
locums
U
قائم مقام
locum
U
قائم مقام
substantive
U
قائم بذات
successor
U
قائم مقام
surreptitiously
U
قائم مقام
deputies
U
قائم مقام
substituting
U
قائم مقام
stakes
U
قائم کردن
enveloping
U
احاطه قائم
vicars
U
قائم مقام
envelopment
U
احاطه قائم
envelops
U
احاطه قائم
surrogates
U
قائم مقام
enveloped
U
احاطه قائم
envelop
U
احاطه قائم
surrogate
U
قائم مقام
normal acceleration
U
شتاب قائم
vice chancellor
U
قائم مقام
vice-chancellor
U
قائم مقام
vice-chancellors
U
قائم مقام
propping
U
تقویت قائم
abeam
U
قائم بر مسیرحرکت
apeak
U
عمودی قائم
surrogate
U
قائم مقام شدن
deputies
U
نایب قائم مقام
deputies
U
قائم مقام جانشین
right cone
U
مخروط قائم
[ریاضی]
surrogates
U
قائم مقام شدن
zenith
U
نقطه قائم بر نافر
vertical photograph
U
عکس هوایی قائم
vertical probable error
U
اشتباه احتمالی قائم
vertical envelopement
U
حرکت دورانی قائم
wedges
U
اسکنه کولاس قائم
vertical deformation
U
تغییر شکل قائم
wedged
U
اسکنه کولاس قائم
wedge
U
اسکنه کولاس قائم
vicegerent
U
جانشین قائم مقام
vertical center line illusion
U
خطای خط قائم مرکزی
wedging
U
اسکنه کولاس قائم
upload
U
همنه قائم نیرو
short scope buoy
U
بویه شناور قائم
deputy
U
نایب قائم مقام
ablique coordinates
U
دستگاه مختصات قائم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com